⭕️ #روایت| حکمت فتح
💢 حکمت سیاسی ۱۴۷
(بخش اول)
🔹بیماردلان سوی یهود و نصری میشتابند، با این بهانه که مباد در چرخۀ منفی بیفتیم، با این بهانه که «نمیشود، نمیتوان، بنبست است»! قرآن میگوید پیروزی دقیقاً روزی فرامیرسد که از این خطاهای محاسباتی عبور کنید! سعید جلیلی در جلسۀ 147 حکمت سیاسی از حکمت سورهای گفت که رهبر شهید مردم را به خواندن آن توصیه کردند؛ سورۀ فتح، سورۀ بنبستشکنی.
🔸واژۀ فتح یعنی ازالة الاغلاق، زدودن قفلها. کلید را از این رو مفتاح میگویند که در بسته را باز میکند. یوم الفتح نیز آن روزی است که بنبستها باز میشود. شکستن بنبست دقیقاً معنای لغوی فتح است. حالا چه بنبستی که با چشم هم بتوان دید، چه بنبستی که جز با بینش نتوان شناخت. قرآن در دو سورۀ محمد و فتح از دو جبهه و یک راه سخن میگوید. از بنبستآفرینی بیفرجام کافران، از خطاهای شناختی در جبهۀ مومنان که کار را بدتر میکند، از شکستن بنبستها و روز پیروزی بعد از غلبه بر خطاهای محاسباتی.
🔹راه فتح غیر از راههایی است که خطاهای محاسباتی پیشنهاد میدهد. سورۀ مائده به مومنان خطاب میکند سراغ یهود و نصری نروید. همانجا میگوید میبینید بیماردلانی (الذین فی قلوبهم مرض) باز سراغ آنها میشتابند! قلب در شناختشناسی قرآن، مرکز ادراکات و تصمیمهاست. دل بیمار، قلبی است که از مستوی فطرت خارج شده باشد، مثل شک یا تردیدی که قلب را از اعتماد به هدایت الهی منحرف کند. این بیماری دل لزوماً نفاق نیست. بیماردلی، بدافزاری است که به جان کانون ادراک و تصمیم میافتد و انسان را دچار خطای محاسباتی میکند، دچار تصمیمهای غلط.
🔸سورۀ فتح نیز روایت بدیعی از این خطاهای محاسباتی دارد. از آنها که گمان میبردند کار پیامبر تمام است و اینگونه فرار از جهاد را برای دلهایشان بزک میکردند. «بَلْ ظَنَنتُمْ أَنْ لَنْ يَنقَلِبَ الرَّسُولُ وَ الْمُؤْمِنُونَ إِلَی أَهْلِيهِمْ أَبَدًا وَ زُيِّنَ ذَٰلِكَ فِي قُلُوبِكُمْ» قرآن میگوید بد گمانی کردند و ضایع شدند! «وَ ظَنَنتُمْ ظَنَّ السَّوْءِ وَ كُنتُمْ قَوْمًا بُورًا» خطای بد محاسباتی نمیگذارد ببینند که «لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا» دل بیمار، فتح قریب خدا را نمیبیند. خدا بن بست را میشکند و آنها از مسیری که رفتند پشیمان میشوند: «فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا أَسَرُّوا فِي أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ» وقتی که پشیمانی دیگر سودی ندارد! «قُلْ يَوْمَ الْفَتْحِ لَا يَنفَعُ الَّذِينَ كَفَرُوا إِيمَانُهُمْ وَ لَا هُمْ يُنظَرُونَ»
🔹بنبستشکنی و فتح خدا در پی ادراک سالم شناختی میآید. سورۀ فتح از این لحظه با این تعبیر یاد میکند: «هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لِيَزْدَادُوا إِيمَانًا مَعَ إِيمَانِهِمْ (الفتح: 4)» نقطۀ مقابل «فی قلوبهم مرض»، انزال سکینه در قلوب است؛ قلب مطمئن، دلِ آماده برای ادراک سالم است، دل آماده برای ایمان. همچنان که بدافزار شناختی در دل بیمار تشدید میشود (فی قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا)، از این سو نیز دل آرام و سالم روز به روز به بهرۀ ادراکیاش اضافه میشود (لیزدادوا ایمانا مع ایمانهم). این دل، حالا دیگر همۀ اسبابی را که خدا برای گشایش و بنبست شکنی در جهان نهاده، میبیند: « وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ كَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا »
🔸ایمان فقط باور نیست. الزامات باور نیز مهم است. وگرنه بودند کسانی که یقین کردند ولی جحد کردند: «و جحدوا بها و استیقنتها انفسهم»، آن هم پس از آن که هدایت برایشان روشن شد: «من بعد ما تبین لهم الهدی» از این رو، قرآن فراتر از ملاکهای شناختی، برای ایمان ملاکهای دیگری نیز میآورد، مثل ملاک سیاسی: «فلا و ربک لایومنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم» آن چه امروز ذیل حکم ولایت فقیه بیان میکنیم، شاخصۀ ایمان است. بیعت با ولی فقیه و امام معصوم و پیامبر، بیعت با خداست؛ اینجاست که دست خدا بالای دستها به یاری میآید:
✅ @saeedjalily
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


