روضه در یک کلام وای از شام
دردِ بیالتیام وای از شام
کاش مادر مرا نمیزائید
نالههای مدام وای از شام
ناسزاهای بد به ما گفتند
همه جایِ سلام وای از شام
آن دیاریِ که کرده بازی با
آبروی امام وای از شام
قافله تا غروب گیر افتاد
کوچهها ناتمام وای از شام
دخترِ فاطمه اذیت شد
از نگاهِ حرام وای از شام
گذر از کوچههایِ تنگِ یهود
آتشِ رویِ بام وای از شام
جایِ حیدر ز گیسویِ دختر
میگرفت انتقام وای از شام
در میان چهار هزار رقاص
گریه در ازدحام وای از شام
سر و تشت و پیالههای شراب
چوبِ بیاحترام وای از شام
لعنتی در کنارِ سر میریخت
میِ باقیِ جام وای از شام
سرخموئی اشاره کرد و یزید
گفت: گفتی کدام؟؟ وای از شام
من چهلسال گریه میکردم
با همین یک کلام وای از شام
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج



