✅درخواست از آقا
🔸مرحوم حاج شیخ حسنعلی نخودکی یک برادری داشتند که در اصفهان تاجر بود و در دوران طلبگی خیلی به ایشان کمک می کردند.
🔸برادر ایشان در اصفهان مریض شدند و وصیت کرده بود که بعد از وفات، او را قم دفن کنند. به آشیخ حسنعلی خبر رسید که برادر شما از دنیا رفت و در قم دفنش کردند.
🔸شب اول قبر ایشان بود؛ مرحوم آشیخ حسنعلی حرم مشرف می شوند و به حضرت رضا عرض می کنند: «آقا شما می دانید این برادر خیلی به من حق داشته و من غیر از اینکه توان ادای حقوقش را ندارم، اینجا هم هیچ کاری از دست من برنمی آید. من مشهدم و او قم دفن شده. به ذهنم رسید که بیایم از شما یک خواهشی بکنم!
خواهش من این است که آقا امشب شما به قم تشریف ببرید و سفارش برادر من را به خواهرتان حضرت معصومه (س) بکنید. ایشان میزبان برادر من هستند و هرچه شما از او بخواهید حتماً عمل خواهند کرد.»
🔸صبح اول وقت یکی از شاگردان ایشان به ملاقات آشیخ حسنعلی می آید و می گوید: من دیشب خواب عجیبی دیدم! ایشان می پرسند خوابت چه بوده؟
می گوید: «من دیشب خواب دیدم که برای زیارت به حرم رفتم؛ خادم ها گفتند: امام رضا (ع) تشریف ندارند. گفتم: یعنی چه؟
🔸گفتند: آقا یک سفری به قم رفتند. گفتم: چگونه!؟ می گویند: برادر آشیخ حسنعلی امشب در قم دفن شدند، امام رضا (ع) به قم تشریف بردند سفارش برادر آشیخ حسنعلی را به خواهرش حضرت معصومه بکنند.
🔸آشیخ حسنعلی این خواب را که می شنود. برای تشکر و عذرخواهی بار دیگر به حرم مشرف می شوند…
🔺مرحوم آیت الله مصباح یزدی، ۱۳۹۹/۰۶/۰۴
#یاامامرضا
👆با هشتک بالا داستان های کتاب یک تکه از بهشت را بخوانید
با شهید ابراهیم هادی همراه باشید👇
https://eitaa.com/joinchat/2843344995C4bdc20cf63
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج



