🍂روایت تلخ شهدای نفس🍂

🍂روایت تلخ شهدای نفس🍂

آخرین صدایی که در تونل پیچید، روضه مادر بود😭😭

🔹️ همسر شهید سرتیپ دوم «مجید شعبانی»، برایمان از شهدای «نَفَس» هوافضای سپاه می‌گوید…
🔹️ می‌گفتند ساعت دو و نیم بامداد شنبه ۱۶ اسفند، آقا مجید و هم‌رزمانش در تونلی در محدوده گرمدره مشغول کار بودند که جنگنده‌ها از راه رسیدند و شروع به بمباران آن منطقه کردند. با اصابت یکی از بمب‌ها به کوه و ریزش بخشی از آن، ورودی و خروجی تونل مسدود شد.
🔹 در آن میان، یک موشک هم به نزدیکی دریچه هوای تونل خورد؛ اما عمل نکرد. خوشحالی نیروها از این اتفاق چندان طول نکشید؛ چون گاز و دودی که از آن موشک عمل‌نکرده به داخل تونل وارد می‌شد، آرام‌آرام اکسیژن موجود در آن فضا را می‌بلعید و شرایط تنفس را برای افراد داخل تونل سخت می‌کرد.
🔹 تلاش‌ها برای باز کردن دهانه‌های تونل و نجات افراد محبوس‌شده، بی‌نتیجه بود. برایمان گفتند با اینکه آن منطقه همچنان زیر بمباران جنگنده‌ها بود، نیروهای بیرونی بدون ترس آنجا ماندند و با دست خالی و هرچه در اختیار داشتند تلاش کردند آن حجم خاک و شنِ تلنبارشده در دهانه‌های تونل را کنار بزنند؛ اما موفق نشدند و حتی در آن دقایق پرالتهاب، سه نفر از نیروهای ایثارگری که مشغول آواربرداری بودند، به شهادت رسیدند.
🔹همکاران آقا مجید می‌گفتند معدود تماس‌هایی که باوجود آنتن ضعیف در آن چند ساعت برقرار شد نشان می‌داد نیروهای داخل تونل، برخلاف ولوله‌ای که آن بیرون برپا شده بود، آرام و مطمئن، تا جایی که نفس و توان داشتند، به کارشان ادامه داده بودند. آخرین صدایی هم که از جمع آنها به گوش رفقای بیرونی رسیده بود، صدای روضه بود. آن ۴۲ نفر در آخرین دقایق زندگی دنیایی‌شان، روضه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) خوانده بودند…
بعد از چند ساعت تلاش که دهانه‌های مسدودشده تونل بالاخره باز شد، تازه شروع غصه‌های بچه‌های هوافضا بود. گرچه فضای داخل تونل هیچ آسیبی ندیده بود و همه افراد حاضر در آنجا هم در ظاهر سالم بودند؛ اما هیچ‌کس خوشحال نشد. تمام قصه این بود که انفجار بمب، ریزش آوار و شدت جراحات و… باعث شهادت افراد داخل تونل نشده بود. آن ۴۲ نفر، به دلیل تمام‌شدن اکسیژن داخل تونل، شهید شده بودند! به همین خاطر هم بود که معروف شدند به شهدای «نَفَس».
🔹 می‌گفتند آقا مجید، دومین شهیدی بود که از تونل بیرون آوردند. همه تعجب کرده بودند که چرا ماسک ندارد! دوستش می‌گفت:
«با روحیه‌ای که از مجید سراغ دارم، حتماً فداکاری کرده و ماسکش را به هم‌رزمی داده که زودتر از او نفسش به شماره افتاده بوده…»
🔹افراد مطلع به ما گفتند کار خدا بوده که آن بمب عمل نکرده وگرنه نه پیکر و نه هیچ نشانه‌ای از آن ۴۲ نفر باقی نمی‌ماند!

🌷شهید عبدالله #مومن_نسب، یکی از همکاران جهادی ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر استان تهران، در میان این #۴۲شهیدپاسدارنفس بود.

🔺روح‌شان شاد و راه‌شان پررهرو باد

خون خواهی رهبر شهید خون خواهی رهبر شهید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.