خانه » كتاب : در محضر عارفان » 3 : وصيت علامه حلى قدس سره به فرزندش

3 : وصيت علامه حلى قدس سره به فرزندش

3 : وصيت علامه حلى قدس سره به فرزندش (15)
بسم الله الرحمن الرحيم .
پسركم ! خداوند تعالى تو را بر انجام دادن فرمانشهايش استوار بدارد و بر عمل خير و ملازمت آن توفيق ات دهد و به سوى آنچه دوست مى دارد و راضى است ، رهنمايت باشد و به انچه از خيرها ارزو دارى و خواهانى ، برساندت و در دنيا و آخرت سعادتمند كند و هر چه كه با آن ، چشم روشن مى گردد، هديه ات كند و عمر نيكو وزندگى آرام و خوش روزگارت را سپرى سازد و مهر (صالح است ) بر اعمالت بنهد و وسايل رسيدن به سعادت را روزى ات كند و از بركتها بزرگ و والايش بر تو ببارند و خداوند از هر بلا و سختى دورت بدارد و بديها را از تو دفع كند!


بدان ! كه من در اين كتاب (قواعدالاحكام ) چكيده و فشرده احكام را به گونه اى موجز آوردم و پايه هاى اسلام را با كلمات كوتاه و عبارتهايى روان روشن ساختم و راه رشد و طريق استوار را واضح كردم .
تاليف اين كتاب به هنگامى است كه پنجاه سال از عمر را گذرانده ام و وارد دهه شصت زندگى شده ام . دهه شص زندگى آنى است كه مهتر خلايق (جناب رسول الله صلى الله عليه و آله ) فرموده : (ان ، اغازگاه هجوم مرگ است (16)))
حال اگر خداوند تعالى (در اين دهه بر من مرگ را نوشته باشد و ان را با (قدر )ش حتمى كرده باشد، از آن جا كه او فرمانش را بر بندگان حاضر و مسافر، جارى سازد، پس من هم – همان گونه كه خداوند تعالى وصيت را بر من واجب و بخصوص هنگام احساس مرگ مرا مامور به آن كرده است – (تو را مخاطب ساخته ) و برايت و صيت مى كنم به :
اينكه همدوش با تقوى الهى باشى ، كه آن – بيقين – سنت پايدار و واجب حتمى و سپر نگه دارنده توشه ماندگار است . و (آن ) پر سودتر چيزى است كه انسان براى روزى كه چشمها از هيبت آن روز گشاده و خيره مى ماند
(17)
و يار و ياور نيست ، خواهد داشت .
التزام به پيروى اوامر خداوند تعالى و انجام دادن آنچه او مى پسندد و پرهيز از آنچه او ناخوش دارد و دورى از نواهى خداوند تعالى .
كسب فضايل علمى و عروج از پستى نقص به بالاترين نقطه كمال و اوج گيرى در آسمان عرفان و نه سقوط به جايگاه جهال و (و عمرت را با) گرايش عاشقانه به پسنديده ها و يارى برادران دينى و پاسخ دشتخو را به سخن نيكوگفتن و نيكو رفتار را با چهره باز پذيرفتن بگذران !
پرهيز از رفاقت با انسانهاى پست و همنشينى با افراد نادان ، زيرا رفاقت و همنشينى با آنان خلق و خوى ناپسند و باطن پست برجا مى نهد.
التزام به همدوشى با عالمان و نشست و برخاست با فاضلان داشته باش كه آن براى كسب كمالات زمينه كامل را فراهم مى سازد و برايت ، توان و مهارت در يافتن پاسخ مجهولات را به دنبال دارد.
بايد، امروزت از ديروزت بهتر باشد.
تو و التزام به صبر و توكل و رضا.
هر روز و شب ، محاسبه نفس كن !
از خداوند بسيار آمرزش بخواه !
از نفرين مظلوم بترس بخصوص از نفرين يتيم و پيرزن ، كه خداوند در مورد شكستن دلشكسته ، گذشت نمى كند.
تو و التزام به نماز شب ، كه رسول الله صلى الله عليه و آله بر آن تشويث كرده و دعوت به اقامه آن كرده و فرموده است : ( من ختم له بقيام الليل ، ثم مات ، فله الجنه (18) ) : هر كه آخرين عملش ، اقامه نماز شب باشد و بميرد، بهشت براى او باشد.
تو و التزام به صله رحم ، كه بيقين ، به عمر آدمى مى افزايد.
تو و التزام به خوشرويى . همانا رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود: ( انكم لن تسعوا الناس باموالكم ، فسعوهم باخلاقكم ! ) : همانا شما را نرسد كه با اموالتان ، تمامى افراد را در آسايش قرار دهيد، لذا آنان را با اخلاقتان خشنود سازيد.
تو و التزام به توجه و مراقبت از ذريه پيامبر، كه همانا خداوند همانا در سفارش به آنان تاكيد كرده و پادش رسالت و ارشاد مردم را دوستى و مهرورزى به آنان قرار داده است . خداوند تعالى فرموده است : ( قل لا اسالكم عليه اجرا الا الموده فى القربى … (19) ): بگو در ازاى رسالت ، پاداشى از شما خواستار نيستم ، مگر دوستى در مورد خويشاوندان .
حضرت رسول الله فرموده : ( انى شافع يوم القيامه لاربعه اصناف – و لو جاووا بذنوب اهل الدنيا -: رجل نصر ذريتى و رجل بذل ماله لذريتى عند المضيق ، و رجل احب ذريتى باللسان و القلب و رجل سعى فى حوائج ذريتى اذا طردوا و شردوا.(20) ): بيقين من در قيامت شفاعتگر چهار گروه – هر چند گناهشان به اندازه تمام گناهان مردم باشد – خواهم بود: مردى كه ذريه مرا يارى كند، مردى كه به هنگام تنگدستى ذريه ام ، از مالش ‍ به آنها ببخشد، مردى كه به زبان و قلب ، ذريه مرا دوست داشته باشد و مردى كه به هنگام بى سر و سامانى ذريه ام در رسيدگى به حاجاتشان كوشش كند.
امام صادق عليه السلام فرمود:
( اذا كان يوم القيامه نادى مناد: ايها الخلائق ! انصتوا، فان محمدا يكلمكم . فينصت الخلائق . فيقوم النبى صلى الله عليه و آله فيقول : يا معشر الخلائق ! من كانت له عندى يد او منه او معروف ، فليقم حتى اكافئه .
فيقولون : بآبائنا و امهاتنا! و اى يد منه و اى معروف لنا؟! بل اليد و المنه و المعروف لله و لرسول على جميع الخلائق .

فيقول : بلى . من آوى احدا من اهل بيتى او برهم او كساهم من عرى او اشبع جائعهم ، فليقم حتى اكافئه .
فيقوم اناس قد فعلوا ذلك . فياتى النداء من عندالله : يا محمد! يا حبيبى ! قد جعلت مكافاتهم اليك ، فاسكنهم من الجنه حيث شئت .فيسكنهم فى ( الوسيله ) حيث يحجبون عن محمد و اهل بيته عليه السلام (21))) : هنگامى كه قيامت برپا شد، ندا دهنده اى مى گويد: (اى آفريده ها! ساكت باشيد تا حضرت محمد با شما سخن گويد.)
مردم ساكت مى شوند جناب نبى صلى الله عليه و آله برخاسته ، مى فرمايد: ( اى همه همه آفريده ها! هر كس كه براى من كارى انجام داده و منتى دارد و نيكى اى رسانده است ، برخيزد تا اينك ، جبران كنم .) همه آفريده ها گويند: ( پدر و مادرمان فدايت ! چه كارى و چه منتى و چه نيكى اى ؟ خدمت و منت و نيكى ، بر همه خلائق ، از سوى خدا و رسول خداست .)
حضرت رسول الله مى فرمايد: (بلى . حال ، هر كه ، كسى از اهل بيت مرا پناه داده ، يا نيكى اى رسانده ، يا با اهداى لباس ، آنها را از برهنگى نجات داده ، يا گرسنگانشان را سير كرده است ، برخيزد تا اينك جبران كنم .)
در اين لحظه مردمى كه آن كارها را انجام داده اند، بر مى خيزند، سپس از جانب خداوند ندا مى آيد: ( اى محمد! اى حبيبم ! همانا جبران كارهاى آنان را بر عهده تو گذاشتم آنان را در هر كجاى از بهشت كه خواستى جاى ده .)
حضرت رسول آنان را در مكانى به نام (وسيله ) جا مى دهد تا نسبت به حضرت محمد و اهل بيتش عليه السلام در محروميت و حجابى نباشد.
تو و التزام به بزرگداشت علما و احترام به آنان ، كه حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود:
( من اكرم فقيها مسلما، لقى الله تعالى يوم القيامه و هو عنه راض . و من اهان فقيها مسلما لقى الله تعالى يوم القيامه و هو عليه غضبان . (22))) هر كه ، مسلمان دين شناس را گرامى دارد تا در قيامت ، خدا را راضى و خوشحال از خود خواهد يافت و هر كه مسلمان دين شناس را كوچك شمارد و اهانت كند، در قيامت خدا را ناراضى و خشمگين از خود، خواهد يافت .
حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله نگاه به چهره عالمان را، از جمله عبادتها شمرده است و نگاه به در خانه عالمان را عبادت دانسته و رفت و آمد با دانشمندان را عبادت خوانده است .
تو و التزام به كوشش فراوان براى افزودن علمت و ژرف نگرى در دين ، كه حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام به فرزندش فرموده است :
( تفقه فى الدين ، فان الفقهاء ورثه الانبياء. و ان طالب العلم يستغفرله من فى السماوات و من فى الارض ، حتى الطير فى جو السماء و الحوت فى البحر. و ان الملائكه لتضح اجنحتها لطالب العلم رضى به . (23) ): در دين ژرف بنگر! زيرا دين شناسان ، جانشينان پيامبران هستند. براى طالب علم ، هر چه در آسمانها و هر چه در زمين هست – حتى پرنده در آسمان و ماهى در دريا – طلب آمرزش مى كنند و فرشتگان به دليل خوشنودى از طالب علم بالهاى خود را خاك فرش آنان مى كنند.
بپرهيز از كتمان دانش و بازداشتن شايستگان از فراگيرى علمت ، زيرا خداوند تعالى مى فرمايد:
( ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات و الهدى من بعد مابيناه للناس ‍ فى الكتاب اولئك يلعنهم الله و يلعنهم اللاعنون . (24) ): كسانى كه نشانه هاى روشن و رهنمودى را كه فرو فرستاده ايم ، بعد از آنكه آن را براى مردم در كتاب توضيح داده ايم . نهفته مى دارند، آنان را خدا لعنت مى كند و لعنت كنندگان لعنت شان مى كنند.
و حضرت رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود:
( اذا ظهرت البدع فى امتى ، فليظهر العالم علمه . فمن لم يفعل ، فعليه لعنه الله . (25) .) : هنگامى كه در امتم ، بدعتها آشكار و فراگير شد، دين شناسان بايد علمشان را آشكار كنند و در اختيار همه قرار دهند. كسى كه چنين نكند، لعنت و نفرين الهى بر او خواهد بود.
و نيز او صلى الله عليه و آله فرمود:
( و لا توتوا الحكمه غير اهلها، فتظلموها. و لا تمنعوها الهلها فتظلموهم (26))): حكمت را در اختيار نااهل قرار ندهيد! كه (اگر چنين كنيد) به حكمت ظلم كرده ايد و از اهلش ، منع مكنيد! كه (اگر چنين كنيد) به اهل حكمت ظلم كرده ايد.
تو و التزام به تلاوت قرآن عزيز و تفكر در معانى آن و رعايت اوامر و نواهى اش و تتبع در اخبار نبوى و آثار محمدى و جستجو (و فهم ) معانى آن ها و تامل كردن تام در آنها.
البته من ، كتابهاى زيادى در تمامى اين زمينه ها برايت نگاشته ام .
اين ، آنهايى بود كه وظيفه تو بود. اما آنچه به من مربوط است و نفعش به من بر مى گردد، (عبارت است از):
اين كه با طلب رحمت برايم در بعضى از اوقات ، مرا ياد كرده و مورد تفقد قرار دهى .
و اين ثواب بعضى از طاعتهايت را براى من بفرستى .
و در ياد كردم ، كم نگذار! كه (اگر چنين كنى ) اهل وفا تو را جفا كار خوانند، و در ياد كردم زياده روى مكن ! كه (اگر چنين كنى ) آنان كه اهل نيكى اند، تو را به كوتاهى در حق پدر به هنگام زندگانى نسبت مى دهند. بلكه در خلوتهايت و پس نمازهايت يادم كن !
و آنچه از بدهكارى ها و تعهدات واجب بر عهده ام هست (و خود انجام نداده ام ) تو قضا كن !
و در حد توانت ، بر سر مزارم به زيارتم بيا و مقدارى از قرآن تلاوت كن !
و هر كتابى كه نوشته ام ، ولى خداوند براى به پايان رساندنش ، مهلتم نداده است ، تكميل كن ! و هر چه از خلل و نقصان و خطا و نسيان در آنى مى يابى اصلاح كن !
اين وصيت من است به تو. خداوند از جانب من بر تو ناظر است و السلام عليك و رحمه الله و بركاته . و الله اعلم بالصواب .

 

23 شهــيد محــمد ابراهيم همت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.