اسلام شناسي

گریه‌کن‌های حُسینیم و گدای حَسَنیم

گریه‌کن‌های حُسینیم و گدای حَسَنیم خاکِ پاهای حُسینیم و برای حَسنیم جمع ما را حَسن آورد سوی کربُبَلا کربلایی شده‌ی خیر دعای حَسنیم صورِ “این الحَسَنیون” که قیامت بزنند با حُسین بین صفوف رفقای حَسنیم کوری چشم همان‌ها که رهایش کردند… تا خداییِ خدا هست، به پای حَسنیم ما به این کربُبَلا شهر حَسن می‌گوییم که در آن خیره به …

ادامه مطلب

دعای زنده‌دلان صبح و شام یا حسن است

دعای زنده‌دلان صبح و شام یا حسن است که موی تیره و روی سپید با حسن است مبین ز نسل حسن هیچکس امام نشد به حُسن بینی اگر هر امام را، حسن است حسین می‌شنوم هرچه یاحسن گویم دو کوه هست ولی کوه بی صدا حسن است حسین نهی به قاسم دهد، حسن دستور ز من بپرس که سلطان کربلا …

ادامه مطلب

صفت کریم و لقب مجتبی و نام حسن

صفت کریم و لقب مجتبی و نام حسن فدای نام شریف حسن؛ کدام حسن؟ همان که دوست و دشمن فقیر خانهٔ اوست که داده پاسخ دشنام را سلام، حسن «به حُسن خُلق و وفا کس به یار ما نرسد» به هر جهت حَسَن است این جناس تام؛ حسن «اگرچه حُسن‌فروشان به جلوه آمده‌اند» به نام کیست ولی سکّه؟ یک‌کلام: حسن …

ادامه مطلب

فى حَــديثٍ: ما رُئِىَ أَنَّ رَجُلاً دَفَعَ اِلَيْهِ رُقْعَةً

فى حَــديثٍ: ما رُئِىَ أَنَّ رَجُلاً دَفَعَ اِلَيْهِ رُقْعَةً فى حاجَةٍ [اِلاّأَجابَهُ] فَقالَ لَهُ: حاجَتُك مَقْضِيَّةٌ، فَقيلَ لَهُ يَا بْنَ رَسُولِ اللّه ، لَوْ نَظَرْتَ فى رُقْعَتِهِ ثُمَّ رَدَدْتَ الْجَوابَ عَلى قَدْرِ ذلِكَ، فَقالَ: أَخْشى أَن يَسْأَلَنىَ اللّه عَنْ ذُلِّ مَقامِهِ بَيْنَ يَدَىَّ حَتّى أَقْرَءَ رُقْعَتَهُ. ترجمه: در حديثى آمده است: هرگز ديده نشد كه كسى به امام نامه‌اى در …

ادامه مطلب

این خانواده آینه‌های خدایی‌اند

این خانواده آینه‌های خدایی‌اند در انتهای جادۀ بی‌انتهایی‌اند خیل ملک مقابلشان سجده می‌کنند این‌ها خدا نی‌اند ولیکن خدایی‌اند هرکس که می‌رسد سر اطعام می‌برند فرقی نمی‌کند که فقیران کجایی‌اند یک «السلام» و یک «و علیک السلام» سبز این‌ها همان مقدمۀ آشنایی‌اند… سوگند می‌خوریم که پروانه زاده‌ایم همسایۀ قدیمی این خانواده‌ایم تو آسمان جودی و ما یا کریم تو پرواز می‌کند …

ادامه مطلب

حرم ندارد و دل در غمش مقیم‌تر است

حرم ندارد و دل در غمش مقیم‌تر است کسی که رأفتش از آسمان عظیم‌تر است اگرچه جمله کریم‌اند و شهره در کرم‌اند در این سلاله یکی از همه کریم‌تر است علی که رفت همه کوفه شد یتیم، ولی  میان کوفه حسن از همه یتیم‌تر است تو صلح کردی و بی‌غیرتان نفهمیدند که راه صلح تو از جنگ، مستقیم‌تر است به …

ادامه مطلب

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین

ذکر نزول عطا، یا حسن و یا حسین علت لطف خدا، یا حسن و یا حسین تا که خدایی شوم، کرب و بلایی شوم می‌زنم از دل صدا، یا حسن و یا حسین بانی اشک دو چشم، رحمت جاری حق آبروی چشم‌ها، یا حسن و یا حسین قبله‌ی حاجات ما، اوج عبادات ما روح مناجات ما، یا حسن و یا …

ادامه مطلب

برکت نان بخاطر حسن است شاطران از قدیم می‌گویند

برکت نان بخاطر حسن است شاطران از قدیم می‌گویند تاجرانِ بزرگ، صبح به صبح زیرِ لب “یاکریم” می‌گویند سائل از شرم در زدن بیگاه خادم از خاکروبیِ درگاه بی نیازند، من نمی‌گویم! آفتاب و نسیم می‌گویند نه دری داری و نه دربانی نه پسِ هفت پرده پنهانی زائران حاجتی اگر دارند به خودت مستقیم می‌گویند مرقد ساده‌ی تماشایی! با تمام …

ادامه مطلب

عجیب نیست که دائم سر زبان من است

عجیب نیست که دائم سر زبان من است حسن قشنگ‌ترین واژه درجهان من است اگر به گفتن ذکرش همیشه مشغولم زبان برای همین کار در دهان من است همیشه “أشهَدُ أَنّ حسن کریم الله” پس از علی ولی الله، در اذان من است گدای سفره ‌ی او بوده‌اند اجدادم همین بزرگترین فخر خاندان من است به تیره‌روزی شب‌های خویش مفتخرم …

ادامه مطلب

جای اطاله نیست غزل فرصتش کم است

جای اطاله نیست غزل فرصتش کم است حرف نگفتنی همه جورش فراهم است ‌نام خدیجه را نَبَرد بی وضو کسی رحمت به او که همدم و هم راز خاتم است ای آنکه بر خدیجه حسادت کنی بسوز! دنیا بسوز عاقبتت هم جهنم است آن کس که پیش شیر خدا قد علم کند گیرم زن رسول، عذابش مسلم است جان‌ها فدای …

ادامه مطلب