تو از نسلِ کریمانی؛ کریمی!

تو از نسلِ کریمانی؛ کریمی! صفایِ قلب‌ها، عبدالعظیمی! حریمت، بارگاهِ مهربانی‌ست عجب حال و هوایی! چه حریمی! به زیرِ سایه‌ی لطفت مقیمیم خوشا از سمتِ رِی، آید نسیمی چه اجری می‌دهی بر زائرانت! تو در کرب‌وبلایِ ما سهیمی نگاهی کن به این عبدِ گنه‌کار حسابم کن زِ یارانِ قدیمی اگر باشیِ شفیعِ اهلِ عصیان ندارم هیچ خوفی؛ هیچ بیمی ✍️ …

ادامه مطلب

ما زائران صحن تو هستیم از قدیم

ما زائران صحن تو هستیم از قدیم همسایگان شهر تو، یا سیدالکریم مِهرت به جان مردم این مُلک، جا گرفت با تو رواست، وادی ری را طلا گرفت خواندی حدیث یار و روایات دلبری با توست، نور موسوی و عطر عسکری ای با جواد، همسخن! از جود او بخوان با تشنگان نور، از آن ماهرو بخوان ای باب علم، آن …

ادامه مطلب

نام گرامی‌اش اگر عبدالعظیم بود

نام گرامی‌اش اگر عبدالعظیم بود عبد خدای بود و مقامش عظیم بود گر از کرامتش همه کس فیض می‌برد از نسل خاندان امامی کریم بود عطر حدیث آل رسول از لبش چکید در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود تنها نبود پیک خوش‌الحان باغ عشق پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود آموخت درس بندگی از اهل‌بیت نور محبوب پیشگاه …

ادامه مطلب

ای مأمن اهالی ری سایه‌سار تو

ای مأمن اهالی ری سایه‌سار تو بوی حسین می‌شنوم از مزار تو کوهی و همجواریِ تو رشک آبشار طهران چه سربلند شده در جوار تو دست تهی نیامده‌ام ای عزیز ری آورده‌ام دلی به امید نثار تو تا سفره‌ی تو هست، گدایان کجا روند وقتی که می‌رسد به کریمان تبار تو هم کربلای دیگر مایی و هم بقیع آیینه‌ی حسین …

ادامه مطلب

از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت

از بوستان فاطمه، عطر و شمیم داشت با دوستان فاطمه، لطف عمیم داشت خواندند اهل معرفت او را «نگین ری» با آن‌که نام و شهرت «عبدالعظیم» داشت از شهربند رنج و غم، آزاد می‌شود هر کس که پاس بندگی آن حریم داشت این یاس گلشن «حسن»، این عاشق «حسین» با مهر و عشق و عاطفه عهدی قدیم داشت گل‌واژۀ حدیث …

ادامه مطلب

دستِ گدا دراز به سوی کریم هست

دستِ گدا دراز به سوی کریم هست لطفِ کریم، شاملِ ما از قدیم هست ما را گِدا نوشت و خودش سُفره پهن کرد دیدیم هَر سَحر که سویش آمدیم، هست قِسمت نشد زیارتِ کرب و بلا ولی شُکرِ خُدا زیارتِ عَبدُالعَظیم هست دل هر سحر به عَطرِ بهشتی مُعطَّر است از بوی سیبِ سُرخ که در این حریم هست آتش …

ادامه مطلب

ای حریمت رشک جنّات النّعیم

ای حریمت رشک جنّات النّعیم خطّ تو خطّ صراط‌المستقیم نسل طاها، زادۀ والمرسلات نجل بسم الله رحمان الرّحیم مشعل اِنّا هدیناه السّبیل طلعت مرآت اللهُ الحکیم… با تجلاّی تو از ظلمت چه باک در تولاّی تو از آتش چه بیم دور صحنین تو با صوت ملیح این ندا پیوسته خیزد از نسیم: یا کریم بن کریم بن کریم یا اباالقاسم …

ادامه مطلب

نام گرامی‌اش اگر عبدالعظیم بود

نام گرامی‌اش اگر عبدالعظیم بود عبد خدای بود و مقامش عظیم بود گر از کرامتش همه کس فیض می‌برد از نسل خاندان امامی کریم بود عطر حدیث آل رسول از لبش چکید در مکتب فضیلت و تقوا فهیم بود تنها نبود پیک خوش‌الحان باغ عشق پرهیزگار و عابد و زاهد، حکیم بود آموخت درس بندگی از اهل‌بیت نور محبوب پیشگاه …

ادامه مطلب

ای آفتاب فاطمه، در شهر ری مقیم

#حضرت_عبدالعظیم_حسنی_ع ای آفتاب فاطمه، در شهر ری مقیم ری طور اهل دل، تو در آن موسِیِ کلیم صحنت مطاف جان، حرمت جنّة النّعیم عبد عظیم خالق بخشندۀ عظیم… صَلّی عَلی جَلالِکَ یا سَیّدُ الکریم ای مهرت آفتاب درخشان هر دلی فرزند فاطمه، خلف مرتضی علی مرآت جان به نور جمال تو منجلی… تو کیستی که گفته ولی اللّهت، ولی ای …

ادامه مطلب

ما زائران صحن تو هستیم از قدیم

ما زائران صحن تو هستیم از قدیم همسایگان شهر تو، یا سیدالکریم مِهرت به جان مردم این مُلک، جا گرفت با تو رواست، وادی ری را طلا گرفت خواندی حدیث یار و روایات دلبری با توست، نور موسوی و عطر عسکری ای با جواد، همسخن! از جود او بخوان با تشنگان نور، از آن ماهرو بخوان ای باب علم، آن …

ادامه مطلب