111 دزد يا حسين

111 دزد يا حسين

شبى دزدى وارد خانه روضه خوانى شد، وسائل قيمتى منزل را جمع كرد، و در يك چادر شب بزرگ پيچيد. هنگامى كه خواست آنرا بلند كند تا بر پشتش بيندازد و فرار كند، بر حسب عادت گفت : يا على
روضه خوان از صداى ياعلى دزد از خواب پريد، و از جا بر خاست و مچ دزد را گرفت و گفت : كجا؟ من يك عمر يا حسين گفته ام تا اين وسائل را تهيه نموده ام . حالا تو مى خواهى همه اينها را با گفتن يك يا على ببرى ؟!

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.