112 گوش شنوا

112 گوش شنوا

توانگرى نه به مال است پيش اهل كمال
كه مال تالب گور است و بعد از آن اعمال
من آن چه شرط بلاغ است با تو مى گويم
تو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال
محل قابل و آنگه نصيحت قائل
چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال
به چشم و گوش و دهان آدمى نباشد شخص
كه هست صورت ديوار را همين تمثال
نصيحت همه عالم چو باد در قفس است
به گوش مردم نادان چو آب در غربال
كنون هواى عمل مى زند كبوتر نفس
كه دست جور زمانش ، نه پر گذاشت نه بال
به قبرستان گذر كردم كم و بيش
بديدم قبر دولتمند و درويش
نه درويش بى كفن در خاك رفته
نه دولتمند برده ، يك كفن بيش
 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.