| توانگرى نه به مال است پيش اهل كمال |
| كه مال تالب گور است و بعد از آن اعمال |
| من آن چه شرط بلاغ است با تو مى گويم |
| تو خواه از سخنم پندگير و خواه ملال |
| محل قابل و آنگه نصيحت قائل |
| چو گوش هوش نباشد چه سود حسن مقال |
| به چشم و گوش و دهان آدمى نباشد شخص |
| كه هست صورت ديوار را همين تمثال |
| نصيحت همه عالم چو باد در قفس است |
| به گوش مردم نادان چو آب در غربال |
| كنون هواى عمل مى زند كبوتر نفس |
| كه دست جور زمانش ، نه پر گذاشت نه بال |
| به قبرستان گذر كردم كم و بيش |
| بديدم قبر دولتمند و درويش |
| نه درويش بى كفن در خاك رفته |
| نه دولتمند برده ، يك كفن بيش |
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


