شبى دزدى وارد خانه روضه خوانى شد، وسائل قيمتى منزل را جمع كرد، و در يك چادر شب بزرگ پيچيد. هنگامى كه خواست آنرا بلند كند تا بر پشتش بيندازد و فرار كند، بر حسب عادت گفت : يا على
روضه خوان از صداى ياعلى دزد از خواب پريد، و از جا بر خاست و مچ دزد را گرفت و گفت : كجا؟ من يك عمر يا حسين گفته ام تا اين وسائل را تهيه نموده ام . حالا تو مى خواهى همه اينها را با گفتن يك يا على ببرى ؟!
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


