(بخش پنجم)
🔹رهبر شهید انقلاب نیز در همین مناسبتها بر مطالعه سوره مبارکه فتح تأکید کردهاند؛ زیرا این سوره همین حقیقت را به انسان میآموزد. نباید تصور کرد که در میان سپاه مؤمنان و حتی در سپاه پیامبر اکرم، هیچگاه چنین خطاهایی رخ نمیدهد. گاهی برخی از افراد دچار سوءظن نسبت به وعدههای الهی میشوند و با خود میگویند: «مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَرَسُولُهُ إِلَّا غُرُورًا» یعنی با این همه فشار و سختی، از کجا معلوم این وعدهها درست باشد؟ اما در برابر این گروه، قرآن از مؤمنان حقیقی یاد میکند و میفرماید: «وَلَمَّا رَأَى الْمُؤْمِنُونَ الْأَحْزَابَ…» آنان کسانی هستند که گرفتار این خطای محاسباتی نمیشوند.
🔸در همه آیاتی که سخن از فتح و پیروزی، بنبستشکنی و عبور از موانع است، قرآن به چه نکتهای اشاره میکند؟ پس از آنکه میفرماید: «إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُّبِينًا» در ادامه میفرماید: «وَيَنصُرَكَ اللَّهُ نَصْرًا عَزِيزًا» سپس علت این نصرت را بیان میکند. اگر در آن سوی ماجرا، مانع اصلی خطای محاسباتی بود و این خطا از بیماری قلب ناشی میشد، اینجا نقطه مقابل آن را معرفی میکند و میفرماید: «هُوَ الَّذِي أَنزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ» اگر قرار است فتح و پیروزی شکل بگیرد، زمانی محقق میشود که کانون تصمیمگیری انسان، یعنی قلب او، از آرامش برخوردار باشد. مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان توضیح میدهند که سکینه، نقطه مقابل همان مرضی است که موجب خطای محاسباتی میشود. آن بیماری در کانون تصمیمگیری انسان شکل میگیرد و سبب میشود انسان نتواند درست محاسبه کند.
🔹ممکن است افرادی در آغاز گرفتار خطایی محاسباتی شوند، اما اگر این وضعیت درمان نشود و استمرار پیدا کند، همانگونه که بیماریهای جسمی مزمن میشوند، این بیماری نیز شدت مییابد. از همین رو قرآن میفرماید: «فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللَّهُ مَرَضًا» مرحوم علامه طباطبایی توضیح میدهند که مراد از «مرض قلب» در اینجا، قلب به معنای کانون تصمیمگیری، اندیشه، محاسبه و نظام فکری انسان است. هنگامی که این کانون دچار خطا شود و این خطا استمرار پیدا کند، بیماری ریشهدارتر میشود و آثار آن نیز به تدریج گستردهتر خواهد شد. در حقیقت، این دو در نقطه مقابل یکدیگر قرار دارند؛ هرچه ایمان صحیحتر و استوارتر باشد، آن خطاها کمتر خواهد شد. این خطاها زمانی پدید میآیند که انسان از ایمان درست فاصله بگیرد.
🔸در ادامه، خداوند میفرماید: «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا». یعنی انسان در این مسیر درمییابد که پیروزی او به این حقیقت وابسته است که همه لشکریان آسمانها و زمین از آنِ خداوند هستند. مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه توضیح میدهند که مقصود از «جنود آسمانها و زمین»، همه اسباب و عواملی است که خداوند در عالم قرار داده و همانها وسیله گشایش و پیروزی هستند.
🔹در مقابل، قرآن در همین سوره، درباره گروه دیگری سخن میگوید. ابتدا میفرماید: «هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ السَّكِينَةَ فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ»؛ یعنی خداوند سکینه و آرامش را در دلهای مؤمنان نازل میکند. این آرامش در چارچوب محاسبات فکری و قلبی آنان قرار میگیرد و سبب میشود تعقل و محاسبات خود را بر پایه ایمان انجام دهند. اما از سوی دیگر، درباره کسانی که از این حقیقت برخوردار نیستند، میفرماید که آنان دچار خطا هستند. قرآن از آنان با عنوان «المنافقین و المنافقات» و «المشرکین و المشرکات» یاد میکند و میفرماید اینان کسانی هستند که نسبت به سنتهای الهی گمانهای نادرست دارند؛ «الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ». همین بدگمانیها آنان را به خطا میکشاند و در نهایت همان سرنوشتی که از آن بیم داشتند، دامنگیرشان میشود: «عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ». سپس بار دیگر همین حقیقت را تکرار میکند و میفرماید: «وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». یعنی منافقان نیز متوجه نیستند که همه اسباب و امکانات عالم در اختیار خداوند است. لازمه این نگاه همان نکتهای است که رهبر شهید نیز بر آن تأکید داشتند؛ اینکه این مسیر، مسیر تحقق پیروزی است و الزامات ارزشمندی دارد. مرحوم علامه طباطبایی ذیل همین آیات به تفصیل توضیح میدهند که اگر گفته میشود راه صحیح، راه ایمان است، مقصود از ایمان صرفاً باور ذهنی نیست. ایشان تصریح میکنند که ایمان تنها اعتقاد قلبی نیست. خود قرآن نمونههایی را بیان میکند که افراد حقیقت را میشناختند، اما آن را انکار میکردند؛ «وَجَحَدُوا بِهَا وَاسْتَيْقَنَتْهَا أَنْفُسُهُمْ». همچنین درباره گروهی دیگر میفرماید: «مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدَى»؛ یعنی پس از آنکه راه حق برای آنان روشن شد، باز هم دچار انحراف شدند.
✅ @saeedjalily
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج


