23  

اجابت فورى

29 – اجابت فورى
ثقه عدل ، جناب حاج على آقا سلمان منش (بزاز) – سلمه اللّه تعالى – كه ورع ايشان مورد تصديق عموم است ، گفتند وقتى قرحه اى در بغل ران چپ من پيدا شد كه مرا سخت ناراحت كرده بود و براى من رفتن به بيمارستان براى جراحى بسيار دشوار بود، شبى وقت سحر براى تهجد برخاستم بوى گند زيادى حس كردم و چون تحقيق كردم معلوم شد از همان محل زخم است ، خيلى پريشان شدم ، به خداى خود ناليدم عرض كردم عمرى در زير سايه اسلام و بندگى تو و دوستى محمد و آل او به سر بردم ، راضى مشو كه به اين بليه گرفتار و ناچار شوم به كسانى مراجعه كنم كه از دين اسلام خارجند، خلاصه رقت زيادى دست داد به طورى كه از خود بى خود شدم .
هنگامى كه به خود آمدم فهميدم صبح شده ، سخت ناراحت شدم كه از تهجد محروم شده ام ، شتابان از پله هاى غرفه پايين آمدم به قصد تطهير، يكوقت متوجه شدم كه من با پاى درد چگونه به سرعت پايين آمدم و ديدم پايم دردى ندارد، دست بر محل زخم گذاشتم دردى حس نكردم در روشنايى آمدم و به محل زخم نگاه كردم ، اثرى از زخم نديدم به طورى كه جاى آن هم معلوم نبود و با پاى راست ابدا فرقى نداشت .
آقاى حاج على آقا فرمودند نظير اين قضيه موارد بسيارى برايم پيش آمده كه خودم يا بستگانم به مرض سختى يا گرفتارى شديدى مبتلا شديم و به وسيله دعا و توسل به معصومين : خداوند فرج فرمود. آنچه گفته شد نمونه اى از آنهاست .
حالت ديگر بود كان نادر است
تو مشو منكر كه حق بس قادر است

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.