اجابت فورى

29 – اجابت فورى
ثقه عدل ، جناب حاج على آقا سلمان منش (بزاز) – سلمه اللّه تعالى – كه ورع ايشان مورد تصديق عموم است ، گفتند وقتى قرحه اى در بغل ران چپ من پيدا شد كه مرا سخت ناراحت كرده بود و براى من رفتن به بيمارستان براى جراحى بسيار دشوار بود، شبى وقت سحر براى تهجد برخاستم بوى گند زيادى حس كردم و چون تحقيق كردم معلوم شد از همان محل زخم است ، خيلى پريشان شدم ، به خداى خود ناليدم عرض كردم عمرى در زير سايه اسلام و بندگى تو و دوستى محمد و آل او به سر بردم ، راضى مشو كه به اين بليه گرفتار و ناچار شوم به كسانى مراجعه كنم كه از دين اسلام خارجند، خلاصه رقت زيادى دست داد به طورى كه از خود بى خود شدم .
هنگامى كه به خود آمدم فهميدم صبح شده ، سخت ناراحت شدم كه از تهجد محروم شده ام ، شتابان از پله هاى غرفه پايين آمدم به قصد تطهير، يكوقت متوجه شدم كه من با پاى درد چگونه به سرعت پايين آمدم و ديدم پايم دردى ندارد، دست بر محل زخم گذاشتم دردى حس نكردم در روشنايى آمدم و به محل زخم نگاه كردم ، اثرى از زخم نديدم به طورى كه جاى آن هم معلوم نبود و با پاى راست ابدا فرقى نداشت .
آقاى حاج على آقا فرمودند نظير اين قضيه موارد بسيارى برايم پيش آمده كه خودم يا بستگانم به مرض سختى يا گرفتارى شديدى مبتلا شديم و به وسيله دعا و توسل به معصومين : خداوند فرج فرمود. آنچه گفته شد نمونه اى از آنهاست .
حالت ديگر بود كان نادر است
تو مشو منكر كه حق بس قادر است

خون خواهی رهبر شهید
خون خواهی رهبر شهید
                   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.