23  

نمونه هايى از فقه امام زمان (ع )

نمونه هايى از فقه امام زمان (ع )
1 – مسايل محمد بن عبدالله بن جعفر
((محمد بن عبدالله بن جعفر)) در ضمن نامه اى از حضرت امام منتظر (عليه السلام ) تعدادى مساءله فقهى سوال كرده است ، نامه او چنين است :
بسم الله الرحمن الرحيم
خدا تو را باقى و عزت و سعادت و سلامتت را دوام بدارد و احسان نعمتش را بر تو كامل فرمايد و مرا در پيشامدهاى سوء فداى تو قرار دهد. مردم در رسيدن به درجات بالا، همچشمى مى كنند ولكن به نظر من هر كس را كه شما بپذيريد پذيرفته شده (و به درجه بالا رسيده است ) و هر كس را كه شما او را كنار بزنيد، فرومايه و سقوط يافته است . پس بيچاره است آن كسى كه مطرود درگاه شما بشود و من از آن به خدا پناه مى برم .
در شهر ما گروهى از شيعيانند كه موقعيتشان برابر هم است و در قدر و منزلت (بيشتر) رقابت مى كنند. در نامه اى كه شما به گروهى از آنان نوشته بوديد و آنان را امر كرده بوديد كه به ((ص )) كمك نمايند و لكن نام ((على بن محمد بن حسين بن ملك )) معروف به ((ملك بادوكه )) كه داماد ((ص )) هم هست ، در بين نامهاى آنان برده نشده بود، لذا غمگين شده است و از من سوال كرده كه به عرض آن حضرت برسانم چنانچه گناهى از او سر زده در صدد استغفار برآيد و اگر به خاطر چيز ديگرى است كه نامش برده نشده ، آن را به او اعلان نمايم تا خاطرش آسوده شود ان شاءالله .
اين نامه دلالت مى كند كه نويسنده آن از شخصيتهاى مومن و از افراد نزديك به آن حضرت است ، لذا به قدر و منزلت امام (عليه السلام ) معرفت داشته است . در پايان ، سوالاتش را اين چنين مطرح مى كند:
سوال اول : از عالم آل محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) براى ما روايت كرده اند كه از او راجع به امام جماعت گروهى كه بخشى از نماز جماعتش را خوانده و حادثه اى همانند مرگ برايش پيدا مى شود، سوال مى شود كه پشت سرى او چه كند؟ جواب داده كه بعضى از آنان عقب تر و برخى جلوتر مى روند و نمازشان را تمام مى كنند و كسى كه او را مس كرده ، غسل مى كند.
جواب : بر كسى كه او را با دست كنار زده ، چيزى جز شستن دست نيست و اگر حادثه اى اتفاق نيفتد كه نمازش را قطع نمايد، نمازش را با آنان تمام مى كند.
توضيح آنچه حضرت امام – ارواح العالمين له الفداء- افاده فرموده اين است كه چنانچه براى امام جماعت در اثناى نماز حادثه اى مانند مرگ برايش اتفاق بيافتد، كسى كه او را با دستش كنار بزند و بدن او را مس ‍ نمايد، فقط شستن دست بر او لازم است ؛ زيرا مس بدن ميت قبل از سرد شدن ، موجب غسل نمى باشد، اما كسانى كه به او اقتدا كرده اند، مى توانند يكى از افراد خودشان را كه پشت سر امام جماعت بوده ، جلو بياندازند تا امام جماعت آنان شود. و چنانچه حادثه ، غير از مرگ باشد، مثل اينكه بيهوش شود سپس در اثناى نماز خوب شده و افاقه حاصل شود مى تواند وضو بگيرد امامت كند براى كسى كه به جاى او نماز خوانده است .
سوال دوم : از عالم روايت شده كسى كه ميت را- كه هنوز گرم است – مس كند، بايد دستش را بشويد و اگر ميت سرد شود و مس كند، بايد غسل نمايد. و امام جماعت كه حادثه اى برايش اتفاق مى افتد، گرم است ، بنابراين ، شايد با دست هم مس نشود، بلكه با دست كردن روى لباس ، او را كنار مى زند، پس چگونه غسل بر او واجب است ؟
جواب : اگر در صورتى كه هنوز گرم است او را مس كند، فقط بايد دستش را بشويد.
سوال سوم : اگر در تسبيحات نماز ((جعفر طيار)) در حال قيام يا ركوع يا سجود، سهو كند و در حالت ديگرى از نماز يادش بيايد، آيا بايد تسبيح فوت شده را اعاده كند يا آنكه نمازش را ادامه مى دهد؟ و ما، قبل از آنكه جواب امام (عليه السلام ) را بيان كنيم ، نماز جعفر طيار را توضيح مى دهيم :
نماز جعفر طيار
نماز جعفر، از مستحبات موكد است . و ((نماز تسبيح و نماز حبوه )) هم ناميده شده است و شيعه و سنى روايات فراوانى در استحباب اين نماز روايت كرده اند. و ترتيب اين نماز چنين است : چهار ركعت است با دو سلام ؛ در هر ركعت آن سوره حمد و يك سوره مى خواند، سپس پانزده مرتبه : سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر مى گويد و به ركوع مى رود و در ركوع هم همين ذكر را ده مرتبه مى گويد و بعد از آنكه از ركوع برخاست ، باز ده مرتبه ، سپس به سجده مى رود، ده مرتبه مى گويد و بعد از آنكه سر از سجده برداشت ، ده مرتبه مى گويد و در سجده دوم هم ده مرتبه و بعد از آنكه سر از سجده برمى دارد، باز ده مرتبه همان ذكر را مى گويد، بنابراين ، در هر ركعت ، 75 مرتبه و در چهار ركعت روى هم ((سيصد)) تسبيح مى شود.
جواب : اگر در حالتى از آن سهو كند و در حالت ديگر نماز يادش بيايد بايد آن را در همان حالتى كه يادش آمده ، قضا نمايد. اگر بعضى از تسبيحات را سهو كند، در حالت ديگر كه محلش نيست ، يادش بيايد بايد آن را بگويد و نمازش صحيح است .
سوال چهارم : زنى كه شوهرش مرده ، آيا براى اين زن جايز است كه در تشييع جنازه همسرش شركت كند يا نه ؟
جواب : خروج زن از خانه براى تشييع جنازه شوهرش جايز است .
سوال پنجم : آيا زنى كه در عده است مى تواند سر قبر شوهرش برود يا نه ؟
جواب : مى تواند سر قبر شوهرش برود.
عده زنى كه شوهرش مرده ، ترك زينتى است كه به آن عادت دارد و اين سبب نمى شود كه زن نتواند سر قبر شوهرش برود و يا به طورى كه به شؤ ون زندگيش مربوط مى باشد و به آنها نيازمند است ، نپردازد. و توضيح بيشتر آن در بيان امام (عليه السلام ) مى آيد.
سوال ششم : آيا زنى كه در عده است مى تواند براى كارى كه لازم است ، از خانه بيرون برود؟
جواب : اگر كار لازم و حقى است ، از منزل خارج شود و آن را انجام دهد و البته بايد فقط در خانه اش بيتوته داشته باشد.
سوال هفتم : در ثواب قرآن در فريضه ها و غير فريضه از عالم (عليه السلام ) روايت شده كه فرموده : عجب است از كسى كه در نمازش ((انا انزلناه فى ليلة القدر)) را نخوانده ، چگونه نمازش قبول مى شود؟
و روايت شده : نمازى كه در آن قل هو الله احد خوانده نشود، قداست پيدا نمى كند.
و روايت شده : كسى كه در نمازهايش سوره همزه را بخواند به اندازه دنيا ثواب مى برد، پس آيا جايز است كه سوره همزه را بخواند و سوره هاى ديگر را كه ذكر كرديم ، ترك نمايد با اينكه روايت شده نماز بدون آن سوره ها قبول نمى شود و قداست و پاكى نماز فقط به آن دو سوره است .
جواب : امام (عليه السلام ) از اين سه سوال چنين جواب مى فرمايد:
ثواب سوره ها بر اساس همان است كه روايت شده . و اگر سوره اى را كه در آن ثواب هست ، ترك نمايد و سوره قل هو الله احد يا انا انزلناه را به خاطر فضيلت آنها بخواند، ثواب آن را كه خوانده و هم ثواب آن را كه ترك كرده ، به او داده مى شود. و البته غير اين دو سوره را هم جايز است بخواند و نمازش صحيح مى باشد، نهايت اينكه فضيلتى را ترك كرده است .
سوال هشتم : دعاى وداع ماه رمضان چه موقع است ؟ زيرا اصحاب در آن اختلاف دارند؛ بعضى مى گويند در آخرين روز ماه رمضان هنگام رويت هلال شوال ، خوانده مى شود.
جواب : اين عمل در شبهاى ماه رمضان و وداع در آخرين شب ماه رمضان است ، بنابراين ، اگر خوف اين را داشته باشد كه ماه ، كم يك داشته باشد، دعاى وداع را در دو شب قرار مى دهد.
2 – مسايل ديگرى براى محمد بن عبدالله
((محمد بن عبدالله حميرى ))، مسايل ديگرى را خدمت حضرت امام منتظر (عليه السلام ) مى فرستد كه آنها ذيلا نقل مى گردد:
سوال اول : نمازگزار وقتى كه از تشهد اول براى ركعت سوم بلند مى شود، آيا واجب است كه تكبير بگويد؟ چونكه بعضى از اصحاب ما مى گويند كه تكبير بر او واجب نيست و گفتن بحول الله و قوته اقوم و اقعد كفايت مى كند.
جواب : در اين مساءله دو حديث است ، اما يكى از آنها وقتى كه از حالتى به حالت ديگر منتقل شود، بر اوست كه تكبير بگويد. و اما ديگرى ، پس اگر سرش را از سجده دوم بردارد و تكبير بگويد سپس بنشيند و پس از آن برخيزد، در قيام بعد از نشستن ، تكبيرى بر او نيست . و همچنين است در تشهد اول و به هر كدام آنها از باب تسليم عمل كردى ، درست است . و همچنين است در تشهد اول و به هر كدام آنها از باب تسليم عمل كردى ، درست است . تكبير در حال قيام از تشهد اول و غيره واجب نيست و مكلف بين گفتن و نگفتن آن مخير است .
سوال دوم : كسى گوسفند قربانى براى مردى كه غايب است خريده تا در منا از طرف او ذبح كند. وقتى كه در منا خواسته آن را ذبح كند، اسم آن طرف را فراموش كرده و با اين حال از طرف او قربانى كرده است ، سپس يادش بيايد، آيا اين قربانى از طرف آن مرد كفايت مى كند يا نه ؟
جواب : اشكالى ندارد و قربانى از طرف آن شخص ، كفايت مى كند.
فقهاى اماميه براساس اين روايت و روايات ديگر ائمة اطهار (عليهم السلام ) فتوا داده اند كسى كه اسم همراه خود را كه جهت قربانى ، پول در اختيارش گذاشته ، فراموش كند، ولى از طرف همان شخص قربانى كند، كفايت مى كند.
سوال سوم : پيش ما بافنده هاى مجوسى هستند كه ميته مى خورند و غسل جنابت نمى كنند و براى ما لباس مى بافند، آيا نماز با اين لباس قبل از شستن جايز است ؟
جواب : نماز با آن لباس ، اشكالى ندارد.
زيرا علم به اينكه مجوسى دست تر به آن لباس زده باشد، نيست و حتى در صورت شك هم ((اصل طهارت )) اجرا مى شود، بنابراين ، نماز با آن اشكال ندارد.
سوال چهارم : نمازگزار در تاريكى شب ، نماز مى خواند و پيشانيش را اشتباها روى لباس يا پلاس مى گذارد و روى مثلا خاك مهر نمى گذارد و وقتى كه سر از سجده برمى دارد، مهرش را پيدا مى كند، آيا اين سجده كفايت مى كند؟
جواب : مادامى كه به صورت كامل ننشسته ، در برداشتن سر از چيزى كه سجده بر آن صحيح نيست ، براى يافتن چيزى كه سجده بر آن صحيح است ، اشكالى نيست .
سوال پنجم : شخص محرم ، سايبان محمل را كنار مى زند، آيا چوب و محمل را هم بايد كنار بگذارد؟
جواب : چوب هاى محمل را به حال خودش بگذارد، اشكالى ندارد.
يكى از تركهاى واجب براى مردى كه احرام حج يا عمره بسته ، ((ترك تظليل )) است ، بنابراين ، اگر در ماشين يا محمل سوار شود، كفاره اش يك گوسفند است ، ولى اگر سقف ماشين و محمل را بردارند و ستونها و ديواره هاى ماشين و محمل ، باقى بماند، اشكالى ندارد، همچنانكه در جواب امام (عليه السلام ) آمده است .
سوال ششم ، محرم به خاطر اينكه باران ، لباس يا وسايل محملش را خيس نكند، پلاس يا چيز ديگرى را بالاى سرش بگيرد و ظل قرار دهد، آيا اين كار جايز است ؟
جواب : اگر اين كار را در محمل كه در راه است انجام دهد، كفاره بر او واجب است ، كفاره گوسفند بر محرم به اين جهت است كه به خاطر باران تظليل نموده است و تظليل از تركهاى واجب احرام است .
سوال هفتم : مردى از طرف كسى حج مى كند، آيا لازم است كه وقت احرام ، نام منوب عنه را ذكر كند؟ و آيا واجب است كه هم از طرف منوب عنه و هم از طرف خودش ، جداگانه قربانى كند يا آنكه يك قربانى كفايت مى كند؟
جواب : ذكر تفصيلى منوب عنه لازم نيست و يك قربانى از طرف منوب عنه كافى است .
در اين جواب امام (عليه السلام ) آمده كه نام بردن از منوب عنه لازم نيست بلكه همينكه در باطن وجودش از طرف شخص معهودش حج كند ولو اينكه به زبان نياورد، اين كفايت مى كند، همچنانكه قربانى از طرف منوب عنه كافى است ؛ زيرا حج او از طرف خودش نيست بلكه به نيابت از ديگرى است و لذا يك قربانى كافى است و بايد از طرف منوب عنه باشد.
سوال هشتم : آيا براى مرد جايز است كه در كساى خز احرام ببندد؟
جواب : اشكالى ندارد، مردم صالح و شايسته اى با آن محرم شده اند.
احرام در كساى خز، بى اشكال است ولى احرام در پشم ، مو و كرك حيوانى كه گوشتش خورده نمى شود (و شرعا حرام است ) و در نجاستى كه در نماز مورد عفو قرار نگرفته و در لباس دوخته طبق آنچه فقها بيان كرده اند، صحيح نمى باشد.
سوال نهم : مردى با جمعى از مخالفين به حج مى رود و آنان از ((مسلخ ))، احرام نمى بندند، آيا براى اين فرد كه از اصحاب مى باشد، جايز است كه احرامش را تا ذات عرق ، تاءخير بيندازد تا در آنجا با آنان محرم شود؟
جواب : بايد از ميقات محرم شود و آهسته تلبيه بگويد و وقتى كه به ميقات آنان رسيد، اظهار كند.
كسى كه قصد حج يا عمره دارد و از ميقات عبور مى كند، بايد در آن ميقات محرم شود و بدون احرام نگذرد، اما اگر در ميقات از احرام ، بر خودش از همراهانش كه آنجا را محل احرام نمى دانند، بترسد، واجب است بر او كه در همان ميقات خود، محرم شود، ولى احرامش را از آنان مخفى بدارد.
سوال دهم : پوشيدن نعلين دباغى شده (چگونه است ؟) چونكه بعضى از اصحاب ما مى گويند كه پوشيدن آن كراهت دارد.
جواب : جايز است و اشكالى ندارد.
سوال يازدهم : مردى از وكلاى موقوفات كه در امور مالى وقف ، لاابالى است و موقوفاتى كه در اختيارش است براى خود حلال مى داند و رعايت نمى كند، چه بسا من به محل او وارد شوم و او حاضر باشد، يا به منزلش داخل شوم و او مرا به طعام دعوت كند؛ چنانچه از غذايش نخورم دشمنم مى شود و مى گويد فلانى غذاى ما را حلال ندانست تا بخورد حالا بفرماييد كه براى من جايز است از غذاى او بخورم و سپس ‍ صدقه اى بدهم و صدقه اش چقدر است ؟ و آيا اگر هديه اى به من بدهد از او قبول كنم ؟
جواب : اگر اين مرد، غير از موقوفاتى كه در اختيارش است ، مال و معاشى دارد، از غذايش بخورد و هديه اش را قبول كن و اگر ندارد، نخور و نپذير.
اگر مكلف با تفصيل بداند فلان كس كه مرا به غذايش دعوت مى كند، اين غذا از اموال غصبى است ، نبايد از آن بخورد و اگر مى داند كه اين شخص ، هم اموال حلال دارد و هم حرام و غصبى ، در غذا و هديه اى را كه عرضه مى كند، شك مى كند كه از كدام قسم از آن اموال است ، براى او حرام نمى باشد.
سوال دوازدهم : مردى از مذهب حق است و متعه و عقد موقت را جايز و به رجعت معتقد است و خانواده اى دارد كه در جميع امور با او هماهنگ است و اين مرد، عهد كرده است كه ازدواج ديگرى بر روى او نكند و متعه هم نگيرد و نوزده سال از اين عهد مى گذرد، آيا در ترك آن ، چيزى بر اين مرد هست يا نه ؟
جواب : براى او مستحب است كه با متعه ولو يك مرتبه اطاعت خدا كند تا قسم به معصيت از او از بين برود.
سوگند و نذر وقتى منعقد مى شوند كه متعلق آنها راجح باشد- نه مرجوح – بنابراين ، اگر فعل يا ترك شيئى مرجوح باشد، نذر و قسم آنها منعقد نمى شود و متعه چونكه از نظر قرآن حلال و مشروعيت دارد، ترك آن ، متعلق نذر و عهد و قسم نمى شود، اما تحريم متعه ، اجتهاد در مقابل نص است و لذا ارزشى ندارد. و البته در اين زمينه بحثهاى گسترده و مستقلى انجام گرفته است و مشروعيت و حليت آن از نظر كتاب و سنت ، تثبيت و مستدل گشته است .
3 – مسايل ديگر
((محمد بن عبدالله حميرى )) سوالات ديگرى خدمت آن حضرت نوشته و جواب آنها را مسئلت كرده است و آنها عبارتند از:
سوال اول : نمازگزار هنگام شروع ، موقعى كه آيه : وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض … را مى خواند، آيا بايد بگويد: على ملة ابراهيم و دين محمد صلى الله على دين محمد – صلى الله عليه و آله و سلم …؟ چونكه بعضى از اصحاب ما گفته اند: هر كس بگويد: ((على دين محمد))، بدعت گذاشته است ؛ زيرا ما در كتابهاى نماز آن را نيافتيم و فقط يك حديث در كتاب قاسم از جدش از حسن بن راشد هست كه حضرت صادق (عليه السلام ) به حسن فرموده چگونه ((آيه توجه )) را مى خوانى ؟ حسن گفته است مى گويم : ((لبيك و سعديك )) امام صادق (عليه السلام ) فرمود سوالم اين نبود، بلكه مى گويم چگونه وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا مسلما را مى گويى ؟
حسن گفته : آن را مى گويم .
حضرت صادق (عليه السلام ) فرموده وقتى آن را گفتى ، پشت سر آن بگو: على ملة ابراهيم و دين محمد و منهاج على بن ابيطالب و الائتمام بآل محمد حنيفا مسلما و ما انا من المشركين
جواب : اصلا توجه و گفتن ((وجهت وجهى للذى …)) واجب نيست و سنت موكد در آن ، مانند اجماعى است كه خلافى در آن نيست :
وجهت وجهى للذى فطر السموات و الارض حنيفا مسلما على ملة ابراهيم و دين محمد و هدى اميرالمؤ منين و ما انا من المشركين ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين ، لا شريك له و بذلك امرت و اءنا من المسلمين اللهم اجعلنى من المسلمين اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم . بسم الله الرحمن الرحيم ، سپس سوره حمد را قرائت كن .
اين دعاها و ذكرها از سنتهاى مستحب است و از واجبات نماز نيست و امام (عليه السلام ) كيفيت آنها را مشخص فرموده است .
سوال دوم : قنوت در فريضه هنگامى كه از دعايش فارغ مى شود، آيا جايز است كه دستهايش را به صورت و سينه اش بكشد؟ براى حديثى كه روايت شده است :
((به درستى كه خداى متعال ، مجلل تر از آن است كه دستهاى بنده اش را خالى نگهدارد بلكه آنها را از رحمتش پر مى كند)).
بعضى از اصحاب ما ذكر كرده اند كه اين يك كارى است در نماز.
جواب : برگرداندن دستها از قنوت به سر و صورت در فرايض ، جايز نيست .
سوال سوم : سجده شكر بعد از نماز فريضه چگونه است ؟ چونكه بعضى از اصحاب ما گفته اند كه بدعت است . و اگر جايز است آيا در نماز مغرب بعد از فريضه است يا بعد از چهار ركعت نافله نماز مغرب ؟
جواب : سجده شكر از لازمترين و ثابت ترين سنتهاست و نگفته كه سجده بدعت است مگر كسى كه بخواهد چيز تازه اى را در دين خدا بدعت كند؛ چونكه سجده شكر براى خدا از مستحبات موكد است و كسى كه آن را بدعت بداند، بهره اى از معرفت و فقه در دين خدا را نبرده است . و امام (عليه السلام ) بعد از آنكه بدعت را نفى كرد، چنين ادامه داد:
خبرى كه روايت شده بعد از نماز مغرب و اينكه بعد از نماز واجب ، سه ركعت مغرب است يا بعد از چهار ركعت نافله آن ؟ چونكه فضل دعا و تسبيح بعد از فريضه ها بر دعاى بعد از نافله ها همانند فضل فريضه ها بر نافله هاست . و سجده ، دعا و تسبيح است پس افضل آن است كه بعد از فريضه باشد و اگر بعد از نافله هم باشد جايز است . بنابراين ، سجده شكر، دعا و تسبيح است و افضل آن است كه بعد از نماز واجب بلافاصله انجام گيرد و البته جايز است كه بعد از نافله فريضه واقع شود.
سوال چهارم : بعضى از برادران ما مزرعه جديدى دارند و در جنب آن ، مزرعه خراب و غير آبادى است كه حاكم و سلطان در آن سهمى دارد. و كارگران و عمال حاكم ، مرتبا اين برادرمان را اذيت مى دهند و مزاحمت ايجاد مى كنند بدين منظور تلاش مى كند كه آن مزرعه را- كه خراب و غير آباد و بيست سال است كه باير است – بخرد و البته گفته مى شود كه حصه سلطان سابقا وقف بوده است ، بنابراين ، خريد اين مزرعه از اين سلطان جايز است يا نه ؟
جواب : خريد مزرعه مذكور جايز نيست مگر از مالك آن يا به امر و فرمان و يا به رضايت مالك باشد.
مزرعه اى كه به مزرعه اين فرد چسبيده و متصل و خراب است و معلوم نيست كه ملك سلطان و حاكم باشد، خريد آن از او جايز نيست بلكه بايد تفحص كند كه مالك آن پيدا شود و از مالكش خريدارى نمايد.
4 – مسايل ديگرى از محمد
((محمد بن عبدالله حميرى )) نامه اى خدمت آن حضرت نوشته و جواب سوالات ذيل را تقاضا كرد.
سوال اول : مردى سوار محمل است و برف و يخ فراوانى به اندازه قامت انسان روى زمين را فرا گرفته است و او از اينكه پايين بيايد و روى يخ نمازش را بخواند، مى ترسد، آيا مى تواند نمازش را در محمل بخواند؟
جواب : در وقت ضرورت اشكالى ندارد. ادله رفع عسر و حرج بر ادله اولى كه بر اداى نماز بر زمين دلالت دارند، حاكم مى باشند، بنابراين ، حكم خواندن نماز بر روى زمين هنگام ضرورت ، برداشته مى شود.
سوال دوم : مردى در نماز جماعت به امام كه در ركوع است ، اقتدا مى كند، آيا يك ركعت حساب مى شود؟ چونكه بعضى از اصحاب ما گفته اند: ((اگر تكبير ركوع امام را نشنيده ، نبايد آن را يك ركعت حساب كند)).
جواب : اگر ماءموم در يك تسبيح امام در ركوع به امام برسد، يك ركعت حساب مى شود، اگر چه تكبير ركوع را نشنود. اگر امام را در حال ركوع درك كند، قبل از آنكه سرش را از ركوع بردارد، يك ركعت حساب مى شود و ثواب جماعت را برده است .
سوال سوم : آيا اهل بهشت زاد و ولد دارند؟
جواب : زنها در بهشت حامله نمى شوند و زايمان و آلودگى و نفاس ندارند. در بهشت آنچه انسان بخواهد و چشمها لذت ببرند، وجود دارد، همانطورى كه خدا فرموده است . بنابراين ، اگر فرد مومن بخواهد كه صاحب فرزند شود، خداوند او را بدون حاملگى زن ، مى آفريند، همچنانكه آدم را آفريد.
سوال چهارم : آيا جايز است كه مرد دختر زنش را به ازدواج خود در آورد؟
جواب : اگر در دامن او تربيت شده جايز نيست و اگر در دامن او تربيت نشده و مادرش ، عيال ديگرى بوده است ، روايت شده كه ازدواج با او جايز است .
((ربيبه )) بر شوهر مادرش حرام است و مانند يكى از دخترهاى مرد مى باشد، در صورتى كه با مادرش نزديكى كرده باشد، ولى اگر همبستر نشده باشد و او را طلاق داده يا در صورت عقد موقت ، مدت را به او بخشيده باشد، دختر بر او حرام نيست .
سوال پنجم : گل قبر با ميت در قبرش قرار مى دهند، آيا اين كار جايز است ؟
جواب : با ميت در قبرش قرار داده شود و به حنوط او مخلوط شود ان شاء الله .
گمان قوى آن است كه منظور از ((طين القبر)) كه با ميت در قبر قرار مى دهند، همانا تربت قبر سيد الشهداء و ريحانه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) حضرت امام حسين (عليه السلام ) مى باشد.
سوال ششم : براى ما روايت شده است كه حضرت امام صادق (عليه السلام ) بر لنگ پسرش اسماعيل نوشت : يشهد ان لا اله الا الله آيا جايز است ما هم با گل قبر (تربت سيد الشهداء يا غيره ) آن را بنويسيم .
جواب : جايز است .
سوال هفتم : آيا جايز است كه مردى با گل قبر (تربت سيد الشهدا (عليه السلام )) تسبيح كند و آيا فضيلت دارد؟
جواب : تسبيح درست كند؛ زيرا چيزى افضل از آن نيست و از فضل آن اين است كه چنانچه ذكر تسبيح را فراموش كند ولى تسبيح را با دستش بگرداند، برايش تسبيح و ذكر نوشته مى شود.
سوال هشتم : آيا سجده بر قطعه اى از گل قبر (تربت و مهر خاك قبر حضرت سيدالشهدا (عليه السلام ) جايز است و آيا فضيلت دارد؟
جواب : جايز است و داراى فضيلت مى باشد.

ما مامور شده ايم كه جهت تعظيم خداى متعال بر زمين سجده كنيم و گل و خاك مذكور جزء زمين است . و خاك و تربت كربلا- كه محل شهادت سيد جوانان بهشت و ريحانه رسول خدا حضرت سيدالشهداء (عليه السلام ) با فضيلت ترين و شريفترين بقعه هاى زمين است ، بنابراين ، سجده بر تربتى كه از كربلا برداشته شده ، افضل سجده ها براى خداى متعال است . و گروهى بى ايمان در اين مورد به شيعيان حمله ناجوانمردانه نموده و افترا و بهتان زده و گفته اند كه شيعيان عبادت تربت حسينى مى نمايند در حالى كه شيعيان ، خداى عزوجل را سجده مى كنند و روى بقعه اى كه از همه مناطق زمين ، افضل است ، سجده مى نمايند نه آنكه به تربت ، سجده كنند.
سوال نهم : كسى به زيارت قبور امامان (عليهم السلام ) مى رود، آيا جايز است كه بر قبر سجده كند؟ و آيا براى كسى كه كنار قبر بعضى از آن بزرگواران نماز مى خواند، جايز است كه پشت قبر بايستد و قبر را در قبله قرار دهد و نزد بالا سر و پايين پا بايستد؟ و آيا جايز است كه جلوتر از قبر بايستد و نماز بخواند و قبر در پشت سر او قرار بگيرد؟
جواب : اما سجده بر قبر-نه در نافله و نه در نماز واجب و نه در زيارت – جايز نيست و آنچه عمل بر آن است ، گذاشتن طرف راست صورت بر قبر است . اما نماز بايد پشت قبر باشد و قبر در جلو قرار بگيرد و جايز نيست كه جلوتر و يا مقابل سر و پاها نماز خوانده شود؛ زيرا مساوى و مقدم شدن بر امام (عليه السلام ) صحيح نيست ، اما نماز پشت قبور امامان (عليهم السلام ) نه طرف راست و چپ آنان – اشكالى ندارد و بهتر است كه طرف بالا سر- به طورى كه مساوى سر امام (عليه السلام ) نباشد- نماز خوانده شود.
سوال دهم : آيا براى مرد جايز است كه تسبيح را با دست چپش بگرداند. و تسبيح كند؟
جواب : جايز است و الحمد لله رب العالمين .
سوال يازدهم : مردى كه نماز واجب يا نافله مى خواند، آيا برايش جايز است كه در حال نماز تسبيح بيندازد؟
جواب : اگر ترس سهو و اشتباه دارد، جايز است .
سوال دوازدهم : موقوفه اى است كه براى اشخاص معين و اولاد آنان وقف شده است در صورتى كه همه آنان بر فروش آن راضى نباشند و بعضى ، راضى به بيع آن شوند، آيا جايز است كه از اين بعض ، خريده شود؟ و آيا بيع وقف جايز مى باشد؟
جواب : اگر وقف بر امام مسلمين باشد، بيع آن جايز نيست و اگر وقف بر گروهى از مسلمانان باشد، هر گروهى آنچه را كه توانايى دارند مى فروشند، با هم باشند يا جداى از هم .
سوال سيزدهم : آيا براى محرم جايز است كه جهت جلوگيرى از بوى عرق زير بغل ، ((مرتك و توتيا)) استعمال كند.
جواب : جايز مى باشد و توفيق از خداوند متعال است .
سوال چهاردهم : شخصى بر امرى شاهد باشد و سپس نابينا شود، آيا شهادت او جايز است ؟
جواب : در صورتى كه مورد شهادت و وقت آن را در حفظ و ياد داشته باشد، جايز است .
سوال پانزدهم : مردى ، مزرعه يا چهار پايى را وقف مى كند و آن را به اسم بعضى از وكلاى وقف ، گواهى مى كند، سپس اين وكيل مى ميرد يا وضعش تغيير پيدا مى كند و ديگرى متولى آن مى شود، آيا جايز است كه شاهد براى اين قائم مقام وكيل سابق ، در صورتى كه وقف براى يك مرد باشد، شهادت دهد؟
جواب : اين كار جايز نيست ؛ چونكه گواهى مذكور براى وكيل نبوده بلكه براى مالك است و خدا فرموده است : و اقيموا الشهادة .(81)
سوال شانزدهم : در دو ركعت آخر نمازهاى چهار ركعتى ، روايات فراوانى نقل شده است ، در بعضى از آنها خواندن فقط سوره حمد و در برخى ديگر، خواندن تسبيحات ، افضل معرفى شده است ، حال بفرماييد كدام يك افضل است تا آن را عمل كنيم ؟
جواب : سوره حمد در آن دو ركعت ، نسخ شده است و قول عالم (عليه السلام ): كل صلاة لا قراءة فيها فهى خداج الا للعليل اءو يكثر عليه السهو فيتخوف بطلان الصلاة عليه ، تسبيح را نسخ كرده است .
سوال هفدهم : پيش ما مرسوم است كه براى درد گلو و سرفه ، رب گردو مى گيرند. توضيح آنكه : گردوى تازه را قبل از آن كه سفت شود، به حدى كوبيده مى شود كه نرم مى گردد، سپس پخته مى شود تا به نصف برسد و يك شبانه روز مى ماند، بعدا روى آتش قرار مى دهند و هر شش پيمانه از آن ، يك پيمانه عسل به آن مى ريزند و مى جوشد و ساييده نوشادر و زاج يمانى از هر كدام آنها يك مثقال و با آب به هم زده مى شود، آن وقت يك درهم از زعفران ساييده شده در آن ريخته مى شود و بعد از همه اينها مى جوشد و كف روى آن گرفته مى شود و مثل عسل ، غليظ مى گردد، از روى آتش پايين مى آورند و خنك مى شود و خورده مى شود، آيا آشاميدن آن جايز است ؟
جواب : در صورتى كه مسكر باشد، كم و زيادش حرام است و اگر مسكر نباشد حلال مى باشد.
سوال هيجدهم : مردى كارى برايش پيش مى آيد كه نمى داند آن را انجام دهد يا نه ؟ دو تا خاتم برمى دارد كه در يكى از آنها ((نعم افعل ؛ بلى انجام بده )) و در ديگرى ((لا تفعل ؛ انجام نده )) است ، پس ‍ خير را از خدا مى طلبد و يكى از آنها را برمى دارد و به آن عمل مى كند، آيا اين كار جايز است ؟ آيا مى شود گفت اين هم مثل استخاره است ؟
جواب : آنچه را كه عالم (عليه السلام ) سنت قرار داده همان استخاره به رقاع و نماز است .
سوال نوزدهم : نماز ((جعفر بن ابيطالب )) در چه وقت افضل است و آيا قنوت دارد؟
جواب : افضل اوقات اين نماز روز جمعه است هنگامى كه آفتاب بالا آمده باشد و در غير آن ، هر شب و روز ايام هفته كه بخواهى بخوانى فضيلت دارد و جايز است و دو مرتبه قنوت دارد، در ركعت دوم قبل از ركوع و در ركعت چهارم ، بعد از ركوع .
سوال بيستم : مردى مقدارى از مالش را به قصد برادر ايمانيش كنار مى گذارد، سپس مى بيند كه بعضى از فاميلهايش محتاجند، در اين صورت ، آن مال به كدام يك از اينان داده شود؟
جواب : به هر كدام از آنان كه از نظر دينى به او نزديكتر مى باشند، داده شود و چنانچه به قول عالم (عليه السلام ) كه فرموده : ((خدا صدقه را قبول نمى كند در حالى كه فاميل نيازمند است ))، توجه كند، بايد بين آنان تقسيم كند تا به فضيلت هر دو مورد نايل شود.
سوال بيست و يكم : براى ما از صاحب عسگر، يعنى حضرت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) روايت شده است كه از آن حضرت ، از نماز در ابريشم كه با كرك خرگوش پوشيده شده باشد، سوال شده و آن حضرت امضا فرموده كه جايز است . و نيز از آن حضرت روايت شده كه جايز نيست ، بنابراين ، به كدام يك از اين دو خبر عمل شود؟
جواب : در اين كركها و پوستها حرام است و اما كركهاى تنها حلال مى باشد.
از شرايط لباس نمازگزار اين است كه از اجزاى حيوانى كه گوشتش خورده نمى شود، نباشد، بنابراين ، نماز با پوست حيوان مذكور- زنده يا مرده – و با مو و پشم و كرك و با هيچ چيز از فضله هاى او، به صورت لباس يا مخلوط به آن جايز نيست ، بلى فقها فقط ابريشم خالص كه به كرك خرگوش و روباه مخلوط نباشد، استثنا كرده اند.
سوال بيست و دوم : از بعضى علما از معناى قول امام صادق (عليه السلام ) كه مى فرمايد: لا يصلى فى الثعلب و لا فى الاءرانب و لا فى الثوب الذى يليه سوال شد.
جواب : حضرت در پاسخ فرمود: مقصود پوست اين حيوانات است نه غير آنها.
سوال بيست و سوم : در اصفهان يك نوع لباس كه با ابريشم تزيين مى شود، تهيه مى كنند، آيا نماز با آن جايز است ؟
جواب : نماز جايز نيست مگر با لباسى كه تار پود آن پنبه يا كتان باشد.
سوال بيست و چهارم : در مسح بر پاها آيا بايد يكى بر ديگرى مقدم شود يا آنكه هر دو با هم مسح شوند؟
جواب : هر دو با هم مسح مى شوند و چنانچه يكى را جلو انداخت ، حتما بايد پاى راست را جلو بيندازد.
مسح پاها از سر انگشتان تا بر آمدى روى پاها جزء كارهاى وضوست و مسح آنها با هم جايز است و اما اگر بخواهد يكى را پس از ديگرى مسح كند، گفته اند كه بايد پاى راست را جلو بيندازد.
سوال بيست و پنجم : آيا خواندن نماز جعفر طيار در مسافرت جايز است ؟
جواب : جايز است .
سوال بيست و ششم : اگر كسى در تسبيحات حضرت زهراء – عليها السلام – اشتباه كند و بيشتر از سى و چهار تكبير بگويد، آيا بايد برگردد و از اول ، سى و چهار تكبير بگويد؟ و اگر تمام 67 عدد را تسبيح بگويد، آيا بايد برگردد و از اول شروع كند؟ و خلاصه چيزى كه واجب است چيست ؟
جواب : اگر در تكبير اشتباه كند و از سى و چهار مرتبه تجاوز كند، بنابر همان مى گذارد و اگر در تسبيح اشتباه كند و از 67 بگذرد، به همان 67 بنا مى گذارد و اگر تحميد و حمد خدا از صد گذشت ، چيزى بر او نيست .(82)
اين بود بخشى از آنچه از حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) به ما رسيده است و از زيباترين اثر ماندگار ائمه اطهار (عليهم السلام ) مى باشد.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.