23  

بشارت دهندگان ظهور امام زمان (عج )

ح – همچنانكه شعاع خورشيد به مقدار روزنه ها و پنجره هاى خانه وارد خانه ها مى شود و به آنها نور و انرژى مى دهد، همچنين است دلهاى مردم ، هر اندازه كه از حجابهاى شهوات و علايق جسمانى به دور باشند و روزنه هايى از قلب و دل آنان به سوى معرفت خداوند باز باشد، به همان اندازه از نور هدايت آن بزرگوار بهره مند مى شوند و چنانچه موانع و حجابها از خود دور كنند همانند كسى كه زير آسمان ، زير آفتاب ، پرتو افشان مى ايستد و شعاع خورشيد، همه وجود او را احاطه مى كند، از اين بهشت معنويت ، هشت درب به رويش باز مى شود و مستقيما تمام شعاع ولايت و هدايت ، او را مى گيرد…(150)
خامسا: مصلحت و حكمت غيبت آن حضرت براى ما مجهول است ، همچنانكه بعضى از روايات ، به آن تصريح كرده است .
((عبدالله بن فضل هاشمى )) گفته است كه از حضرت امام صادق (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمايد: ((صاحب اين امر، غيبتى دارد كه حتمى است و هر آدم باطلى در آن به شك مى افتد)).
عبدالله سوال كرد: فدايت شوم ؟ چرا؟
حضرت فرمود: ((امرى است كه ما در بيان آن براى شما مجاز نيستيم )).
عبدالله پرسيد: پس حكمت غيبت چيست ؟
امام در جواب فرمود: ((جهت حكمت در غيبت آن حضرت همان حكمتى است كه در غيبت حجج سابق خدا بوده است . وجه حكمت بعد از ظهور، معلوم مى شود، همچنانكه حكمت كارهاى حضرت خضر از قبيل شكستن كشتى و كشتن غلام و بناى ديوار براى حضرت موسى مشخص نبود مگر بعد از اينكه از هم جدا شدند. اى فرزند فضل ! اين امر خداست و سر و غيبى از اسرار و غيبهاى خدايى است . ما كه به حكيم بودن خداى متعال معتقديم پس بايد تصديق داشته باشيم كه همه كارهاى او از روى حكمت و مصلحت است گرچه به طور تفصيل ، وجه حكمت را هم ندانيم )).(151)
اينها برخى از علل و اسبابى است كه در فايده غيبت حضرت مهدى (سلام الله عليه ) ذكر شده است .
2 – طول عمر امام عصر (ع )
از عمر حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) سوال زيادى شده است كه چگونه آن حضرت تا به حال بيش از 1150 سال عمر كرده است و آثار طبيعى اين همه عمر، پيرى و شكستگى ، بر او مسلط نشده است ؟
در جواب اين سوال گفته مى شود كه اولا: طولانى شدن عمر انسان از نظر عقلى ممكن است و جزء محالات و ممتنعات نيست . و از قبيل اينكه چيزى در آن واحد، هم فرد باشد و هم زوج ، نمى باشد، بلكه مانند صعود انسان به كره ماه يا به كره ديگر مى باشد كه عقلا ممكن است و لذا بعد از آنكه علل و اسباب آن فراهم گرديد، صعود آن عملى شد. بنابراين ، طولانى شدن عمر انسان عقلا ممكن و از نظر علمى و عينيت خارجى بلا اشكال است . و وقتى كه مشيت و اراده خدا بر آن تعلق گرفت ، جسم او از عوامل و اثرات طبيعى ماءلوف ، مصون و محفوظ مى ماند و پيرى و نابودى به سراغ او نمى آيد. و در قرآن كريم هم نمونه دارد؛ مثل اينكه حضرت نوح 950 سال در ميان قوم خودش عمر كرده است . بنابراين ، چرا طول عمر نوح را مى پذيريم ولى طولانى شدن عمر حضرت مهدى (عليه السلام ) را نمى پذيريم ؟! و حال آنكه هر دوى اينها ماءموريت اصلاح اجتماع انسانى را دارند.
ثانيا: اگر فرضا تسليم اين مطلب شويم كه عمر صدها و هزارها سال ، امر غير ممكنى باشد؛ چونكه نقض عوامل طبيعى لازم مى آيد، ولى مى گويم كه اين كار براى خداى متعال ممكن و شدنى است ، همچنانكه آتش را- كه علت تامه احراق و سوزاندن بود- براى خليلش ابراهيم سرد و سلامت نمود(152) و دريا را براى پيغمبرش موسى شكافت و موسى و قومش را نجات داد و فرعون و قومش را غرق نمود. پس وقتى كه خداى متعال مى تواند اين كارها را انجام دهد، پس مى تواند وليش را از آفات طبيعى و اثرات آن مصون و محفوظ بدارد. خداوند متعال ، قوانين عادى و طبيعى را از كار مى اندازد همچنانكه نگذاشت كفار و مشركين مكه ، پيغمبرش را ببينند و او در جلو چشمهاى آنان بيرون رفت و آنان او را نديدند.
3 – چرا اين همه عمر طولانى ؟
در اينجا سوال ديگرى طرح مى شود و آن اين است كه خداوند متعال چرا اين همه عمر به آن حضرت عنايت كرده است ؟ و چرا عمر او همانند عمر جد بزرگوارش رسول خدا و پدران گرانقدرش ، امامان معصوم (عليهم السلام ) نمى باشد؟!
جواب اين سوال اين است كه حضرت بقية الله از آن بزرگواران استثنا شده است ؛ زيرا اصلاح تمام جهان و نجات كليه انسانها از امواج ظلمتها و جهالتها به آن حضرت اختصاص داده شده ، بنابراين ، امام منتظر (عليه السلام ) آخرين مصلح جهانى اجتماع بشرى است ، پس ناچار بايد دورانهاى تيرگى و تاريكى انسان به سر برسد و نور تابناك آن حضرت بر انسانها بتابد و زمين را از عدل و قسط، پر كند.
حضرت مهدى (عليه السلام ) همان قهرمانى است كه جريان تاريخ زندگى را تغيير مى دهد و آن را براساس تمدن عالى – همان تمدنى كه روى عالم را سياه كرده و آن را از ظلم و جور، مملو ساخته است ، مغلوب خود نموده – قرار دهد. پس آن حضرت بايد عمر طولانى نمايد تا آنكه به تمام جهان احاطه پيدا كرده و آن را از جميع جهات ، اصلاح نمايد.
4 – چرا امام زمان (ع ) ظاهر نمى شود؟
يكى از سوالاتى كه پيرامون حضرت مهدى (عليه السلام ) مطرح است اين است كه چرا آن حضرت ظاهر نمى شود تا اينكه حكم خدا را در زمين اقامه نموده و انسان را از محنتها و تيرگيها نجات بخشد؟
جواب اين سوال اين است كه ظهور آن حضرت در دست انسان و اراده بشريت نيست ، بلكه در دست خداى متعال است . خداى متعال ، پيغمبر بزرگوار اسلام را بعد از گذشت پنج قرن جاهليت ، مبعوث مى كند و در چنين شرايطى است كه زمان براى قيام و اصلاح پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) آماده است و مسلم است كه قبل از رسيدن اين زمان و اين شرايط، چنين آمادگى نبوده است . و قيام و ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) هم اين چنين است تا دنيا و شرايط عمومى جهان ، قابليت اصلاح پيدا نكند و زمينه براى قيام آن حضرت آماده نشود، شرايط ظهور آن حضرت ، تحقق نيافته است و وقتى كه وقت آن رسيد و سيستمهاى زمينى نتوانستند بشريت را رهبرى كنند، در چنين زمانى است كه آن حضرت قيام مى كند و نظام مقدس دين را جايگزين سيستمهاى اجتماعى بشرى مى نمايد كه از هدايت انسان عاجزند.
5 – چگونه امام زمان (ع ) جهان را اصلاح مى كند؟
يكى از پرسشهايى كه پيرامون آن حضرت مطرح مى شود اين است كه چگونه يك فرد، دست به اصلاح تمام عالم مى زند و دنياى پر از ظلم و ستم را به امنيت و آرامش و عدل ، تبديل مى كند، به طورى كه حقوق همه افراد حفظ شده و ظالم و مظلومى و محروم و فقيرى از بين برود و تمام انسانها از هر نژاد و دين و قومى كه باشند، به حقشان مى رسند؟
جواب اين سوال اين است كه نظامها و حوادث بزرگ دنيا كه مسير زندگى را تغيير داده ، توسط افراد بزرگ جامعه بشرى – و نه گروه – تحقق يافته است ؛ مثلا پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه يك فرد بود، آنچنان اثر گذاشت كه نظام جاهليت را در هم كوبيد و نظام نورانى آسمانى را جايگزين آن نمود. و نيز مانند موسى و عيسى – عليهما السلام – كه هر كدام به صورت مستقل – و حتى بدون فاميلهاى نزديك – قيام كردند و رسالت آسمانى خود را ايفا نمودند و همه اينها به صورت فرد عمل كردند و نه به شكل گروهى ، بر عكس آنچه ماركسيستها تصور كرده اند به اينكه در ميدانهاى مبارزه و اصلاح فراگير، ((فرد)) كاره اى نيست بلكه ((گروه )) همه كاره و موثر خواهد بود. و البته اين بينش ماركسيستها پشتوانه علمى ندارد و دور از واقعيت مى باشد. و در هر صورت ، حضرت امام منتظر (عليه السلام ) همانند جد بزرگوارش پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) در برقرارى امنيت و آرامش و رفاه عمومى و نجات انسان از گرفتاريها و بدبختيها و در گسترش محبت و صميميت و يكپارچگى جامعه انسانى ، قيام مى كند و وقت ظهور او در دست كسى نيست و فقط در دست و به اراده حكيمانه خداى متعال مى باشد.
بشارت دهندگان ظهور امام زمان (ع )
روايات فراوانى از پيغمبر اسلام و امامان معصوم (عليهم السلام ) نقل شده است كه به ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) بشارت داده اند به اينكه آن حضرت مى آيد و كجيها را راست مى كند و بشريت را از شر ستمكاران ، رهايى مى بخشد و امن و آسايش را در زمين و محبت و صميميت را بين مردم برقرار مى كند و ترس و هراس را از آنان دور مى نمايد و بشارت دهندگان ، به قرار ذيل مى باشند:
1 – رسول اكرم (ص )
روايات بسيارى از پيغمبر اسلام نقل شده است كه به ظهور حضرت مهدى (عليه السلام ) بشارت داده است :
الف – حذيفه از حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه فرمود: ((اگر از دنيا فقط يك روز مانده باشد، خداوند متعال در همان روز، مردى از فرزندان مرا كه نام و خلق او همانند من مى باشد و كنيه اش ابو عبدالله است ، مبعوث مى كند و مردم بين ركن و مقام با او بيعت مى كنند و خداوند، دين را به وسيله او زنده مى كند و به او فتوحات مى دهد و روى زمين همگان گوينده لا اله الا الله مى شوند.
((سلمان )) پرسيد اى رسول خدا! از كدامين فرزندانت مى باشد؟
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((اين پسرم )) و با دستش به حسين (عليه السلام ) زد.(153)
و معناى اين حديث اين است كه ظهور و خروج حضرت امام مهدى (عليه السلام ) از مسلميات و از امور حتمى است كه بايد در عرصه زندگى ، تحقق يابد، گر چه از دنيا يك روز باقى مانده باشد.
ب – ((عبدالله بن عمر)) از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه فرمود: ((در آخر الزمان مردى از فرزندان من كه همنام من است ظهور مى كند و زمين را همچنانكه از ظلم پر شده است ، مملو از قسط و عدل مى نمايد)).(154)
اين حديث ، بيانگر اين مطلب است كه حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) حق و عدل را بين مردم گسترش مى دهد و ظلم و ستم را در زمين نابود مى كند.
ج – اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل كرده است كه فرمود: ((مهدى از فرزندان من است و داراى غيبتى است كه خيلى از امتها سرگردان و گمراه خواهند شد و بالاءخره ذخاير پيامبران توسط حضرت بقية الله ، علنى مى شود و عدل و قسط را برقرار خواهد كرد همانطورى كه از ظلم و ستم پر شده باشد(155) )).
اين حديث ، دلالت دارد كه حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) داراى غيبتى است كه گروهى از مردم ، منكر آن مى شوند و گروه ديگرى به آن ايمان پيدا مى كنند و وقتى كه ظهور كند، ذخاير پيامبران و اوصيا را با خود همراه دارد و عدل و حق را اقامه مى نمايد.
د- ((جابربن عبدالله انصارى )) از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه فرمود: ((مهدى از فرزندان من و همنام و هم كنيه من است و داراى غيبتى است كه امتهايى سرگردان و گمراه مى شوند و بالاءخره همانند ماه تابان ، مى درخشند و زمين را پر از عدل و قسط مى كند همچنانكه از ظلم و جور پر شده است .(156) ))
ه – ((سعيد بن جبير)) از ((ابن عباس )) از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه فرمود: ((حقيقتا على وصى من است و حضرت قائم منتظر مهدى (عليه السلام ) از فرزندان اوست كه زمين را از عدل و قسط پر مى كند همانطورى كه از ظلم و جور پر شده باشد. سوگند به پروردگارى كه مرا به حقيقت بشارت دهنده و انذاركننده مبعوث كرده است ، آن مردمى كه در زمان غيبت آن حضرت ، بر امامت او ثابت قدم مى مانند، از كبريت احمر، عزيزتر مى باشند)).
((جابر)) از آن حضرت پرسيد: اى رسول خدا! براى قائم از فرزندان تو غيبت است ؟
پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((بلى ، به پروردگارم سوگند! تا آنكه مومنين را خالص و كافرين را نابود فرمايد)).
سپس فرمود: ((اى جابر! اين امر از امور الهى است و سرى از اسرار خداست ، پس مبادا شك نمايى ؛ زيرا شك در امر خدا كفر است )).(157)
اين حديث شريف هم بيانگر اين است كه ايمان آورندگان به حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) در زمان غيبت ، كم مى باشند و همانند كبريت احمر، عزيز الوجودند و غيبت آن حضرت براى آزمايش بندگان خداست . و از امورى است كه مردم در آن راه ندارند و به دست خدا و از اسرار خدايى است و چنانچه ترديد و شكى در آن پيدا شود، بهره اى از اسلام نبرده است .
و- پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: ((دنيا نمى رود مگر اينكه مردى از اهل بيت من كه نام او همانند نام من است ، بر همه اقتدار و ملك پيدا كند)).(158)
قائم آل محمد در زمين اقامه عدل مى نمايد و اهداف انبياء و پيامبران را تحقق مى بخشد و رايت و پرچم توحيد را به اهتزاز در مى آورد و شرك و الحاد را سركوب خواهد كرد.
ز- ((حذيفة بن يمان )) از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت كرده است كه حضرت فرمود: ((… اى حذيفه ! اگر از دنيا فقط يك روز باقى مانده باشد، خداوند متعال آن روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از اهل بيت من زمام امور را به دست بگيرد و اسلام را برقرار نمايد و خداوند وعده اش را تخلف نمى كند و بر آن تواناست )).
ح – ((ابو سعيد خدرى )) از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) روايت مى كند كه حضرت فرمود: ((در آخر الزمان بر امت من از طرف شاهشان ، بلايى سخت روا خواهد شد كه مانند آن شنيده نشده است تا جايى كه دنيا بر آنان تنگ خواهد آمد و دنيا پر از ظلم و جور خواهد شد و مردم متدين پناهگاهى ندارند، در اين هنگام است كه خداى متعال مردى از عترتم را مى فرستد و زمين را از قسط و عدل پر مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد… زمين آباد و باران رحمت نازل خواهد شد و زنده ها چند سالى كه زندگى كنند آرزو مى كنند كه اى كاش ! مرده ها هم اين آبادانى را مى ديدند)).(159)
ط- ((على هلالى )) از پدرش نقل مى كند كه بر پيغمبر اسلام وارد شدم و فاطمه (عليها السلام ) را بالاى سر آن حضرت – كه در بستر مرگ بود- ديدم كه نشسته است و بلند گريه مى كند. حضرت رسول (صلى الله عليه و آله و سلم ) رو به فاطمه كرد و فرمود: ((حبيبه من فاطمه ! چرا گريه مى كنى ؟))
در جواب گفت : ((به خاطر مشكلات بعد از تو)).
فرمود: ((حبيبه من ! خداوند متعال پدرت را بر اهل زمين مبعوث كرد، سپس شوهرت را اختيار نمود و به من وحى كرد كه تو را به ازدواج او در آورم و خداوند متعال به ما اهل بيت ، هفت خصلت عنايت كرده كه به احدى قبل و بعد از ما نداده و نمى دهد؛ من خاتم پيامبرانم و اشرف آنانم و محبوبترين خلق خدا پيش اويم و من پدر تو هستم . و وصى من بهترين اوصياست و محبوبترين آنان است و او شوهر تو است و از ماست كسى كه داراى دو بال سبز است و با فرشتگان در بهشت پرواز مى كند و او پسر عموى پدر تو و برادر شوهر تو است . و دو سبط اين امت از ماست و آنان پسران تو حسن و حسين مى باشند و آنان سيد جوانان اهل بهشتند و پدر آنان – سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث كرده – خير است و از ماست .
اى فاطمه ! سوگند به كسى كه مرا به حق مبعوث كرده ! مهدى اين امت از ماست . هنگامى كه هرج و مرج و فتنه ها دنيا را بگيرد و راهها ناامن شود و بزرگ به كوچك رحم نكند و كوچك به بزرگ احترام نگذارد، در چنين وقتى ، خداوند متعال كسى را مى فرستد كه سنگرهاى ضلالت و غفلت را فتح مى كند و دين را برقرار مى نمايد. همچنانكه من در ابتدا چنين كردم و دنيا را از عدل و حق پر مى كند. همچنانكه از ظلم و ستم پر شده باشد)).(160)
ى – حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى گويد: ((به پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفتم يا رسول الله ! آيا آل محمد از ماست يا از غير ما؟ فرمود: البته كه از ماست ، دين به ما ختم مى شود، همچنانكه با ما شروع شد و مردم از فتنه به وسيله ما نجات پيدا مى كنند، همچنانكه به وسيله ما از شرك نجات يافتند و به وسيله ما به هم الفت پيدا مى كنند و برادريشان محكم مى شود)).(161)
از اين حديث ، فهميده مى شود همچنانكه رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) جامعه بشرى را از وادى ضلالت و شرك نجات داد و به صراط مستقيم هدايت كرد، همچنين آخرين وصى او حضرت بقية الله الاعظم (عليه السلام ) هم بشريت را از فتنه ها دور كرده و عدل و حق را بين آنان برقرار مى نمايد.
ك – ((جبر بن نوف )) مى گويد به ((ابو سعيد خدرى )) گفتم : سوگند به خدا كه هر سال ما بدتر از سال پيش ماست و هر امير و رهبرى كه مى آيد، از قبلى بدتر است . ابو سعيد گفت : من هم همان را از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) شنيدم كه مى فرمود:
((مرتب بر شما فتنه ها و ستمها وارد مى شود تا جايى كه كسى جراءت نكند بگويد: خدا. سپس خداوند متعال مردى را از من و از عترت من مبعوث مى كند و زمين را پر از عدل و داد مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد. و زمين گنجهاى خود را براى او بيرون مى ريزد و امور اقتصادى و رفاهى مردم به اوج خود ميرسد و اسلام استقرار پيدا مى كند)).
ل – ((ابو سعيد خدرى )) از پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) نقل مى كند كه آن حضرت روى منبر فرمود: ((به درستى كه مهدى از عترت من و از اهل بيت من است كه در آخر الزمان ظهور مى كند، آسمان بارانش را براى او مى فرستد و زمين ، حاصل خويش را براى او ظاهر مى كند، پس زمين را پر از عدل و داد كند، همچنانكه ستمكاران پر از ظلم و جور كرده بودند)).(162)
اينها نمونه اى بود از روايات شريف نبوى كه همه فرق اسلامى و محدثين ، آنها را در مدونات و كتابهاشان ثبت و نقل كرده اند. و اينها صريحا دلالت مى كنند كه خروج حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) از مسايل حتمى و مسلم است . اينها به جهان اسلام بشارت مى دهند كه حضرت مهدى (عليه السلام ) خواهد آمد و امنيت و حق و عدل را برقرار خواهد كرد به طورى كه همه انسانها مانند او را در هيچ دوره اى نديده باشند.
2 – حضرت اميرالمؤ منين (ع )
روايات بسيارى از سيد عترت رسول الله ، حضرت على (عليه السلام ) در مورد ظهور حضرت امام منتظر (عليه السلام ) نقل شده است كه به برخى از آنها اشاره مى شود:
الف – ((ابو وائل )) حضرت على (عليه السلام ) نگاهش به حسين (عليه السلام ) افتاد و فرمود: ((اين پسرم آقاست ، همچنانكه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) او را ((سيد و آقا ناميد)) و در آينده از نسل او مردى به نام پيغمبرتان در وقت غفلت مردم و نابودى حق و ظهور ستمكارى ، ظهور مى كند و ساكنين آسمانها به ظهور او شاد مى شوند و او مردى است كه پيشانيش درخشنده و بينى اش كشيده است )).(163)
اين حديث شريف به امور ذيل دلالت مى كند:
1- آن حضرت از نسل ابا عبدالله سيد الشهدا حسين بن على (عليهما السلام ) است .
2 – ظهور آن حضرت ، ناگهانى است به طورى كه مردم توقع آن را ندارند.
3 – حقكشى و ستم پرورى از نشانه هاى ظهور آن حضرت است .
4 – نشانه هايى از قيافه آسمانى و شمايل آن حضرت را ذكر كرده است .
5 – هنگامى كه ظهور كرد، حق و عدل را به معناى واقعى كلمه بسط و گسترش خواهد داد.
ب – حضرت على (عليه السلام ) در برخى از خطبه هايش فرمود: ((مردى از اهل بيتم خليفه من است كه به امر خدا حكم مى كند و احكام خدا را تحكيم مى بخشد در زمانى كه فتنه ها و بلاها، جوامع بشرى را احاطه كرده باشد و اميدها قطع شده و رشوه ها رواج پيدا كرده است .))(164)
ج – ((اصبغ بن نباته )) از حضرت على (عليه السلام ) روايت كرده است كه فرمود: ((در آخر الزمان ، مهدى از ماست و در هيچيك از امتها، مهدى كه انتظارش را بكشيد وجود ندارد)).(165)
د- امام حسين (عليه السلام ) از پدر بزرگوارش حضرت على (عليه السلام ) نقل مى كند كه به او فرمود: ((نهمين فرزند تو اى حسين ! قائم به حق و ظاهر كننده دين و نشر دهنده عدل است )). سپس امام حسين (عليه السلام ) توضيح بيشترى مى خواهد و حضرت در جواب مى فرمايد: ((آرى ، سوگند به خدايى كه حضرت محمد را مبعوث كرده و او را بر همگان برگزيده است ، چنين است ولكن او داراى غيبتى است كه سرگردانى و تحير دارد و فقط مخلصين و كسانى كه داراى يقين مى باشند و خداوند متعال از آنان پيمان ولايت ما را گرفته است و در دلهاى آنان ، ايمان را ثابت و آنان را مورد تاءييد و عنايت خود قرار داده ، بر آن قائم ، ثابت و معتقد باقى مى مانند(166) )).
ه – حضرت امام على (عليه السلام ) فرمود: ((خداوند به زودى قومى را مى آورد كه آنان را دوست دارد و آنان نيز خدا را دوست دارند و كسى كه بين آنان غريب است صاحب ملك مى شود، همانا آن مهدى است كه صورتش …)).
اين ها نمونه اى از احاديث على (عليه السلام ) بود كه به ظهور مصلح جهانى حضرت بقية الله الاعظم بشارت مى دهند و اينكه اسلام را زنده مى كند و نشانه هاى دين را در بين مردم تثبيت مى نمايد.
3 – حضرت امام حسن مجتبى (ع )
از حضرت امام حسن مجتبى (عليه السلام ) روايات بسيارى در مورد حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) نقل شده است كه از جمله آنها حديثى است كه هنگام صلح با طاغوت زمان معاويه ، عده اى از دوستان آن حضرت ، او را سرزنش كردند، حضرت به آنان فرمود: ((واى بر شما! آيا نمى دانيد كه من امامتان هستم و اطاعت من بر شما واجب است و طبق بيان صريح پيغمبر اسلام ، يكى از دو سيد جوانان اهل بهشتم ؟)).
گفتند: آرى ، چنين است .
فرمود: ((آيا نمى دانيد وقتى كه حضرت خضر، كشتى را سوراخ كرد و ديوار بپا نمود و آن پسر را كشت ، جناب موسى بن عمران از اينكه حكمت آنها را نمى دانست ناراحت شد و حال آنكه اين كارها پيش ‍ خدا درست و حكيمانه بود؟ آيا نمى دانيد كه همه ما بيعت طاغوت زمان به گردن ما هست مگر حضرت قائم (عليه السلام ) كه روح الله نمازش را به او اقتدا خواهد كرد. خداوند متعال ، ولادت او را مخفى كرد و شخص او را غايب قرار داد و گر نه او هم بيعت طاغوتى را به گردن خواهد گرفت . آن قائم ، نهمين فرزند برادرم حسين ؛ پسر سيدة النساء مى باشد، خداوند متعال عمر و غيبت او را طولانى مى كند سپس به قدرتش او را به صورت جوانى كه كمتر از چهل سال مى نماياند، ظاهر مى فرمايد و او بر همه چيز تواناست )).(167)
از اين حديث شريف ، اين مطالب استفاده مى شود:
الف – صلح امام حسن (عليه السلام ) با طاغوت زمان معاويه ، به حق ، يك ضرورت بود كه چاره اى جز آن نبود؛ زيرا اگر جنگى شروع مى شد، پيروزى با معاويه بود براى آنكه نيروهاى اردوى امام (عليه السلام ) در اثر جنگهاى گذشته و پيدا شدن خط فكرى خوارج و خستگى و جو راحت طلبى و حتى نفوذ عناصر نفاق و دنيا طلب ، هرگز نمى توانستند به صورت جدى جنگ كنند و سپاه رزمنده معاويه را شكست دهند و حتى آماده بودند كه امام (عليه السلام ) را به زور، اسير كرده در مقابل درهم و دينار معاويه ، تحويل معاويه دهند، بنابراين ، راهى جز صلح نبود و حضرت امام حسن (عليه السلام ) هم همان را انتخاب كرد. و اگر چنين نمى كرد، مغلوب معاويه مى شد و او سرسختانه اعلان كفر و بى دينى مى نمود، همچنانكه پسرش يزيد چنين كرد.
ب – حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) بيعت هيچ ستمگرى را به گردن نگرفته ، بلكه خداوند متعال ، آن حضرت را به دور از حاكمان ستم ، حفظ و صيانت كرده است .
ج – حضرت مهدى (سلام الله عليه ) وقتى ظهور كند، حضرت عيسى مسيح مى آيد و با آن حضرت نماز جماعت مى خواند.
د- خداوند متعال ، ولادت حضرت مهدى (عليه السلام ) را از ديد حاكمان ستمكار عباسى پنهان نگهداشته تا آنكه به آن حضرت دسترسى پيدانكنند و بحث آن به طور تفصيل گذشت .
ه – خداوند متعال به ولى خود، عمر طولانى عنايت مى كند، سپس او را به صورت يك جوان ، ظاهر مى نمايد تا آنكه حق و عدل را در زمين برقرار نمايد.
4 – حضرت امام حسين (ع )
روايات زيادى از حضرت سيد الشهدا (عليه السلام ) راجع به ظهور امام منتظر (عليه السلام ) نقل شده است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
الف – امام حسين (عليه السلام ) فرمود: ((نهمين فرزند من سنتى از حضرت يوسف و سنتى از حضرت موسى (عليهما السلام ) دارد و او قائم ما اهل بيت پيغمبر است كه خداوند، يكشبه كار او را به اصلاح در مى آورد)).(168)

از اين جهت كه ولادت او به جهت خوف از حاكمان ستمكار، مخفى بوده است ، شبيه حضرت موسى (عليه السلام ) است كه ولادت او به خاطر فرعون زمانش ، پنهان نگهداشته شده است . و از اين جهت بين او و مردم ، حجاب است و آن حضرت از ديد مردم پنهان مى باشد، شبيه حضرت يوسف (عليه السلام ) است كه مدتها در زندان و به دور از ديد مردم قرار گرفته بود.
ب – حضرت امام حسين (عليه السلام ) فرمود: ((قائم اين امت ، نهمين فرزند من است و او صاحب غيبت است )).
ج – حضرت امام حسين (عليه السلام ) فرمود: ((دوازده امير از ماست كه اول آنان حضرت اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام ) و آخرين آنان ، نهمين فرزند من است كه به حق ، قيام مى كند گرچه مشركان ، خوششان نيايد. البته او داراى غيبتى است كه گروهى درباره آن حضرت به شك مى افتند و گروهى ديگر بر او ثابت قدم مى مانند و مورد اذيت قرار مى گيرند و به آنان گفته مى شود: اين وعده شما چه موقع است اگر راست مى گوييد؟ و البته صابرين و دوستداران آن حضرت ، بر اين اذيت و تكذيب ، تحمل مى كنند و اجر و پاداش آنان مانند اجر مجاهدينى است كه در ركاب حضرت رسول اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) شمشير زده باشند(169) )).
از اين حديث معلوم مى شود كه مردم به وسيله غيبت حضرت امام منتظر (عليه السلام ) امتحان و آزمايش مى شوند. كسانى كه خداوند متعال بر آنان عنايت كرده و ايمان را در قلبشان رسوخ داده است ، بر آن حضرت باقى مى مانند و اينان همانند مجاهدين صدر اسلام اند كه در ركاب آن حضرت ، جهاد كرده باشند.
د- امام حسين (عليه السلام ) فرمود: ((صاحب اين امر يعنى مهدى ، داراى دو غيبت است ؛ يكى از آنها به حدى طول مى كشد كه بعضى از مردم مى گويند آن حضرت فوت كرده است . و بعضى مى روند كه جاى او را پيدا كنند اما پيدا نمى كنند و فقط خداى حكيم است كه بر او ولايت و از او اطلاع دارد)).(170)
5 – حضرت امام زين العابدين (ع )
روايات زيادى از امام المتقين حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) در بشارت به ظهور حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) نقل شده است كه به برخى از آنها اشاره مى كنيم :
الف – حضرت على بن حسين امام سجاد (عليهما السلام ) وقتى آيه شريفه ((ليستخلفنهم فى الارض )) را قرائت كرد، فرمود: ((سوگند به خدا آنان دوستداران ما اهل بيت مى باشند و اين استخلاف به وسيله مردى از ما انجام مى گيرد و او مهدى اين امت است . پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: اگر از دنيا فقط يك روز مانده باشد، خداوند متعال همان يك روز را طولانى خواهد كرد تا مردى از عترت من كه همنام من است ، بيايد و زمين را از عدل و قسط، پر كند، همچنانكه از ظلم و ستم پر شده باشد(171) )).
ب – حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) فرمود: ((آيه شريفه : وعد الله الذين آمنوا منكم در مورد امام قائم حضرت مهدى (عليه السلام ) نازل شده است )).(172)
ج – حضرت امام زين العابدين وقتى كه (به ظاهر) اسير بود، در ضمن خطبه اى فرمود: ((از ماست رسول خدا و وصى او و سيد الشهدا و جعفر طيار در بهشت و دو سبط اين امت و مهدى كه دجال را به قتل مى رساند(173) )).
د- حضرت امام زين العابدين (عليه السلام ) فرمود: ((قائم ما سنتى از هفت پيغمبر مى باشد؛ سنتى از پدرمان آدم (عليه السلام )، سنتى از نوح (عليه السلام )، سنتى از ابراهيم (عليه السلام )، سنتى از موسى (عليه السلام )، سنتى از عيسى (عليه السلام )، سنتى از ايوب (عليه السلام ) و سنتى از حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم )، اما سنت او از آدم و نوح ، عمر طولانى است . و اما از ابراهيم ، مخفى بودن ولادت و كناره گيرى از مردم است . و اما از موسى (عليه السلام ) خوف و غيبت است . و اما از عيسى ، اختلافى است كه مردم درباره اش پيدا كردند. و اما از ايوب ، فرج بعد از مبتلا و گرفتارى است . و اما از حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) كه خروج او با شمشير است )).(174)
6 – حضرت امام محمد باقر (ع )
از حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) رواياتى در رابطه با حضرت مهدى (عليه السلام ) و مسلم بودن ظهور او نقل شده است ، از قبيل : ابو بصير روايت مى كند كه آن حضرت فرمود: ((در صاحب اين امر، سنتى از موسى و سنتى از عيسى و سنتى از يوسف و سنتى از حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) است ، اما سنت او از موسى ، خوف است . و از يوسف ، زندان و غيبت است . و از حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) دست به شمشير زدن است . او مرتبا دشمنان خدا را به قتل خواهد رساند تا مورد رضايت خدا واقع شود)).
ابو بصير گويد: چگونه مى داند كه خداوند متعال راضى شده است ؟
فرمود: ((در قلب آن حضرت ، القاى رحمت و راءفت مى كند)).(175)
حضرت امام محمد باقر (عليه السلام ) اسامى دوازده امام و خليفه رسول الله را كه پيغمبر اسلام آنان را معرفى و منصوب كرده ، ذكر نموده است و فرموده آخرين و دوازدهمين آنان كسى است كه عيسى بن مريم نمازش را به او اقتدا مى كند.(176)
7 – حضرت امام جعفر صادق (ع )
از حضرت امام جعفر الصادق (عليه السلام ) روايات زيادى درباره حضرت امام منتظر (عليه السلام ) و ظهور حتمى آن حضرت نقل شده است كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم :
الف – ((سيد جليل اسماعيل بن محمد حميرى )) شاعر برجسته اهل بيت (عليهم السلام ) مى گويد: من مدتى غلو داشتم و به غيبت محمد بن حنفيه معتقد بودم تا اينكه خداوند متعال بر من منت گذاشت و به وسيله حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) از آتش نجات داد به راه راست هدايت كرد و وقتى كه با برهان و وجدان و دلايل محكم برايم ثابت شد كه حضرت صادق (عليه السلام ) حجت خدا بر من و بر تمام اهل زمانش است و اوست كه طاعتش واجب و لازم است ، آنگاه از آن حضرت پرسيدم از پدران بزرگوار شما رواياتى درباره غيبت و صحت آن روايت شده است ، اين غيبت بر چه كسى واقع مى شود؟
جواب فرمود: ((اين غيبت ، بر ششمين فرزندم كه دوازدهمين امام از امامان هدايت بعد از پيغمبر اسلام (عليهم السلام ) است ، واقع مى شود. اين امامان ، اولشان اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) و آخرشان ((مهدى )) است كه به حق قيام مى كند و بقية الله و صاحب الزمان است . سوگند به خدا! اگر چه غيبتش طول بكشد اما بالاءخره ظهور مى كند و زمين را پر از عدل و قسط مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد)).
((سيد حميرى )) مى گويد: وقتى كه اين مطلب را از مولايم حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) شنيدم ، به خدا توبه كردم و از گذشته ام پشيمان شدم و قصيده اى گفتم كه اولش اين است :
فلما راءيت الناس فى الدين قد غووا غغغ تجعفرت باسم الله فيمن تجعفروا(177)
ب – حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) فرمود: ((صاحب ما يعنى امام مهدى (عليه السلام ) ظهور مى كند و او از صلب اين شخص است . و با دستش به موسى بن جعفر اشاره كرد. و زمين را از عدل پر مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد و دنيا به وسيله او اصلاح مى شود)).(178)
ج – حضرت امام جعفر صادق (عليه السلام ) فرمود: ((خلف صالح از فرزندان من است و او مهدى است كه نامش محمد و كنيه اش ابوالقاسم مى باشد.
در آخر الزمان خروج مى كند و مادرش نرجس است . و بالاى سر آن حضرت ، ابرى قرار دارد كه نمى گذارد حرارت خورشيد او را اذيت كند و آن ابر با آن حضرت در حركت است و بلند فرياد مى كشد: اين مهدى است ، پس از او پيروى كنيد)).
روّات ، از امام صادق (عليه السلام ) مانند احاديث فوق را بسيار نقل كرده اند كه همه آنها حتمى بودن ظهور امام منتظر (عليه السلام ) را اعلان مى كنند، كسى كه اقامه حق و ازهاق باطل مى نمايد.
8 – حضرت امام موسى كاظم (ع )
حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) هم مانند ساير امامان (عليهم السلام ) بر امامت حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) تصريح كرده است . ((يونس بن عبدالرحمن )) مى گويد خدمت حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) رسيدم و از حضرتش پرسيدم آيا شما قائم هستيد؟
فرمود: ((من قائم به حق هستم ولكن آن قائم به حقى كه زمين را از دشمنان خدا پاك و از عدل پر مى كند، همچنانكه از جور پر شده است . آن پنجمين فرزند من است كه داراى غيبت طولانى است ، به طورى كه اقوامى به ترديد مى افتند و اقوام ديگرى بر آن حضرت ثابت مى مانند. و خوشا به حال شيعيان ما كه به ريسمان ولايت ما در زمان غيبت قائم ما تمسك مى جويند. و بر ولايت ما ثابت و از دشمنان ما برائت مى جويند، اينان از ما هستند و ما از آنان مى باشيم ، اينان به امامت ما راضى و ما هم به تشيع آنان خوشحاليم ، پس خوشا به حال آنان ، باز هم خوشا به حال آنان ، سوگند به خدا! اينان در قيامت در مرتبه ما هستند)).(179)
از اين حديث استفاده مى شود كه حضرت مهدى (عليه السلام ) زمين را از دشمنان خدا تطهير كرده و ستمكاران را در هم مى كوبد.
9 – حضرت على بن موسى الرضا (ع )
حضرت امام رضا (عليه السلام ) هم به مسلمين بشارت داده كه حضرت بقية الله فى الارضين ظهور خواهد كرد، از باب نمونه :
الف – شاعر اهل بيت ، ((دعبل خزاعى )) خدمت امام رضا (عليه السلام ) رسيد و قصيده خود را كه مشتمل بر مصايب اهل بيت از سوى بنى اميه و بنى عباس بود، قرائت كرد و اول آن قصيده اين است :
مدارس آيات خلت من تلاوة غغغ و منزل وحى مقفر العرصات
و وقتى كه به اين قسمت قصيده اش رسيد:
فلولا الذى ارجوه فى اليوم او غد غغغ لقطع قلبى اثركم حسرات
حضرت رضا (عليه السلام ) سرش را بالا گرفت تا بشنود كه آرزوى خزاعى چيست ؟ آرزويى كه اگر نبود، حسرتها جانش را مى گرفت . دعبل ادامه داد و چنين خواند:
خروج امام لا محالة خارج غغغ يقوم على اسم الله و البركات
يميز فينا كل حق و باطل غغغ و يجزى على النعماء و النقمات
حضرت امام رضا (عليه السلام ) به گريه افتاد و گريه سختى نمود و به دعبل ، اين شاعر مظلومها و شكنجه ديده ها توجه كرد و به او فرمود: ((اى خزاعى ! در حقيقت ، روح القدس ، اين دو بيت شعر را با زبان تو نطق كرد. و آيا مى دانى كه آن امام كيست و چه وقت قيام مى كند؟))
((دعبل )) با علاقه گفت : نه اى مولاى من ! البته من شنيده ام كه امامى از شما خروج مى كند و زمين را از فساد، تطهير و از عدل پر مى كند. حضرت امام رضا (عليه السلام ) شروع كرد به معرفى مصلح اعظم حضرت مهدى (عليه السلام ) و چنين فرمود:
((اى دعبل ! امام بعد از من پسرم محمد و بعد از او پسرش على و بعد از على پسرش حسن و بعد از حسن پسرش حجة الله قائم مى باشد كه در ايام غيبت ، مورد انتظار مى باشد و مومنين بعد از ظهورش از او پيروى مى كنند و اگر يك روز از دنيا باقى نمانده باشد، خداوند متعال همان روز را طولانى مى كند تا آن حضرت ظهور نمايد و زمين را از عدالت پر كند بعد از آنكه از ظلم و جور، پر شده باشد. و اما اينكه چه موقع قيام مى كند، اين خبر دادن از وقت آن است و به تحقيق پدرم از جدم از پدرش از پدران بزرگوارش از على (عليه السلام ) برايم حديث كرد كه به پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) گفته شد: اين قائم از ذريه تو چه موقع قيام مى كند؟ پس فرمود: مثل او همانند مثل ساعت قيامت است كه فقط خداى عزوجل خبر دارد و ناگهان واقع مى شود)).(180)
ب – ((حسن بن خالد)) از امام على بن موسى الرضا (عليه السلام ) روايت كرده است كه فرمود: ((كسى كه ورع ندارد، ديندار نيست و كسى كه تقيه ندارد، داراى ايمان نمى باشد. و شريفترين شما نزد خدا اتقاى شما يعنى عالمترين شما به تقيه است )).
به آن حضرت گفته شد تا كى اى فرزند رسول خدا؟
فرمود: ((تا روز وقت معلوم و آن روز خروج قائم ماست ، پس كسى كه قبل از ظهور قائم ما، تقيه را ترك كند از ما نيست )).
به آن حضرت گفته شد اى فرزند رسول خدا! قائم شما چه كسى است ؟
فرمود: ((چهارمين فرزند من ، فرزند سيده كنيزان است كه زمين را از هر ظلم و ستمى تطهير مى كند و آن كسى است كه ولادتش مورد شك خيلى از مردم قرار مى گيرد و او صاحب غيبت است و وقتى كه ظهور كند، نورافشانى مى كند و ترازوى عدل را بين مردم برقرار مى كند و به احدى ظلم نمى شود و او كسى است كه بر زمين محيط است و از آسمان منادى ندا مى كند و مردم را به سوى او مى خواند و همه اهل زمين آن ندا را مى شنوند و چنين صدا مى زند:
((آگاه باشيد كه حجت خدا كنار بيت الله ظهور كرده ، پس ، از او تبعيت كنيد، زيرا حق در او و با اوست و آن قول خداست كه مى فرمايد: ان نشاء ننزل عليهم من السماء آية فظلت اعناقهم لها خاضعين (181) و قول خداوند عزوجل است كه مى فرمايد: يوم ينادى المناد من مكان قريب # يوم يسمعون الصيحة بالحق ذلك يوم الخروج (182) يعنى خروج فرزندم مهدى قائم (عليه السلام ))).(183)
اينها بعضى از احاديثى بود كه از امام رضا (عليه السلام ) در شاءن امام منتظر (عليه السلام ) رسيده بود و مضمون همه اين احاديث اين است كه امام زمان به زودى مصدر نور در تمام كره زمين خواهد شد.
10 – حضرت امام محمد جواد (ع )
آن حضرت نيز به وجود مصلح كل ، حضرت صاحب العصر (عليه السلام ) بشارت داده و ظهور او را حتمى دانسته است :
الف – مرد ثقه و پاك ((حضرت عبدالعظيم الحسنى )) مى گويد: بر آقايم محمد بن على (عليهما السلام ) داخل شدم و مى خواستم از آن حضرت پيرامون قائم بپرسم كه آيا او مهدى است يا غير او؟ ديدم كه آن حضرت ابتدا به سخن كرد و به من فرمود:
((اى ابوالقاسم ! به درستى كه قائم از ما، همان مهدى است كه در زمان غيبتش بايد انتظارش را كشيد و وقتى كه ظهور كرد، بايد اطاعتش نمود و او سومين فرزند من است ، سوگند به خدايى كه محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) را مبعوث كرد و امامت را به ما اختصاص داد، اگر از دنيا فقط يك روز هم مانده باشد، خداوند متعال همان روز را طولانى مى كند تا آنكه آن حضرت ظهور كند و زمين را از عدل و قسط پر كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد و خداوند متعال كار او را يكشبه اصلاح مى كند، همچنانكه امر كليم خود موسى را اصلاح كرد آن وقتى كه رفت تا قبسى از آتش بياورد، پس برگشت در حالى كه پيغمبر و فرستاده خدا شده بود، سپس فرمود: افضل اعمال شيعيان ما انتظار فرج است )).(184)
امام جواد (عليه السلام ) در اين حديث شريف ، شيعيان و راويان حديث خود را بر امام منتظر (عليه السلام ) دلالت كرده و فرموده كه خروج آن حضرت از امور حتمى است و لا جرم در دنيا تحقق خواهد يافت .
ب – ((صقر بن ابو دلف )) مى گويد: از حضرت ابا جعفر محمد بن على (عليه السلام ) شنيدم كه مى فرمود: ((امام بعد از من ، پسرم على است كه امر او امر من و قول او قول من و طاعت او طاعت من است )). سپس ساكت شد. من به ايشان گفتم اى فرزند رسول خدا! امام بعد از على كيست ؟
فرمود: ((پسرش حسن است )).
گفتم : بعد از امام حسن عسگرى (عليه السلام ) چه كسى امام است ؟
حضرت جواد (عليه السلام ) گريه شديدى كرد و سپس فرمود: ((پسر امام حسن ، قائم به حق و منتظر مى باشد)).
به آن حضرت گفتم : چرا نامش ((قائم )) گذاشته شده است ؟
فرمود: ((براى آنكه قيام آن حضرت بعد از خاموش شدن ياد او و بعد از ارتداد بيشتر كسانى كه به امامت او قايل بوده اند، مى باشد)).
به آن حضرت گفتم : چرا ((منتظر)) ناميده شده است ؟
فرمود: ((او غيبتى دارد كه بسيار طولانى مى شود و مخلصين انتظارش را مى كشند و شكاكان به ترديد مى افتند و منكرين آن را به استهزا مى گيرند و تعيين كنندگان وقت ظهور، به دروغ متوسل مى شوند و اهل باطل به هلاكت مى افتند و مسلمانان و اهل تسليم در آن نجات مى يابند)).(185)
11 – حضرت على الهادى (ع )
حضرت امام هادى (عليه السلام ) نيز به وجود اقدس حضرت ولى الله الاعظم بشارت داده و در شاءن آن حضرت ، صريحا سخن گفته است :
الف – ((صقر بن ابو دلف )) مى گويد: از على بن محمد بن على الرضا شنيدم كه مى فرمود: ((امام بعد از من ، فرزندم حسن و بعد از او پسرش قائم است كه زمين را از عدل و قسط پر مى كند بعد از آنكه از ظلم و جور پر شده باشد.))(186)
ب – فقيه فاضل ((سيد عبدالعظيم حسنى )) مى گويد: بر آقايم على بن محمد (عليهما السلام ) وارد شدم ، وقتى مورد توجه آن حضرت قرار گرفتم ، فرمود: ((مرحبا! به ابوالقاسم كه حقيقتا از دوستان ماست )).
به آن حضرت گفتم مى خواهم دينم را به شما عرضه بدارم كه اگر اشكالى نداشت و مورد رضايت بود، بر آن دين باقى بمانم تا خدايم را ملاقات كنم . حضرت فرمود: ((شروع كن و بگو)).
گفتم : هيچ چيز مانند خدا نيست و خداى متعال از دو حد ابطال و تشبيه خارج است و جسم و صورت و عرض و جوهر نيست بلكه او آفريننده تمام جسمها و ترسيم كننده صورتها و ايجاد كننده اعراض و جواهرات و صاحب و مالك و قراردهنده و آفريننده همه چيز است . و حضرت محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) بنده و رسول خدا خاتم پيامبران است و بعد از او تا قيامت پيغمبر نخواهد آمد و شريعت او خاتم شرايع است و تا قيامت شريعت ديگرى نخواهد بود و امام و خليفه و ولى امر بعد از رسول خدا حضرت اميرالمؤ منين على بن ابيطالب (عليه السلام )، سپس امام حسن ، امام حسين ، على بن الحسين ، محمد بن على ، جعفر بن محمد، موسى بن جعفر، على بن موسى ، محمد بن على و سپس تو هستى اى مولاى من !
حضرت عبدالعظيم بعد از اين بيان ساكت مى شود، آن وقت امام هادى (عليه السلام ) امام بعد از خودش را به او معرفى مى كند و مى فرمايد: ((امام بعد از من ، فرزندم حسن است . پس بعد از او مردم با خلف آن حضرت چگونه هستند)).
حضرت عبدالعظيم با اشتياق از جانشين حضرت حسن عسگرى (عليه السلام ) مى پرسد، امام هادى (عليه السلام ) مى فرمايد: ((او امام منتظر است كه از ديده ها پنهان است تا اينكه ظهور كند و زمين را پر از عدل و قسط مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد)).
حضرت عبدالعظيم به آنچه امام هادى (عليه السلام ) به آن فرمان مى دهد، اقرار و اعتراف مى كند و به غيبت حضرت امام مهدى (عليه السلام ) ايمان مى آورد. سپس حضرت هادى (عليه السلام ) به او توجه كرده مى فرمايد: ((اى ابوالقاسم ! اين همان دينى است كه خداوند براى بندگان خود رضايت داده است )).(187)
12 – حضرت امام حسن عسگرى (ع )
حضرت امام حسن عسگرى (عليه السلام ) بر امامت فرزند قائم و منتظرش حضرت مهدى (عليه السلام ) تصريح كرده و در بحثهاى گذشته ، رواياتى را از آن حضرت در اين زمينه توضيح داديم كه از جمله آنها اين روايت بود:
شخصيت ثقه ((احمد بن اسحاق بن سعد اشعرى )) مى گويد: بر امام حسن عسگرى ابو محمد (عليه السلام ) وارد شدم و من مى خواستم كه از آن حضرت از خليفه اش بپرسم . حضرت عسگرى ابتدا به سخن كرد و فرمود: ((اى احمد بن اسحاق ! خداوند متعال از زمان خلقت آدم ، زمين را از حجتش خالى نگذاشته تا اينكه ساعت قيامت فرا رسد و به وسيله همان حجت از اهل زمين ، دفع بلا مى شود و باران نازل مى گردد و بركات زمين بيرون مى آيد)).
احمد مى پرسد: اى فرزند رسول خدا! مشخصا امام و خليفه بعد از تو چه كسى است ؟
حضرت عسگرى (عليه السلام ) با شتاب به اندرون خانه رفت و سپس برگشت در حالى كه بقية الله فى الارض را با خود به همراه داشت و صورت آن حضرت همچون ماه شب چهارده مى درخشيد و در اين موقع ، عمر آن حضرت سه سال بود، سپس امام حسن عسگرى (عليه السلام ) مى فرمايد: ((اى احمد بن اسحاق ! اگر تو پيش خدا و حجج خدا كرامت و موقعيت نداشتى ، اين پسرم را به تو نشان نمى دادم ، او همنام و هم كنيه رسول خداست كه زمين را از عدل و قسط پر مى كند، همچنانكه از ظلم و جور پر شده باشد.
اى احمد بن اسحاق ! مثل او در اين امت ، مثل خضر و ذى القرنين است ، سوگند به خدا! غيبتى خواهد كرد كه فقط مردمى بر امامتش باقى مى مانند كه خداوند ايمان آنان را ثابت كرده باشد و به آنان توفيق دعا براى فرج آن حضرت داده باشد وگرنه هلاك مى شوند)).
احمد با شتاب گفت : آيا علامتى كه اطمينان بيشتر قلبم باشد موجود است ؟
حضرت امام منتظر (عليه السلام ) به سخن آمد و فرمود: ((من بقية الله در زمينم و منتقم از دشمنان خدايم )).
احمد وقتى كه اين علامت را از حضرت مهدى (عليه السلام ) ديد به آن اكتفا نمود و قلبش اطمينان بيشترى پيدا كرد و از منزل آن حضرت بيرون رفت در حالى كه خوشحال و دلش آرام گرفته بود. و فرداى آن روز هم به خانه امام عسگرى (عليه السلام ) برگشت و وقتى كه خدمت آن حضرت رسيد گفت : اى فرزند رسول خدا! به آنچه ديروز بر من منت گذاشتى خيلى خوشحالم و سوالى دارم و آن اينكه سنتى كه از خضر و ذى القرنين در امام منتظر هست ، چيست ؟
امام حسن عسگرى (عليه السلام ) فرمود: ((طولانى شدن غيبت آن حضرت )).
احمد توضيح بيشترى خواست و حضرت فرمود: ((آرى ، سوگند به پروردگارم ! غيبتش طولانى مى شود كه اكثر قايلين به آن حضرت ، ارتداد پيدا مى كنند و كسانى كه بر ولايت ما باقى مى مانند كسانى هستند كه خداوند ايمان را در قلب آنان راسخ كرده و مورد تاءييد خاصى خود قرار داده است . اى احمد بن اسحاق ! اين امرى از امور خدا و سرى از اسرار و غيبتى از غيب الهى است ، پس آنچه را به تو ارائه كردم داشته باش و پنهان دار و از شكركنندگان باش كه اگر چنين كردى در مقام عليين با ما هستى (188) )).
در اينجا بحث بشارتهايى كه از پيغمبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم ) و امامان معصوم (عليهم السلام ) نقل شده بود، به پايان مى رسانيم و نتيجه آنها به طور كلى اين بود كه حضرت ولى الله الاعظم ، امام منتظر (عليه السلام ) ظهور خواهد كرد و عدل و حق را برقرار خواهد نمود و ظلم و ستم را در هم خواهد كوبيد و او فرزند امام حسن عسگرى و حضرت نرجس و نهمين فرزند ابا عبدالله الحسين و همنام و هم كنيه پيغمبر اكرم (صلى الله عليه و آله و سلم ) مى باشد.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.