خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » اثر زكات دادن
23  

اثر زكات دادن

62 – اثر زكات دادن
جناب حاج مرادخان حسن شاهى ارسنجانى نقل كرده اند در سالى كه بيشتر نواحى فارس به آفت ملخ مبتلا شده بود به قوام الملك خبر دادند كه مزرعه هاى شما در نواحى فسا تمام به واسطه ملخ از بين رفته .
قوام گفت بايد خودم ببينم ، پس به اتفاق ايشان و مرحوم بنان الملك و چند نفر ديگر از شيراز حركت كرديم و چون به مزرعه هاى قوام رسيديم ديديم تماما خوراك ملخ گرديده به طورى كه يك خوشه سالم نديديم همينطورى كه مى رفتيم و تماشا مى كرديم به قطعه زمينى رسيديم كه تقريبا وسط مزرعه بود، ديديم محصول آن سالم و يك خوشه اش هم دست نخورده در حالى كه محصول زمينهاى چهار طرف آن بكلى از بين رفته بود، قوام پرسيد اينجا كى بذر پاشيده و متعلق به كيست ؟
گفتند فلان شخصى كه در بازار فسا پاره دوزى مى كند، گفت مى خواهم او را ببينم به من گفتند او را بياور، رفتم او را ديدم و گفتم آقاى قوام تو را طلبيده ، گفت من به آقاى قوام كارى ندارم اگر او به من كارى دارد بيايد اينجا. هرطورى بود با خواهش و التماس او را نزد قوام آورديم .
قوام از او پرسيد فلان مزرعه بذرش از تو است و تو كاشته اى ؟ گفت بلى . قوام پرسيد چه شده كه ملخ همه زراعتها را خورده جز مال تو را؟ گفت : اولاً من مال كسى را نخورده ام تا ملخ مال مرا بخورد، ديگر آنكه من هميشه زكات آن را سر خرمن خارج مى كنم و به مستحقين مى رسانم و مابقى را به خانه ام مى برم .
قوام الملك او را آفرين گفت و از حالش سخت در شگفت شد.

   

2 دیدگاه

  1. ممنونم از لطفتون که به وب من سر زدید
    با تشکر
    بنده خدا

  2. عاليه.
    كاش هركسي كه وبلاگ ميزد حداقل يه حديث آموزنده هم آخرش بود!
    چون متاسفانه توي كشور ما اين حرف داره كمرنگ ميشه.خيليا از اين حرفا فرارين.
    به هر حال بابت مطالب خوبتون تشكر
    موفق باشيد……..

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.