خانه » کتاب: داستانهاي شگفت » هديه ، نشانى قبول زيارت
23  

هديه ، نشانى قبول زيارت

109 – هديه ، نشانى قبول زيارت
و نيز مرقوم داشتند از آقاى آقامصطفى برقعى فرزند آقاى حاج مير سيد حسن برقعى در راه مشهد اين داستان را براى من نقل نمودند كه مرحوم آقاى آقاميرزا رضا فرزند كوچك آن مرحوم كه آن موقع ايشان زنده بودند (نگارنده موفق نشدم از خودش شرح حالش را بپرسم ) با مرحوم پدرشان به مشهدمقدس مشرف مى شوند (ايشان با عائله و نوكر با اينكه عصر اتومبيل بود با كجاوه رفتند) گفتند: چون وسايل ما كجاوه بود من همه راه يا بيشتر راه را پياده رفتم (ترديد از بنده است ) و در ضمن از دور خدمت حضرت رضا عليه السّلام عرض مى كردم اگر زيارتم قبول است هديه اى لطف فرماييد.
هنگامى كه به مشهدمقدس رسيديم و به ديدن مرحوم پدرم مى آمدند روزى پيرمردى وارد شد به لباس اهل علم با اينكه نوكر داشتيم ، پدرم به من امر فرمود براى ايشان قليان آماده نمايم ، قليان آماده نموده و پس از مراجعت در بدرقه به من گفت ما تعبير خواب را به تو داديم اگر كسى خوابى براى شما نقل كرد تا عدد آن شبى كه خواب ديده است از قرآن كريم ورق مى زنى تعبير خواب را خواهى يافت اين را بگفت و برفت و در قلب من هم توليد اهميتى نكرد تا پس از مدتى كه مراجعت به قم نمودم و پدرم وفات نمود و وضع مالى ما خوب نبود. يك شب در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه سلام اللّه عليها نشسته بودم ديدم خانمى با شوهرش آمد و خوابى ديده بود گفت كه من در پانزدهم ماه مثلاً خوابى ديدم من قرآن را باز نموده و پانزده ورق زدم پس از آن ديدم اصل خواب آن زن در قلب من نوشته شده است و تعبير آن هم در زير آن است .
گفتم خواب شما چنين است و تعبير آن نيز چنين است ، تعجب نمودند و وجهى به من دادند ولى پس از آن براى بعضى نقل كردم اين موهبت گرفته شد.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.