مردى در حضور يكى از علماى زنجان از برادرش شكايت كرد كه او با من در مخارج مادرمان شركت نميكند. ايشان شخصى را كه گوينده همين حكايت است ماءمور اصلاح بين آنها كردند آنشخص گفت من برادرش را ديدم و با او مذاكره كردم كه چرا در نفقه مادر مساعدت ببرادرت نميكنى ؟ گفت بمن مربوط نيست قسمت كرده ايم پرسيدم چطور قسمت كرده ايد؟ گفت يكسال گرانى شد پدر و مادرمان را با هم تقسيم كرديم بنا شد خرج پدر با من باشد و خرج مادر با او. منتهى اينست كه اقبال من يارى كرد پدرم زود مرد حالا خرج مادر بمن مربوط نيست من همينكه گفته او را شنيدم (بختم يارى كرد پدرم زود مرد!) يك مرتبه خنده ام گرفت گفتم مگر مال قسمت كرده ايد كه عقد لازم و خيار ساقط گردد در حال زنده بودن پدر چون خرج پدر چون خرج او معادل خرج مادر ميشد حساب پاك بود اما حالا كه پدرتان مرده بايد درباره مادر حساب را از سر بگيريد.(79)
نوشته های مرتبط
باب سى و هشتم در بيان قصه هاروت و ماروت است
سپتامبر 18, 2013
منابع و مأخذ
ژانویه 6, 2012
پاداش جوانمردى
ژانویه 6, 2012
نمونه اى از پرورش اسلام
ژانویه 6, 2012
عبدالله ذوالبجادين
ژانویه 6, 2012
منصور عمار و قاضى بغداد
ژانویه 6, 2012
شتابزده
ژانویه 6, 2012
رقابت جاهلان
ژانویه 6, 2012
چاپلوس
ژانویه 6, 2012
عمل وحشيانه
ژانویه 6, 2012
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج









خون خواهی رهبر شهید





