خانه » كتاب : داستانها و پندها جلد دوم » غنائم متعلق به همه است
23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

غنائم متعلق به همه است

آنگاه كه جنگ حنين به پايان رسيد و غنائم تقسيم شد عده اى از اعراب كه در آن جنگ حاضر بودند و هنوز ايمان نداشتند. پيش روى پيغمبر(ص ) ميدويدند. مى گفتند يا رسول الله ما را نيز بهره اى ببخش ازدحام كه آنجناب به درختى پناهده شد ردا را از دوش مباركش كشيدند پيغمبر فرمود رداى مرا بدهيد بخدائى كه جانم در دست او است اگر به اندازه درختها بر روى زمين شتر و گاو و گوسفند در اختيار من باشد بين شما تقسيم مى كنم .


در اين هنگام موئى از كوهان شتر چيده فرمود بخدا سوگند كه از غنيمت شما بمقدار اين مو اضافه بر خمس تصرف نمى كنم آنرا نيز بشما مى دهم ، شما هم از عنيمت چيزى خيانت نكنيد اگر چه به اندازه سوزن يا نخى باشد از انصار برخاست رشته تافته ئى آورده گفت من اين نخ را برداشتم كه جل شتر خود را بدوزم !
فرمود آنچه از اين نخ حق من است بتو بخشيدم (كنايه از اين كه پيش از اين مقدور من نيست بايد سهم ديگران را از اين نخ رد كنى ) آن مرد گفت اگر وضع چنين دشوار است و حساب اينقدر دقيق است من احتياج به اين رشته تافته ندارم از دست بر زمين انداخت .
در جنگ خيبر نيز پس از جمع آورى عنائم پيغمبر(ص ) دستور داد ندا كنند: هيچ كس به اندازه سر سوزنى و يا تكه نخى در غنائم خيانت نكند. در همان روزها غلام سياهى از دنيا رفت اين غلام نگهبان وسائل مسافرتى حضرت رسول (ص ) بود بعضى نيز گويند در جنگ عنان اسب آنجناب را در دست مى گرفت . پيغمبر(ص ) فرمود اين غلام در جهنم است وقتى داخل اسبابهاى او را جستجو نمودند. گليمى از پشم مشاهده نمودند كه زيادتر از سهم خود برداشته بود وقتى خمس غنائم را جدا نمودند و در ميان سربازان تقسيم شد. خبر دادند يكنفر ديگر از صحابه از دنيا رفته است اين جريان كه به پيغمبر(ص ) رسيد فرمود بر او نماز نگذاريد. آنگاه كه جستجو كردند مشاهده چند مهره از مهره هاى يهود كه بيش از دو درهم ارزش نداشت برداشته بود.(14)

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.