23  

قناعت

ابو وائل گفت در خدمت اباذر به خانه سلمان رفتيم . هنگام غذا سلمان گفت اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله از تكلف رنج و زحمت انداختن خود) نهى نكرده بود براى شما چيزى تهيه مى كردم ، پس از آن مقدارى نان و نمك آورد. ابوذر گفت : اگر با اين نمك نعنا همراه مى شد خيلى بهتر بود. سلمان آفتابه ى خود را به گرو گذاشت و مقدارى نعنا تهيه نمود، پس از آنكه خورديم ابوذر گفت : (الحمدلله الذى قنعنا) سپاس مر خدائى را است كه ما را قانع ساخت . سلمان گفت : اگر قانع بوديد آفتابه من بگرو نمى رفت (40).

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.