خانه » كتاب : گنجينه جواهر يا كشكول ممتاز » اشعار فارسى اطراف ضريح ابالفضل بن اميرالمؤ منين ع در كربلا
23  

اشعار فارسى اطراف ضريح ابالفضل بن اميرالمؤ منين ع در كربلا

اشعار فارسى اطراف ضريح ابالفضل بن اميرالمؤ منين ع در كربلا

يارب اين بارگه كيست بدين جاه عظيم
كاسمان خم شده پيش در او در تعليم
نفحه ساحت قدمسش دم جانبخش مسيح
پنجه گنبد بامش يد بيضاى كليم
بقعه ماه بنى هاشم عباس على است
كه بود خاك درش پادشهان را ديهيم
ساقى تشنه لبان باب حوائج كه بود
روضه مشهد او غيرت جناب نعيم

در سقايت بود آن چشمه رحمت كه زفيض
رشحه اوست يكى زمزمه و ديگر تسنيم
گر فشاند زكرم جرعه آبى بر خاك
سر بر آرد زلحد رقص كنان عظم رميم
ساحت روضه او كعبه ارباب نياز
پايه بقعه او پايگه ركن حطيم
در حريم حرم آمنش از سعى و صفا است
آن مقامى كه بر او رشگ برد ابراهيم
دست افشان ز سر عشق گذشت از سر و دست
هر دو را كرد بميدان شهادت تسليم
هر كه در سايه لطف و كرمش جاى گرفت
ايمن از هول قيامت بود و نار جحيم
بسلام در او هر كه شد از راه خلوص
بشنود قول سلام از قبل رب رحيم
وانكه چون دال نشد بر در او پشت دو تا
پيچ در پيچ چو يا باشد و دلتنگ چو ميم
بارى اين روضه بود مرقد عباس شهيد
كه ز چونان خلفى مادر دهر است عقيم
و اين ضريحى كه بر او نو شده بينى باشد
صنعت اهل صفاهان حسب الامر حكيم
آيه الله زمان سيد محسن كه بود
آل ياسين سند عترت و قرآن حكيم (252)
زيور ملك عرب فخر عجم صدرا نام
شيعيان را به جهان سيد و سالار و زعيم
وى بفرمود كه شايسته اين مشهد پاك
تازه سازنده ضريحى كه بود از زر و سيم
صهر فرخنده وى سيد همنام خليل
يافت از سعى در اين مرحله توفيق عظيم
الغرض در اثر راءى حكيمانه چو گشت
صنعتى تازه پديدار نكوتر ز قديم
وز صفاهان به عراق عرب اين طرفه ضريح
رفت و بر مرقد عباس على شد تقديم
بهر تاريخ همائى سنا گفت ببين
كآيت صنع پديدار شد از حكم حكيم (253)

 

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.