23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

وضع آبادان در سال 1349 شمسى
نگانده در سال 1349 هجرى شمسى براى تبليغ به آبادان رفتم ظاهرا دهه صفر بود در آنجا حجره اى در مدرسه علميه آبادان گرفته بودم و با طلاب كه براى تبليغ آمده بودند براى روضه دعوت مى شديم ، متاءسفانه شهر آبادان وضع خرابى از نظر بى بند و بارى داشت دختران و زنها با بدن نيمه عريان و لخت در كوچه ها و در بيرون از خانه هايشان نشسته بودند، و بعضى از آنها با يك زير پيراهنى و…


در اين وضعيت من براى منبر به تكيه اى دعوت شدم ، همينكه در راه مى رفتيم بچه اى حدود پانزده يا شانزده ساله كه شراب خورده و مست شده بود سر راه ما پيدا شد و از رفيقش پرسيد اين كيست ؟ رفيقش به او گفت اين آخوند است نوجوان مست دست برد كه عمامه مرا بر دارد رفيقش دست او راگرفت و نگذاشت من رفتم و به تكيه رسيدم وارد آنجا شدم ديدم صداى خواننده هائى (كه ظاهرا به نام حميرا و آغاسى بودند) و براى خوانندگى به آبادان دعوت شده بودند تمام آبادان را گرفته تمام بلندگوها صداى هاى اين خوانندگان را با صداى بلند پشت بلندگو گذاشته بودند كه وقتى من به منبر رفتم با اينكه چند تا بلندگو در تكيه بود ولى صداى من به مستمعين نمى رسيد.
ما چقدر بايد خدا را شكر كنيم كه از چنين وضع نكبت بارى خلاصى و نجات يافتيم خداوند انشاء الله ايمانمان را كامل گرداند.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.