23  

على (ع ) خليل محمد(ص )

على (ع ) خليل محمد(ص ) 

پيامبر(ص ) در بستر رحلت بود، به حاضران فرمود:
ادعوا لى خليلى : (دوست خالص مرا حاضر كنيد).
آن دو زن (دو همسر رسول خدا، حفصه و عايشه ) به دنبال پدران خود (عمر و ابوبكر) فرستادند، آن دو نفر حاضر شدند، هنگامى كه چشم پيامبر(ص ) به آنها افتاد، از آنها روى گردانيد، سپس بار ديگر فرمود:
(خليل و دوست خالص مرا حاضر كنيد).
به دنبال على (ع ) فرستادند، هنگامى كه على (ع ) وارد شد، و چشم پيامبر(ص ) به آن حضرت افتاد، به او متوجه شد و سخنانى به او فرمود.
وقتى كه على (ع ) از آن خانه بيرون آمد، عمر و ابوبكر به او گفتند:(خليل تو چه سخنى به تو گفت ).
على (ع ) فرمود: (پيامبر(ص ) هزار باب علم را به من خبر داد، كه از هر باب آن ، هزار ديگر گشوده مى شود، و هزار حرف به من آموخت كه هرحرف آن ، كليد هزار حرف ديگر است ). (185)
پيامبر(ص ) در بستر رحلت بود، و لحظات آخر عمر را طى مى كرد، حضرت على (ع ) كنار بسترش آمد، و سرش را زير روپوش پيامبر(ص ) برد (و پيامبر(ص ) سر مبارك على (ع ) رادر بر گرفت ) آنگاه پيامبر(ص ) به على (ع )فرمود:(اى على ! هرگاه از دنيا رفتم ، مرا غسل بده و كفن كن ، سپس مرا بنشان ، و ازمن سوال كن ، و بنويس ).(186)
و طبق روايت ديگر فرمود: (آنچه مى خواهى بپرس ، سوگند به خدا از هر چه بپرسى ، پاسخ تو رامى دهم ).(187)
(طبق نقل قطب راوندى (ره ) امام على (ع ) فرمود:(همانگونه كه پيامبر(ص ) دستور داده بود، بعد از كفن كردن ، او را نشاندم ، آن حضرت مر خبر داد از آنچه تا روز قيامت رخ مى دهد، هيچ گروهى نيست مگر اينكه من گمراهان آنان رااز طرفداران حق مى شناسيم ). ) (188)

       

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.