خانه » كتاب : داستانهاى اصول كافى جلدهاى 1 و 2 » دورى امام صادق (ع ) از دوست ناسزاگو

دورى امام صادق (ع ) از دوست ناسزاگو

دورى امام صادق (ع ) از دوست ناسزاگو 

امام صادق (ع ) دوستى داشت كه همواره ملازم آن حضرت بود، روزى آن دوست همراه امام صادق (ع ) در بازار كفاشها عبور مى كرد، و پشت سرش ، غلامى از اهل سند (يكى از ايالتهاى هند آن روز) مى آمد، ناگاه آن دوست به عقب نگاه كرد و غلام را نديد، تا سه بار به پشت سر نگاه كرد و غلام را نديد، بار چهارم وقتى كه او را ديد به او گفت : (اى زنا زاده ! كجا بودى ؟)
امام صادق (ع ) (وقتى كه اين بد زبانى را از دوست خود ديد، بر اثر ناراحتى ) دست خود را بلند كرد و بر پيشانى خود زد و به دوست خود فرمود:
سبحان الله تقذف امه ، قد كنت ارى ان لك ورعا، فاذا ليس لك ورع
(عجبا! به مادرش نسبت ناروا مى دهى ؟ من خيال مى كردم تو آدم عفيف و پرهيزكارى هستى ، اكنون مى بينم چنين نيست .)
دوست امام صادق (ع ) عرض كرد: (مادر اين غلام از اهالى سند (هند) و مشرك است (بنابراين عقد اسلامى ندارد، پس فرزند آنها زنا زاده است .)
آنگاه امام (ع ) به دوست خود رو كرد و گفت : (تنحَّ عَنِّى : از من دور شو!).
روايت كنند مى گويد: ديگر آن دوست امام را نديدم كه همراه امام صادق (ع ) راه برود، تا آنگاه كه مرگ بين آنها جدائى افكند.(496)

23 شهــيد محــمد ابراهيم همت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.