🔻جَاءَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ – وَ اِسْمُهُ خَالِدُ بْنُ زَيْدٍ – إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي وَ أَقْلِلْ لَعَلِّي أَنْ أَحْفَظَ. قَالَ: أُوصِيكَ بِخَمْسٍ:
⚡️ از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) [و ایشان از پدران بزرگوارشان] از علی بن ابیطالب (صلوات الله علیهم اجمعین) روایت شده است که فرمود:
⚡️ ابو ایوب انصاری – که نامش خالد بن زید است – نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا موعظه کن و [آن را] کوتاه بگو، باشد که بتوانم حفظ کنم.
⚡️ حضرت فرمود: «تو را به پنج چیز سفارش میکنم:
🔻 «بِالْيَأْسِ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ فَإِنَّهُ اَلْغِنَی، وَ إِيَّاكَ وَ اَلطَّمَعَ فَإِنَّهُ اَلْفَقْرُ اَلْحَاضِرُ، وَ صَلِّ صَلاَةَ مُوَدِّعٍ، وَ إِيَّاكَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ، وَ أَحِبَّ لِأَخِيكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ .»
⚡️« ۱. [سفارشت میکنم] به مأیوس بودن از آنچه در دستان مردم است، که همانا این [قناعت و بیچشمداشتی به دارایی مردم]، بینیازیِ واقعی است؛
⚡️۲. و بر تو باد پرهیز از طمع، که همانا آن فقرِ نقد و حاضر است؛
⚡️۳. و [سفارشت میکنم همیشه] نمازِ وداعکننده را بخوان؛
⚡️۴. و بپرهیز از آنچه که [موجب شود] از آن عذرخواهی کنی؛
⚡️۵. و برای برادرت (در اخوّت ایمانی) دوست بدار، آنچه را برای خودت دوست میداری.»
🔸
🔸 حدیث ششم
🔸 حکایت آسیابان و هشدار نسبت به بازی با انگشتان در نماز، و لزوم سکون و قرارِ نمازگزار در حال نماز وداع
جامع الاحادیث
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/369205
الأصول الستة عشر من الأصول الأولیة (ط – دار الشبستری) ج ۱، ص ۱۰۲
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/202635
مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج ۵، ص ۴۱۸
شناسه حدیث: ۳۶۹۲۰۵
قائل: امام صادق (علیه السلام)
—
مثنی قال: كنت جالسا عند أبي عبد الله (عليه السلام) فقال له ناجية (ناحيه خ ل) أبو حبيب الطحان :
🔻 أَصْلَحَكَ اَللَّهُ إِنِّي أَكُونُ أُصَلِّي بِاللَّيْلِ اَلنَّافِلَةَ فَأَسْمَعُ مِنَ اَلرَّحَی مَا أَعْرِفُ أَنَّ اَلْغُلاَمَ قَدْ نَامَ عَنْهَا فَأَضْرِبُ اَلْحَائِطَ لِأُوقِظَهُ قَالَ:
🔻 «نَعَمْ وَ مَا بَأْسَ بِذَلِكَ أَنْتَ رَجُلٌ فِي طَاعَةِ رَبِّكَ تَطْلُبُ رِزْقَكَ.»
⚡️ مثنی گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم که ناجیه (یا ناحیه – طبق نسخه بدل) ابوحبیبِ آسیابان به ایشان عرض کرد:
⚡️ خدا شما را سلامت بدارد، من شبهنگام نماز نافله میخوانم و از صدای سنگِ آسیاب متوجه میشوم که غلام خوابش برده و آسیاب متوقف شده است، پس به دیوار میزنم تا بیدارش کنم [آیا این کار در نماز اشکال دارد؟].
⚡️ حضرت فرمود: «آری [میتوانی] و اشکالی در آن (هنگام نماز نافله) نیست؛ تو مردی هستی که در حال طاعت پروردگارت، به دنبال روزیات نیز میباشی.»
🔻 «إِنَّ اَلْفَضْلَ بْنَ عَبَّاسٍ صَلَّی بِقَوْمٍ فَسَمِعَ رَجُلاً خَلْفَهُ فَرَقَعَ إِصْبَعَهُ فَلَمْ يَزَلْ يَحْفَظُهُ (يَغِيظُهُ خ د) حَتَّى أَقْبَلَ فَلَمَّا اِنْفَتَلَ قَالَ:
⚡️ [سپس امام فرمود:] «همانا فضل بن عباس با گروهی نماز میخواند، پس صدای مردی را پشت سرش شنید که انگشتش را میشکست [یا صدا میداد]. پس پیوسته او را زیر نظر داشت (یا طبق نسخه دیگر: این کار او را خشمگین کرد) تا اینکه [نماز] تمام شد. وقتی نماز به پایان رسید، گفت:
🔻أَيُّكُمْ عَبِثَ بِإِصْبَعِهِ؟ فَقَالَ صَاحِبُهَا أَنَا. فَقَالَ لَهُ: سُبْحَانَ اَللَّهِ أَلاَ كَفَفْتَ عَنْ إِصْبَعِكَ فَإِنَّ صَاحِبَ اَلصَّلَاةِ إِذَا كَانَ قَائِمًا فِيهَا كَانَ كَالْمُوَدِّعِ لَهَا لاَ تَعُدْ إِلَى مِثْلِهَا أَبَدًا.»
⚡️کدامیک از شما با انگشتش بازی میکرد؟ صاحبِ آن کار گفت: من بودم. پس به او گفت: سبحانالله! چرا از [بازی با] انگشتت دست برنداشتی؟ همانا نمازگزار هرگاه در نماز ایستاده است، باید مانندِ کسی باشد که با آن نماز دارد وداع میکند [و] هرگز به مانند آن [فرصت نماز خواندن] بازنمیگردد.»
🔻 «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ لاَ تَرْجِعُ إِلَی مِثْلِهَا أَبَدًا أَتَدْرِي مَنْ تُنَاجِي؟ لاَ تَعُدْ إِلَی مِثْلِ ذَلِكَ .»
⚡️ «نمازِ وداعکننده بخوان که هرگز به مانند آن بازنمیگردی. آیا میدانی با چه کسی مناجات میکنی؟ دیگر به مثل این کار [بازی با انگشتان هنگام نماز] بازنگرد.»
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج

