73) گفتگوى بهلول و هارون

73) گفتگوى بهلول و هارون

روزى بهلول هارون را موعظه كرد. هارون ابتداء گريست . سپس او راتحسين كرد و دستور داد به او جايزه بدهند.
بهلول گفت : مرا احتياجى نيست . آنرا بر گردان به كسانى كه اين اموال را از آنان گرفته اى .
هارون گفت : پس براى تو مستمرى قرار مى دهم كه زندگى تو تاءمين شود.
بهلول سر خود را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : من و تو هر دو روزى خواران سفره گسترده خدا هستيم . محال است خداوند بياد تو باشد و مرا فراموش نمايد.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.