74) زهد هارون

74) زهد هارون

روزى هارون زاهدى را ديد، گفت : فلان زاهد مشهور توئى ؟
گفت : فلانى من هستم ، ولى زاهد نيستم بلكه تو زاهدى !
هارون : چگونه ؟
زاهد گفت : زهد من از جيفه گنديده دنيا است ، در حالى كه به نعمات فراوان آخرت دل بسته ام . ولى تو به اين دنياى بى مقدار قناعت نموده اى ، و بهشت و آنهمه نعمات و لذات آخرت را ترك كرده اى .

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.