خانه » كتاب : داستانهاى عارفانه » وحى به جايگاه شتر
23

وحى به جايگاه شتر

وحى به جايگاه شتر

مردى در حضور پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم بود، در آن وقت ناقه پيغمبر گم شده بود هر چه گشتند نيافتند، كسى كه در حضور او بود پيغمبر روى بدو كرد و گفت : در رحل شما مردى مى گويد چه پيغمبرى است كه مى گويد از آسمان به من وحى مى رسد و او نمى داند شترش كجاست ، من هم مانند شمايم تا خداوند مرا خبر نكند چيزى نمى دانم ، اكنون به من وحى شد كه در فلان وادى مهارش به درختى گرفته و مانده ، رفتند و آوردند. آن مرد به رحل خود رفت كسى كه نامش ‍ زيد بن صليت بود اين سخن گفته بود، او را از خود دور ساخت .(316)

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.