غروب تـو يک غـروب غـم انگيـز مى رسى از راه که مـى بـرند مـرا روى شـانه هـاى سياه صـداى گريـه بـلند اسـت وجلمه هايى هم شـبـيهِ تـسـليت وغـصه وغـمى جـانکاه بـه گوش يـخزده ام مـى رسـد، وفـريادى شـبـيـهِ حـرمـتِ ايــن لاالــه الا الله! وَچشـم هـام، که چشـم انـتظا تو هستند! (اگر چه مـنـجمدند ونـمـى کنـنـد نگاه) وَبـغض مـى کُنـد آن …
ادامه مطلببنده خدا
سحر آموختگان
سحر آموختگان مـردم ديـده بـه هـر سو نگرانند هنوز چشـم در راه تـو، صاحب نظرانند هنوز لالـهها، شعله كش از سينه داغند به دشت در غـمت، هـمدم آتـش جگرانند هنوز از سـراپرده غـيبت خـبرى باز فرست كـه خـبر يـافتگان، بـىخبرانند هنوز! آتـشى را بـزن آبـى بـه رخ سوختگان …
ادامه مطلبسرشك نياز
سرشك نياز دلـى که پيش تو ره يافت باز پس نرود هـوا گرفـته عـشق از پى هوس نرود به بوى زلف تو دم مى زنم درين شب تار وگرنه چون سحرم بى تو يک نفس نرود چنـان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم که يـاد بـاغ بهشتش درين قفس نرود …
ادامه مطلبسفر آفتاب
سفر آفتاب بـه كوره راه شب اى ماهتاب با من باش دريـن مـسير پر از اضطراب با من باش كـنون كه عزم سفر دارم از ديار غروب بـه شـهر نور، تو اى ماهتاب با من باش چو ذرّه در تب خورشيد عشق مى سوزم بـيا ودر سـفر آفـتاب بـا مـن باش چو مـاه، نهضت نورانيم به تاريكى ست ظـفر شـكوه! …
ادامه مطلبهزار راه دلم
هزار راه دلم بـتى که راز جـمالش هـنوز سـر بسته ست بـه غـارت دل سـوداييان کمـر بسته ست عـبير مـهر بـه يـلداى طـره پيچيده ست مـيان لـطف، بـه طول کرشمه بر بسته ست زهـى تـموج نـورى که بـى غـبار صدف مـيان مـوج خـطر، نـطفه گهر بسته ست بـيا که مـردمک چشـم عـاشقان همه شب مـيان بـه سـلسله اشک، تا سحر …
ادامه مطلبغرق نور
غرق نور بـه آفـتاب بگو كـى ظهور خواهى كرد تـمام چشـم مـرا غرق نور خواهى كرد دوبـاره بـرگ درختان به شوق مى آيند چو بـشنوند غـريبه! ظهور خواهى كرد تـو هـمچو بـوى محبت زپشت پنجره ها درون ذهـن شـقايق خطور خواهى كرد نگاه شـوق واميدم به آن دم صبحى است …
ادامه مطلبشرقى ترين تبسم بغض آلود
شرقى ترين تبسم بغض آلود در سـايه سـار غـريب چشم من جز انتظار خيس تو بر پا نيست بـر جـاده هـاى غمزده بى روح، وقتى حضور سبز تو پيدا نيست در ايـن غروب وهق هق باران زا چون ابرهاى خسته وبغض آلود بـايد بـه کوه سر بگذارم من، حالا که شانه هاى تو اينجا نيست بـر شـاخسار تـرد نگاه مـن، …
ادامه مطلبنيامدى
نيامدى چشـمم بـه راه ماند وتو از در نيامدى ايـن جمعه هم گذشت وتو آخر نيامدى؟ بـاغى نـمانده اسـت که آخر نيامدى بـستان در انتظار تو بر گل نشسته است يک لـحظه هـم بـه ياد صنوبر نيامدى شـمشادهاى بـاغ، ز داغ تـو سوختند رفـتى ز صـحن ديـده وديگر نيامدى …
ادامه مطلبشهره نُه آسمان
شهره نُه آسمان مـصدر هـر هشت گردون، مبدأ هر هفت اختر خـالق هـر شـش جهت، نورِ دلِ هر پنج مصدر والـى هـر چار عـنصر، حـكمران هر سه دفتر پادشــاه هـر دو عـالم، حـجت يـكتاى داور آن كـه جـودش شهره نُه آسمان، بل لامكان شد مصطفى سيرت، على فر، فاطمه عصمت، حسن …
ادامه مطلبشـيعه يـعنى شـوق، يعنى انتظار
شـيعه يـعنى شـوق، يعنى انتظار صـاحب آيـنه تـا صـبح بهار شـيعه يـعنى صاحب پا در رکاب تا که خورشيد افکند رخ از نقاب فاش مى بينم ملائک صف به صف ايـن غـزل خوانند با تبنور ودف عـشقبازان، شور وحال آمد پديد مـيم وحاى وميم ودال آمد پديد شـب …
ادامه مطلب
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج