📜 כ״ט قسمت ۲۹: «کنگره بازل؛ شبی که پروتکلهای پنهان، نطفه حرام صهیونیسم را منعقد کرد» 🔺باد تیز لندن، سال ۱۸۱۵، مثل چاقو میخورد به صورت آدم. مه از رود تیمز میزد بالا و چراغهای نفتی، شبحوار پل وستمینستر رو روشن میکردن. وسط این مه، مردی با کلاه استوانهای، عصا به دست، لبخندی شیطنتآمیز روی لب داشت. ناتان روچیلد، مردی …
ادامه مطلب📜 כ״ח قسمت بیستوهشتم:«یهودیان در قلب اروپا؛ از گتوهای پنهان تا ایجاد شبکههای اقتصادی»
📜 כ״ח قسمت بیستوهشتم:«یهودیان در قلب اروپا؛ از گتوهای پنهان تا ایجاد شبکههای اقتصادی» 🌀باد سردی از روی کانالهای ونیز میوزید و بوی نم دیوارهای آجری گتو میپیچید تو دماغ آدم. سال ۱۵۱۶ بود، ولی انگار هزار سال از قصه خزرها گذشته بود و حالا نسل جدید یهودیها رسیده بودن وسط قلب اروپا تا ورق جدیدی رو تو تاریخ ورق …
ادامه مطلب📜 כ״ז قسمت بیست و هفتم: از خزر تا آندلس؛ طلوع یهود در غرب
📜 כ״ז قسمت بیست و هفتم: از خزر تا آندلس؛ طلوع یهود در غرب 👈همه چیز از همون گفتوگوی تاریخی بین «حَسْدای بن شبروط» (یهودی آندلسی) و پادشاه خزریها کلید خورد. یکی وسطِ آفتاب داغِ اندلس (جنوب اسپانیای امروزی)، اون یکی تو سرمای استخونسوزِ قفقاز (آذربایجان و جنوب روسیه فعلی) داشتند نامهنگاری میکردن که: “تو واقعاً پادشاه یهودی هستی؟ ما …
ادامه مطلب🔰 כ״ו قسمت ۲۶: «پادشاهان خزر، یهودیان اشکنازی و بازی بزرگ یهود در شرق اروپا»
🔰 כ״ו قسمت ۲۶: «پادشاهان خزر، یهودیان اشکنازی و بازی بزرگ یهود در شرق اروپا» 👈باد سردی از دشتهای قفقاز میوزید. اسبها توی مه گم میشدن و دودی که از خیمهها بالا میرفت، آسمون خاکستری رو خطخطی میکرد. سالهای پایانی قرن دوم هجری بود؛ حدوداً اواخر سده هشتم میلادی. جایی در شمال دریای خزر (امروزه بخشهایی از جنوب روسیه، غرب …
ادامه مطلب📜 כ״ה قسمت ۲۵: نفوذ یهود در عصر بنیعباس و فتنهی ترجمهها
📜 כ״ה قسمت ۲۵: نفوذ یهود در عصر بنیعباس و فتنهی ترجمهها 🔸باد داغ دجله خاک تاریخ رو از روی دیوارای بغداد بلند میکرد. بازارا شلوغ بود؛ همهمهی صرافا، بوی ادویه و صدای قلم کاتبها توی هم میپیچید. سال ۱۳۶ هجری بود و منصور دوانیقی تازه محکم روی تخت نشسته بود. اون خوب میدونست دیگه دوران شمشیر گذشته؛ اگه بخواد …
ادامه مطلب📜 כ״ד – قسمت ۲۴: «معاویه، یهود و بذر فاجعهی عاشورا»
📜 כ״ד – قسمت ۲۴: «معاویه، یهود و بذر فاجعهی عاشورا» 🎞 پرده اول 🔸دمشق، سال ۴۱ هجری قمری. شبِ شام، مثل همیشه پر از بوی تزویر و نقره و ناله یتیمها بود. در قصر سبز، چراغها روشن بودن و سایهها روی دیوارها میرقصیدن. معاویه، حالا دیگه به ظاهر تنها فرمانروای جهان اسلام بود. علی (ع) رو ترور کرده بودن. …
ادامه مطلب🔰 כ״ג قسمت ۲۳: «علی (ع) و میراث خیانت؛ نبرد خاموش با نفوذ خزنده»
🔰 כ״ג قسمت ۲۳: «علی (ع) و میراث خیانت؛ نبرد خاموش با نفوذ خزنده» 🔸غروب روز هجدهم ذیالحجه سال ۳۵ هجری بود. خورشید کمکم پشت تپههای داغ و خسته مدینه قایم میشد و کوچهها با سایهها بازی میکردن. سه روز بود که خلافت مثل یه سیب نیمهگازخورده وسط زمین مونده بود و هیچکس دل و جرئت نداشت برش داره. مردم …
ادامه مطلبכ״ב قسمت بیستودوم: «نفوذ یهود؛ از سقیفه تا شبهای خاموش مدینه»
כ״ב قسمت بیستودوم: «نفوذ یهود؛ از سقیفه تا شبهای خاموش مدینه» اون شب، نسیم خنک از بین نخلای مدینه میگذشت و خاک نرم کوچهها زیر قدمها صدا میداد. اما تو اون خونه ساده، همه نفسها در سینه حبس شده بود. 👤 پیامبر (ص)، با پیشونی تبدار و صدای آرومی که مثل نسیم بود، فرمود: «بیارین… قلم و دواتو بیارین…» چشمها …
ادامه مطلب🔰 כ״א قسمت بیستویکم: «فتح خیبر، ضربه سهمگین بر پیکره یهود»
🔰 כ״א قسمت بیستویکم: «فتح خیبر، ضربه سهمگین بر پیکره یهود» 🔺من ابن أخطب هستم؛ نگهبان گنجینههای طلا و نقره خیبر، خزانهدار قلعه قموص، شاهد شبی که زمین خیبر لرزید و آسمان آن تغییر رنگ داد. شبی که صدای بادی از سمت مدینه میآمد، بویی از آیندهای ناشناخته، بویی از روزی که اجداد ما در تورات از آن خبر داده …
ادامه مطلب🎬 سروده علیرضا قزوه درباره شهادت رهبر معظم انقلاب/نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت
🎬 سروده علیرضا قزوه درباره شهادت رهبر معظم انقلاب/نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت در خدا، در خلق روزی خویش را گم کرد و رفت نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت در نماز شب، دعای دست او بودیم ما با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت گفت من …
ادامه مطلب
بیاد امام زمان مظلوم و غریبم اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج
