خانه » اسلام شناسي » كتاب :نماز راز دوست » اقامه كنندگان نماز و مشورت
23

اقامه كنندگان نماز و مشورت

آيه 69 : اقامه كنندگان نماز و مشورت
و الذين استجالبوا لربهم و اقاموا الصلوة و امرهم شورى و مما رزقناهم ينفقون (410)
ترجمه :آنان كه دعوت پروردگار شان را گردن مى نهند و نماز بجاى مى آورند وكارشان به مشورت انجام مى گيرد و از روزيشان انفاق مى كنند.
تفسير آيه
در اين آيه شريفه درباره مومنان متوكل به خدا سخن مى گويد:كه چهار اوصاف آنها را در اينجا بيان مى كند اول مى فرمايد:((آنها كه دعوت پروردگارشان را اجابت كرده ،و فرمانهاى او را از جان و دل پذيرفته اند ))(و الذين استجابوا لربهم ) دوم مى فرمايد:((و نماز را بر پا داشته اند ))(و اقاموا الصلوة ) سوم مى فرمايد:((و كار آنها به طريق شورى و مشورت در ميان آنها صورت مى گيرد ))(و امرهم شورى بينهم ) چهارم مى فرمايد: ((و از آنچه به آنها روزى داده ايم ، در راه خدا انفاق مى كنند ))(و مما رزقناهم ينفقون )
در اين آيه مورد بحث سخن از بازسازى وجود مومنان در جنبه هاى مختلف است كه مهمتر اجابت دعوت پروردگار و تسليم در برابر فرمان او است مطلبى كه همه نيكيها و خوبيها و اطاعت اوامر الهى در آن جمع شده است ،آنها با تمام وجود در برابر فرمانش تسليم هستند، و در مقابل اراده و از خود اراده اى ندارند،و بايد چنين باشد چرا كه بعد از پاكسازى قلب و جان از آثار گناه كه موانع راه حقند تسليم و اجابت قحطى است ولى از آنجا كه در ميان اوامر الهى مسائل بسيار مهمى وجود دارد كه بالخصوص بايد انگشت روى آن گذاشت چند موضوع مهم را به دنبال آن ياد آور مى شود كه مهمترين آنها ((نماز )) است نمازى كه ستون دين ،پيوند خلق و خالق ،مربى ،نفوس ، معراج مومن و نهى كننده از فحشاء و منكر است .
بعد از آن مهمترين مسائل اجتماعى همان اصل ((شورى )) است كه بدون آن همه كار ناقصى است ،يك انسان هر قدر از نظر فكرى نيرومند باشد نسبت به مسائل مختلف تنها از يك يا چند بعد مى نگرد،و لذا ابعاد ديگر بر او مجهول مى ماند،اما هنگامى كه مسائل در شورى مطرح گردد و عقلها و تجارت و ديدگاههاى مختلف به كمك هم بشتابند،مسائل كاملا پخته و كم عيب و نقص مى گردد،و از لغزش دورتر است ،لذا در حديث پر معنا از پيغمبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله مى خوانيم :((انه ما من رجل يشاور احدا الا هدى الى الرشد ))((احدى در كارهاى خود مشورت نمى كند، مگر اينكه به راه راست و مطلوب هدايت مى شود. ))
قابل توجه اينكه :تعبير در اينجا به صورتى است كه آن را يك برنامه مستمر مومنان مى شمرد ،نه تنها در يك كار زود گذر وموقت ،مى گويد همه كارهاى آنها در ميانشان به صورت شورى است ،و جالب اينكه خود پيامبر صلى الله عليه و آله با اينكه عقل كل بود و با مبداء وحى ارتباط داشت در مسائل مختلف اجتماعى و اجزائى ،در جنگ و صلح و امور مهم ديگر،به مشورت با ياران مى نشست ،و حتى گاه نظر آنها را ترجيح مى دارد با اينكه مشكلاتى از اين ناحيه حاصل مى شد،تا الگو و اسوه اى براى مردم باشد، چرا كه بركات مشورت از زيانهاى احتمالى آن به مراتب بيشتر است . (411)
داستان آيه 69
نمازگزاران نسبت به وحدت و مشورت
((جابر بن حيان )) از امام صادق عليه السلام پرسيد :آيا مركزيت كعبه براى نماز اهميتش بيشتر است يا مركزيت آن براى حج ؟ امام صادق عليه السلام فرمود:مركزيت آن براى نماز، زيرا بسيارى از مسلمانان نمى توانند در تمام عمر حتى يكبار به مكه بروند، ولى هر مسلمان در هر نقطه از جهان كه هست روى پنج بار به سوى كعبه نماز مى خواند ،و مى توان گفت در هر شبانه روز پنج بار،نگاه تمام مسلمين جهان در كعبه به هم مى رسد و گويا تمام مسلمانان جهان شبانه روز پنج مرتبه در چشمان يكديگر مى نگرند و سخن آنان در آن جا به هم مى رسد و تكبير ميليونها مسلمان كه در شرق و غرب دنيا هستند در كعبه شنيده مى شود،اين مركزيت در هيچ يك از اديان گذشته وجود نداشته و در آينده هم بوجود نخواهد آمد .(412)
آرى كعبه مغناطيس دلهاى اهل ايمان و رمز وحدت و استقلال مسلمانان است و ارتباط نماز و كعبه ارتباط دائمى است نماز،منهاى كعبه و قبله بى ارزش است و حج و كعبه نهى نماز هم معنا ندارد و نماز و كعبه هر دو وسيله اى است براى ارتباط با خالق هستى ، يعنى رسيدن به توحيد و يكتاپرستى (اگر كسى از فراز آسمانهابه صفوف نمازگزاران كره زمين بنگرد،دايره هاى متعددى را مى بيند كه مركزيت همه آنها كعبه است و توحيد نقطه تمركز و فكر و دل و جان و صفوف مسلمين است .) (413)
معلوم مى شود كعبه محور اتحاد و يكپارچگى مسلمانان جهان است در سوره حمد كه جز قطعى نماز مى گوئيم ( اياك نعبد و اياك نستعين ) خدايا ما تنها تو را مى پرستيم ،خدايا ما تنها از تو كمك و استعانت مى جوئيم يعنى مى گوييم خدايا من تنها نيستم من به همه مسلمانهاى ديگر هستم .
ضمنا انسان وابستگى خودش به جامعه اسلامى را در حال عبادت و بندگى اعلام مى كند،خدايا من فرد نيستم تك نيستم ،من عضوم ،جزئى از كل و عضوى از پيكر هستم ما هستيم ،
نه من در دنياى اسلام من وجود ندارد ما وجود دارد. (414)
اما مسلمانان جهان نسبت به مشورت با همديگر،بهتر است در اينجا تمسك به آيه شريفه قرآن نمائيم كه گره گشاى كار ماست در اين باره مى فرمايد:(و الذين … و امرهم شورى بينهم ) و مومنين كسانى هستند كه دعوت پروردگار شان را اجابت كرده و نماز بر پا مى دارند و كارهايشان به صورت مشورت در ميان آنهاست .(415)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.