23

شهيد

شهيد

اين سخنرانی در شب عاشورای سال 1393 قمری در مسجد جامع نارمك ايراد
شده و در شماره 2 سال ششم مجله مكتب اسلام به وسيله آقای علی اكبر
مهدوی‏پور از طلاب حوزه علميه قم تلخيص و چاپ شده و اينك تماما با
اصلاحات و اضافاتی چاپ می‏شود .
بسم الله الرحمن الرحيم
« و لا تحسبن الذين قتلوا فی سبيل الله امواتا بل احياء عندربهم يرزقون‏
( 1 ) .

قداست شهيد

در عرف عام ، يعنی عرف عموم مردم جهان اعم از مسلمان و غير مسلمان ،
و در عرف خاص مسلمانان ، برخی
پاورقی :
1 – سوره آل عمران آيه . 169

كلمات و واژه‏ها از نوعی عظمت و احترام و احيانا ” قداست ”
برخوردارند .
كلمات : ” عالم ، فيلسوف ، مخترع ، قهرمان ، مصلح ، مجتهد ، استاد ،
دانشجو ، عابد ، زاهد ، مؤمن ، مجاهد ، مهاجر ، صديق ، آمر به معروف ،
ولی ، امام ، نبی ” از اين قبيل كلماتند كه بعضی در عرف عام و برخی در
عرف خاص مسلمين و در زبان اسلام توأم با نوعی عظمت و احترام و احيانا
قداست می‏باشند .
بديهی است كه كلمه از آن جهت كه لفظ است قداستی ندارد ، قداست را
از معنی خود كسب می‏كند .
قداست برخی معانی و مفاهيم كه كم و بيش با تفاوتهايی در همه جوامع‏
بشری وجود دارد ، مربوط می‏شود به جنبه‏های خاصی از روانشناسی جامعه‏ها در
زمينه ارزشيابيها در امور غير مادی ، كه خود بحث فلسفی و انسانی عميقی‏
است .
در اسلام واژه‏ای است كه قداست خاصی دارد ، اگر كسی با مفاهيم اسلامی‏
آشنا باشد و در عرف خاص اسلامی اين كلمه را تلقی كند احساس می‏كند كه‏
هاله‏ای از نور اين كلمه را فرا گرفته است و آن ، كلمه ” شهيد ” است .
اين كلمه در همه عرفها توأم با قداست و عظمت است ، چيزی كه هست معيارها و ملاك‏ها متفاوت است . ما فعلا به مفهوم غير اسلامی آن كاری‏
نداريم .
از نظر اسلام ، هر كس به مقام و درجه ” شهادت ” نائل آيد كه اسلام با
معيارهای خاص خودش او را شهيد بشناسد ، يعنی واقعا در راه هدفهای عالی‏
اسلامی ، به انگيزه برقراری ارزشهای واقعی بشری كشته بشود به يكی از
عاليترين و راقيترين درجات و مراتبی كه يك انسان ممكن است در سير
صعودی خود نائل شود نائل می‏گردد . از نوع تعبير و برداشت قرآن درباره‏
شهدا و از تعبيراتی كه در احاديث و روايات اسلامی در اين زمينه وارد شده‏
است می‏توان منطق اسلام را شناخت و علت قداست يافتن اين كلمه را در
عرف مسلمانان دريافت .

به حق پيوستگی شهيد

قرآن كريم در مورد به حق پيوستگی شهيد می‏فرمايد : « و لا تحسين الذين‏
قتلوا فی سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون »- گمان مبر آنانرا
كه در راه حق شهيد شده‏اند مرده‏اند ، خير ، آنها زندگانی هستند ” نزد ”
پروردگارشان ، و متنعم به انعامات او .

در اسلام وقتی كه می‏خواهند مقام كسی يا كاری را بالا ببرند می‏گويند مقام‏
فلان شخص برابر است با مقام شهيد و يا فلان كار اجرش برابر است با اجر
شهيد ، مثلا درباره طالب علم ، اگر واقعا انگيزه‏اش حقيقتجوئی وخدمت و
تقرب به خدا باشد و علم را وسيله مطامع خود قرار ندهد ، ميگويند اگر كسی‏
طالب علم باشد و در خلال دانشجويی و طلبگی بميرد ” شهيد ” از دنيا رفته‏
است . اين تعبير قداست و علو مقام طالب علم را می‏رساند . همچنين‏
درباره كسی كه برای اداره عائله‏اش خود را به رنج می‏افكند و كار می‏كند و
زحمت می‏كشد كه البته اين خود يك فريضه است ، زيرا اسلام با بيكاری و
بيكارگی و كل بر مردم بودن به شدت مخالف است ، گفته شده است « الكاد
لعياله كالمجاهد فی سبيل الله » . آنكس كه برای عائله‏اش كار می‏كند و
زحمت می‏كشد و خود را به رنج می‏افكند مانند ” مجاهد در راه خدا ” است‏
.

حق شهيد

تمام كسانی كه به بشريت به نحوی خدمت كرده‏اند ، حقی به بشريت دارند
، از هر راه : از راه علم ، از راه فلسفه و انديشه ، از راه صنعت ، از
راه اختراع و اكتشافات ، از راه اخلاق و حكمت عملی . ولی هيچكس حقی به اندازه حق شهدا بر بشريت‏
ندارد ، و به همين جهت هم عكس‏العمل احساس آميز انسانها و ابراز عواطف‏
خالصانه آنها درباره شهدا بيش از ساير گروهها است .
چرا و به چه دليل حق شهدا از حق ساير خدمتگزاران بيشتر و عظيمتر است ؟
البته دليل دارد . همه گروههای خدمتگزار ديگر مديون شهدا هستند ، ولی‏
شهدا مديون آنها نيستند يا كمتر مديون آنها هستند ، عالم در علم خود و
فيلسوف در فلسفه خود و مخترع در اختراع خود و معلم اخلاق در تعليمات‏
اخلاقی خود نيازمند محيطی مساعد و آزادند تا خدمت خود را انجام دهند ولی‏
شهيد آن كسی است كه با فداكاری و از خود گذشتگی خود و با سوختن و خاكستر
شدن خود محيط را برای ديگران مساعد می‏كند .
مثل شهيد مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو
افكندن است ، تا ديگران در اين پرتو كه به بهای نيستی او تمام شده‏
بنشينند و آسايش بيابند و كار خويش را انجام دهند . آری ، شهدا شمع‏
محفل بشريتند ، سوختند و محفل بشريت را روشن كردند . اگر اين محفل‏
تاريك می‏ماند هيچ دستگاهی نمی‏توانست كار خود را آغاز كند يا ادامه بدهد .
داستان شهيد و غير شهيد داستان همان شمع و شاهد است كه پروين به نظم‏
آورده است :

شاهدی گفت به شمعی كامشب
در و ديوار مزين كردم
ديشب از شوق نخفتم يك
دم دوختم جامعه و بر تن كردم
كس ندانست چه سحر آميزی
به پرند از نخ و سوزان كردم
صفحه كارگه ، از سوسن و گل
به خوشی چون صف گلشن كردم
تو به گرد هنر من نرسی
زانكه من بذل سر و تن كردم
شمع خنديد كه بس تيره شدم
تا ز تاريكيت ايمن كردم
پی پيوند گهرهای تو ، بس
گهر اشگ به دامن كردم
گريه‏ها كردم و چون ابر بهار
خدمت آن گل و سوسن كردم
خوشم از سوختن خويش از آنك
سوختم ، بزم تو روشن كردم
گرچه يك روزن اميد نماند
جلوه‏ها بر در و روزن كردم
تا فروزنده شود زيب و زرت
جان ز روی و دل از آهن كردم
خرمن عمر من ار سوخته شد
حاصل شوق تو ، خرمن كردم
كارهائی كه شمردی بر من
تو نكردی ، همه را من كردم

انسان كه در روز در پرتو خورشيد تلاش می‏كند و يا شب در پرتو چراغ يا
شمع كاری انجام می‏دهد به همه چيز توجه دارد جز به آنچه پرتو افشانی می‏كند
كه اگر پرتو افشانی او نبود همه حركتها متوقف و همه جنب و جوشها راكد
می‏شد شهدا پرتو افشانان و شمعهای فروزنده اجتماعند كه اگر پرتو افشانی‏
آنها در ظلمات استبدادها و استعبادها نبود بشر ره به جائی نمی‏برد .
قرآن كريم تعبير لطيفی دارد درباره رسول اكرم كه او را ” سراج منير ”
چراغ نور افشان می‏خواند . در اين تعبير مفهوم ظلمت زدائی كه توأم با
سوختن و روشن كردن است گنجانيده شده است . می‏فرمايد : « يا ايها النبی انا ارسلناك شاهدا و مبشرا و
نذيرا »( 1 ) « و داعيا الی الله بأذنه و سراجا منيرا »ای پيامبر تو را
فرستاديم گواه و نويد دهنده و بيم رساننده و دعوت كننده به حق به اذن حق‏
و چراغی نورافشان .
مولوی با اشاره به آيه كريمه « يا ايها المزمل قم الليل الا قليلا » (2)
می‏گويد :

خواند مزمل نبی را زين سبب
كه برون آی از گليم ای بوالهرب
هين قم الليل كه شمعی ای همام
شمع ، دائم شب بود اندر قيام
بی فروغت روز روشن هم شب است
بی پناهت ، شير اسير ارنب است
نی تو گفتی قائد اعمی به راه
صد ثواب و اجر يابد از اله
هر كه او چل گام كوری را كشد
گشت آمرزيده و يابد رشد
هين بكش تو زين جهان بی قرار
جوق كوران را قطار اندر قطار

پاورقی :
1 – سوره احزاب ، / . 45
2 – سوره مزمل / . 1

آری ، كلمه شهيد و مفهوم شهيد در ميان كلمات و مفاهيم اسلامی و در ذهن‏
كسانی كه فرهنگشان فرهنگ اسلامی است كلمه‏ای و مفهومی نورانی و مقدس‏
است از كلمات و مفاهيم ديگر برتر .

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.