خانه » اسلام شناسي » امام زمان (عج) » کتاب: حكومت جهانى مهدى (عج) » مصلح جهانى در منابع حديث اهل تسنّن
23

مصلح جهانى در منابع حديث اهل تسنّن

مصلح جهانى در منابع حديث اهل تسنّن

 

قبل از هر چيز توجّه به دو مطلب لازم است.

1ـ بعضى مى پرسند با وجود قرآن، چه نيازى به احاديث و روايات داريم؟

و با توّجه به اين كه در قرآن بيان همه چيز هست (فيه تبيان كل شىء) چه مانعى دارد كه ما هم با آنها كه گفتند: «حسبنا كتاب اللّه; قرآن كتاب خدا ما را بس است» همصدا شويم؟

بخصوص كه مى شنويم كه در ميان احاديث صحيح، احاديث مجعول و نادرست نيز وجود دارد، و اين باعث بى اعتبار شدن همه آنها است.

* * *

   ولى با توجّه به اين كه ما مسلمان هستيم، يك مسلمان پايبند به قرآن نمى تواند به احاديث اسلامى كه از طرق صحيح رسيده عمل نكند زيرا:

اولا، منكران سنّت و حديث صحيح، در واقع منكر خود قرآن محسوب مى شوند; چه اينكه، قرآن صريحاً گفتار پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را به

[ 128 ]

عنوان يك منبع معتبر و واجب الاطاعه معرفى كرده و مى گويد:

 

ما اتاكم الرّسول فخذوه و مانهاكم عسنه فانتهوا(1); آنچه
پيامبر براى شما آورده و به شما فرمان دهد بگيريد و عمل كنيد و آنچه شما را از آن نهى كند، خوددارى كنيد!

 

ما كان لمؤمن ولامؤمنة اذا قضى اللّه ورسوله امراً ان يكون لهم الخيرة من امرهم(2); هيچ مرد و زن با ايمان حق ندارد
در برابر فرمان خدا و پيامبر سرپيچى كند!

 

من يطع الرّسول فقد اطاع اللّه و من تولّى فما ارسلناك عليهم حفيظاً(3); آن كس كه اطاعت پيامبر كند اطاعت خدا كرده و
آن كس كه روى بگرداند تو مسؤول آنها نيستى (و حساب و كيفرشان با خدا است).

 

و آيات ديگر كه همگى فرمان پيامبر را همچون فرمان خدا واجب الاطاعه مى شمرد.

ثانياً، قرآن محتوى دستورات كلّى و قوانين اساسى اسلام است; و اگر از سنّت چشم بپوشيم، جنبه عملى خود را از دست خواهد داد، و به گونه كلّياتى ذهنى كه قابليّت اجرا ندارد باقى مى ماند; زيرا تمام جزئيّات و ريزه كاريها و آئين نامه هاى عملى و اجرايى آن قوانين كلّى


1ـ سوره حشر، آيه 7.
2ـ سوره احزاب، آيه 36.
3ـ سوره نساء، آيه 80.

[ 129 ]

همه در سنّت بيان شده است.

گرچه افراد بى اطّلاعى پس از وفات پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)اصرار داشتند كه احاديث او را كسى ننويسد، مبادا مزاحمتى با قرآن فراهم گردد! امّا پس از مدّتى همه به ضعف و سستى اين طرز تفكّر آشنا شدند كه اگر زمان ديگرى بگذرد و احاديث پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) به دست فراموشى سپرده شود اسلام فاقد ارزش اجرايى و عملى خواهد شد; لذا آن نظريه كهنه و افراطى و كوته بينانه را رها ساخته به تدوين كتب حديث پرداختند.

ثالثاً، درست است كه دست جاعلان به سوى احاديث اسلامى دراز شده و با انگيزه هاى مختلفى به آشفته ساختن احاديث پرداختند، ولى چنان نيست كه احاديث صحيح و مجعول و مشكوك ضوابطى نداشته باشد، و نتوان آنها را از هم جدا ساخت; بلكه با توجّه به علم رجال و علم حديث و درايه، اين كار كاملا ممكن است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.