23

درز تفاهم

درز تفاهم

همان گونه که اگر سقف درز داشته باشد، قطرات باران به تدریج از آن به داخل ساختمان رسوخ پیدا می‌کند و باعث خرابی خانه و وسایل زندگی می‌شود، شکاف اختلافات بین زن و شوهر خطرناک است. تجربه نشان می‌دهد که اگر این شکاف‌ها زود با قیر «گذشت»، «مدارا»، « مذاکره» و «مشاوره» پر نشود، نم نم، مهر غریبه از همین درزها وارد قلب همسر می‌شود و زندگی ویران می‌شود اما این درز اختلاف در خانم‌ها به دلیل احساسی بودن و نوسان بیشتر هیجان در آنها زودتر و عمیق تر ایجاد می شود.
داستان روان شناختي
زمستون شده بود. هوا دلش گرفته بود و بهونه گريستن داشت و بالاخره نتونست بغضش رو تو گلوش کنترل کنه. بغض ترکيد و در آسمون باز شد. اشکاي بارون از گونه هاي ابرها سرازير مي شدن و شر شر بر صورت زمين و پشت بام ها مي ريختن. هوا سرد بود. مش قربون تلفنش رو برداشت و به پسرش تماس گرفت: سلام پسرم خوبي بابا، عروس گلم چه طوره؟ به مرحمت شما خوبيم. باباجون مراقب قلبهاتون باشيد، لحاف مهر رو روي خودتون بکشيد که قلب تون سرما نخورن. پسر با اشتياق به سخنان پدرش گوش مي داد و همسر او هم سرش را به گوشي چسبونده بود تا از شيريني کلام مش قربون يه چيزي هم گير اون بياد. مش قربون کمي از وضع و اوضاع زندگيشون پرسيد و بعد گفت:
بابا الغرض اين که بارون منو ياد نکته اي انداخت اگه بخواي بهت بگم. عروس که حواسش نبود، با شوق داد زد: بگو باباجون. مش قربون، خنديد و گفت چه خوب تو هم مي شنوي شيطون
باشه براي هر دوتايي شما ميگم:
افراد سالمندي چون من که سردي و گرمي روزگار رو چشيدن قبل از اين که بارون بباره سري به پشت بوم مي زنن و با جارو کردن خس و خاشاک، مسير آب بارون رو باز مي کنن و درزهاي پشت بوم رو مي بندند تا نکنه از اين درزها آب نفوذ کنه و زندگي رو خيس کنه. ما هم بايد مراقب باشيم. بايد قبل از اين که هواي زندگي پاييزي و زمستوني بشه حواسمون رو شش دونگ جمع کنيم که مبادا از درزهاي عاطفي، آب مهر غريبه اي وارد دل يکي از همسران بشه، خس و خاشاکاي مسير عشق تون رو صبج به صبح جارو کنين، اشغالاي ناسازگاري رو شب به شب توکيسه سازش بريزيد و درزهاي تفاهمتان را با بتن بخشش و قير گذشت پرکنيد. نذاريد قطرات کدورت به تدريح از سوراخاي اختلاف، وارد خونه قلب و لونه ذهنتون بشه و گرنه زندگي يتون رو ويرون مي کنه. هنوز عروس داماد جوان با اشتياق به حرفاي باباش گوش مي کرد که پدر با خنده گفت: چوونم گرم شده و پر حرفي کردم و بعد خدا حافظي کرد. او رفت اما حرفاش که از دل مهربون و باتجربه اش برمي آمد، در قاب دل اين دو جوون خوش نشست. [ 1 ] بشنويد: http://www.askdin.com/thread4734.html

پی نوشت :
1. محمدحسين قديري، تمثيلات روان شناختي، مركز مشاوره مؤسسه امام خميني( حرف دال)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.