خانه » كتاب : داستانها و پندها جلد دوم » نذر و پيمان را فراموش نكنيد
23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

نذر و پيمان را فراموش نكنيد

در تذكره دولتشهاى مينويسد: مولى حسن كارشى از شعراء برگ و ماد حين ائمه عليهم السلام است و در غير مدح اين خانواده ، شهر نسروده . هنگاميكه از زيارت قبر پيغمبر(ص ) و طواف خانه خدا بر ميگشت قصد عراق عرب را نوده بز يارت حضرت اميرالمومنين (ع ) مشرف شد در مقابل مرقد پاك آنحضرت ايستاد و قصيده ايكه ابتدايش اين شعر است شروع بخواندن كرد:


اى زبدو آفرينش پيشواى اهل دين
وى زعزت مادح بازوى تو روح الامين
شب كه شد در خواب امير المومنين (ع ) را ديد، باو فرمودند كاشى تو از بلاد دور بسوى ما آمده اى و دو حق از ما طلب دارى يكى اينكه ميهمان مائى ، دومى حق اشعارت ، اكنون به بصره برو، و در آنجا تاجرى است معروف به مسعود ابن افلح سلام مرا باو برسان ، بگو امير المومنين (ع ) ميگويد روزيكه ميخواستى بطرف عمان حركت كنى نذرو عهد كردى اگر كشتى حامل اموال تجارتى ات سالم وارد ساحل شود هزار دينار در راه ما مصرف كنى ، از او هزار دينار بگير و صرف در احتياجات خودنما. مولى حسن ميگويد به بصره رفتم و او را پيدا كردم همينكه حكايت را نقل نمودم نزديك بود از خوشحالى بيهوش شود گفت بخدا بصره رفتم و او را پيدا كردم همينكه حكايت را نقل نمودم نزديك بود از خوشحالى بيهوش شود گفت بخدا سوگند كه جز او كس ديگرى از راز من آگاه نبود، هزار دينار را تسليم كرد و از جهت سپاسگزارى و شكر اين موهبت خلعت فاخرى هم بمولى اضافه بخشيد و ليمه اى نيز بفقراء بصره داد.

بايد دوستان ائمه (ع ) متوجه نذرها و پيمان خود باشد و تخلف نكنند كه آن بزرگواران به تمام شئون و خصوصيات زندگى دوستان خويش احاطه و توجه مخصوصى دارند.

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.