23  

سخن چين خون آلود

روباه حيوانى بسيار زيرك و حيله گر است گويند وقتى كيك و پشه بر او فراوان اجتماع مى كنند تكه اى از پوست حيوان مرده يا پشمى را به دهان مى گيرد، دست و پاى خود را كم كم در آب فرو مى برد. حشرات همينكه احساس آب مى كنند حركت نموده بجاى ديگرى مى نشينند رفته رفته تمام بدنش را داخل آب مينمايد تا حشرات بر روى آن پوست و سرش جمع مى شوند كم كم سر خود را نيز در آب فرو مى برد، وقتى احساس كرد تمام حشرات بر روى پوست اجتماع كرده اند پوست را بر روى آب رها كرده سر از جاى ديگر برميآورد بدينوسيله خود را از شر آنها نجات مى دهد.


ميگويد هر گاه بسيار گرسنه مى شود، در ميان بيابان خود را بر زمين مياندازد و شكم خويش را برآمده و باددار نشان مى دهد تا پرندگان خيال كنند مرده است وقتى بر روى پيكرش مى نشينند ناگاه جنبشى كرده آنها را صيد مى كند.
مى گويند روزى شير مريض شد تمام حيوانات بديدن او آمدند مگر روباه . گرگ سخن چين از موقعيت استفاده كرده به شير گفت همه حيوانات به عيادت شما آمدند فقط روباه است كه سر از اطاعت باز زده شير گفت وقتى آمد مرا يادآورى كن تا سزايش را بدهم .
روباه آمد شير با خشم او را عنايت نموده گفت كجا بودى من مريض شدم همه آمدند مگر تو؟ در جواب گفت من وقتى شنيدم شما مريض هستيد بفكر اين افتادم كه دوائى برايتان تهيه نمايم تا بهبودى حاصل كنيد پرسيد چيزى بدست آوردى . جوابداد آرى در پشت پاى گرگ غده اى است كه براى معالجه شما موثر است شير پريد و با چنگال خود مقدارى از پشت پاى گرگ بيرون آورد، روباه آهسته از گوشه اى خارج شد. در بين راه چشمش به گرگ افتاد كه با پاى خون آلود ميآيد. (قال با صاحب الخف الاحمر) گفت اى آقائيكه كفش قرمز پوشيده اى وقتى در حضور پادشاهان مى نشينى متوجه باش از دهانت چه خارج مى شود.(97)

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.