خانه » کتاب : حكايت هاى گلستان سعدى به قلم روان » 174. دعواى خنده آور يهودى و مسلمان
23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

174. دعواى خنده آور يهودى و مسلمان

174. دعواى خنده آور يهودى و مسلمان

هر كس عقل و خرد خود را نزد خود كامل و تمام فرض مى كند و فرزندش ‍ را زيبا تصور مى نمايد. يك نفر يهودى با مسلمانى نزاع مى كرد. از گفتگوى آنها خنده ام گرفت و مسلمان خشمگينانه به يهودى مى گفت : ((الهى اگر اين سند من درست نيست مرا به آيين يهود از دنيا ببر!))


يهودى مى گفت : سوگند به تورات ، اگر سخنم نادرست باشد مانند تو پيرو اسلام گردم .

يكى يهود و مسلمان نزاع مى كردند
چنانكه خنده گرفت از حديث ايشانم
به طيره گفت مسلمان : گرين قباله من
درست نيست خدايا يهود ميرانم
يهود گفت : به تورات مى خورم سوگند
وگر خلاف كنم ، همچو تو مسلمانم

آرى ، اگر عقل و خرد از پهنه خاك نابود شود، هيچ كس خود را جاهل نپندارد.
گر از بسط زمين ، عقل منعدم گردد به خود گمان نبرد هيچكس كه نادانم

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.