خانه » کتاب : حكايت هاى گلستان سعدى به قلم روان » 180. يا بخشنده باش يا آزادمرد
23

180. يا بخشنده باش يا آزادمرد

180. يا بخشنده باش يا آزادمرد

از حكيم فرزانه اى پرسيدند: با اينكه خداوند چندين درخت مشهور و بارور آفريده است ، مردم هيچ كدام از آنها را به عنوان ((آزاد)) ياد نكنند، مگر درخت ((سرو)) را با اينكه اين درخت ميوه ندارد، حكمت چيست كه تنها اين درخت را آزاده خوانند و از او به نيكى ياد نمايند؟!(447)

به آنچه مى گذرد دل منه كه دجله بسى
پس از خليفه بخواهد گذشت در بغداد
گرت ز دست برآيد، چو نخل باش كريم
ورت ز دست نيايد، چو سرو باش آزاد

پايان اين كتاب را با قسمت پايانى گلستان سعدى ، تغيير در عبارت پردازى ، زينب مى دهيم كه گويد:
((غالب گفتار سعدى ، طرب انگيز است و طيبت آميز…بر راءى روشن صاحبدلان كه روى سخن در ايشان است ، پوشيده نماند كه در موعظه هاى شافى را در سلك عبارت كشيده است و داروى تلخ نصيحت ، به شهد ظرافت برآميخته تا طبع ملول ايشان ، از دولت قبول ، محروم نماند.))
الحمد لله رب العالمين

ما نصيحت به جاى خود كرديم
روزگارى در اين به سر برديم
گر نيايد به گوش رغبت كس
بر رسولان پيام باشد و بس

به اميد بهروزى و پيروزى و سرانجام نيك

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.