حکمت ۱۱ وَ قَالَ علیه السلام: إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ،

حکمت ۱۱
وَ قَالَ علیه السلام: إِذَا قَدَرْتَ عَلَى عَدُوِّكَ، فَاجْعَلِ الْعَفْوَ عَنْهُ شُكْراً لِلْقُدْرَةِ عَلَيْهِ.

توضیح ساده:
إِذَا: وقتی که، یعنی درست در اون لحظه‌ای که اصلاً فکرش رو نمی‌کردی، زمانه چرخید و…
قَدَرْتَ: قادر شدی، قدرت پیدا کردی، یعنی وقتی قوی شدی…
وقتی کارت راه افتاد…
وقتی دستت باز شد…
وقتی می‌تونی تلافی کنی،
می‌تونی جواب بدی،
می‌تونی ضربه بزنی،
می‌تونی آبرو ببری،
می‌تونی حذف کنی…؛ یعنی دقیقاً همون نقطه‌ای که ورق برگشت و حالا تویی که سواری و حریف تو دشمن تو پیاده، تویی که زورت می‌رسه و دستت بالاست و می‌تونی تعیین‌کننده باشی.
عَلَى: بر علیه، در مقابلِ، بر ضدِ…
عَدُوِّكَ: دشمنت؛ یعنی همون کسی که در برابر تو ایستاده، برات خط و نشون کشیده، دشمنی کرده، مخالفت داشته، سنگ راهت شده، یا در مسیرت سد شده؛ همونی که شاید یه روزی با حرفاش یا کاراش دلت رو لرزونده، اشکت رو درآورده یا غرورت رو شکسته و حالا روزگار جوری چرخیده که افتاده گیرِ تو و قدرتِ تو.
فَ: پس حالا که در موضع قدرتی، بیا و یه مرام و معرفتی به خرج بده و یه کاری بکن و اونم اینکه اجْعَلِ: بگذار، قرار بده، تعیین کن، با کمالِ بزرگواری این‌طور مقرر کن که الْعَفْوَ: بخشش، گذشت، اغماض، شتر دیدی ندیدی و چشم‌پوشی کردن؛ عَنْهُ: از او، از خطاهاش، از تمامِ بدی‌هایی که در حقّت کرده، از همون آدمی که حالا پیش تو ضعیف و بی‌دفاع شده. یعنی درست همون‌جایی که تمام ابزارها رو داری تا مچشو بشکنی و تلافی کنی، ولی به جاش بزرگوارانه لبخند بزنی و از حقّت بگذری و بذاری با آرامش بره دنبال کارش.
چرا؟ تا این بخششِ تو شُكْرًا: یه شکرِ واقعی، یه سپاس‌گزاریِ از تهِ دل، و یه قدردانیِ جانانه باشه؛ لِ: برای، به خاطرِ الْقُدْرَةِ: اون قدرتی که پیدا کردی، به خاطر اون توانمندی و نفوذی که خدا بهت داده؛ یعنی این گذشت و بخشش رو بذار جایِ شیرینیِ این پیروزیِ شیرین، بذار جایِ مژدگانی و صدقه‌ی این حالِ خوبی که الان از موفقیت داری.
یعنی این گذشت و بخشش رو مثل یک هدیه و یک واکنش سپاس‌گزارانه در برابر قدرتی بدون که خودت اون رو به تنهایی به دست نیاوردی، بلکه تمامش لطف و عنایت خدا بوده؛ یعنی یادت باشه اگه الان زورت می‌رسه و دستت بالاست، به خاطرِ زورِ بازویِ خودت نیست، بلکه این زور و قدرت جایزه‌ی ویژه و امانتی از طرف خداست که به تو عَلَيْهِ: بر او، بر اون شخص، یعنی بر اون دشمنت کرامت کرده و بخشیده؛ همون دشمنی که تو امروز بر او مسلط و مستولی شدی و الان تمام و کمال اختیارِ سرنوشتش دست توئه.
ببین امام علی ع نمی‌گه همیشه ببخش.
نمی‌گه حق‌تو نخواه.
نمی‌گه عدالت رو ول کن.
می‌گه:
وقتی قدرت داری، ببین چی‌کارش می‌کنی.
قدرت، آدم‌ها رو لو می‌ده.
بعضیا وقتی قوی می‌شن، همون زخمی رو می‌زنن که خودشون خوردن.
بعضیا وقتی قوی می‌شن، زخم رو می‌بندن.
و اون دومی‌ها، دارن شکرِ قدرت رو به جا میارن.
بخشش تو لحظهٔ ضعف هنر نیست؛
بخشش در اوج توانایی، معرفته.

خلاصه امام تمام حرفش اینجا اینه: «وقتی دنیا چرخید و چرخید و تو شدی همه‌کاره و اون دشمنت شد هیچ‌کاره،اون لحظه‌ای که می‌تونی بزنی، جواب بدی، له کنی، رسوا کنی، حذف کنی…اما نمی کنی و می بخشی، این بخشش تو در اینجا یه نوع شکر و شکرگزاری از خدا بحساب میاد. پس بیا و بخشش رو بکن شیرینیِ این پیروزی.»
معنای «شکراً للقدره» یعنی چی؟ یعنی به جای اینکه فکر کنی با زرنگیِ خودت به اینجا رسیدی، بگی: «خدایا، تو به من قدرت دادی که الان بتونم حالِ این طرف رو بگیرم؛ حالا منم به شکرانه‌ی این حالِ خوبی که بهم دادی، از این آدم می‌گذرم، بالاخره هر چه باشه بنده توئه، من که برای تو نمی تونم کاری کنم برا بنده ت می کنم، و با این کار خوشحالت می کنم چون خوشحالم کردی.»
مثلاً تو محیط کار فرض کن یکی قبلاً زیر پات رو خالی کرده، پشتت حرف زده، کارت رو خراب کرده، اما حالا اوضاع برگشته، و تصمیم دست توئه، و امضا با توئه، و حرف آخرو تو می‌زنی.
اینجا دو راه داری:
یا حالشو بگیری و دلت خنک بشه،
یا از کنارش رد بشی و بگی: «ولش کن.»
اینجا وقتی چشمات رو می‌بندی و امضا می‌کنی و می‌گی: «بذار نونش رو ببره خونه، من بزرگ‌تر از این حرفام»، این یعنی داری شکرِ واقعی می‌کنی. اینجاست که معلوم می‌شه تو ظرفیتِ اون صندلی رو داشتی.
این «ولش کن» یجور شکرگزاری از خدا بخاطر قدرتیه که بهت داده.
پس همینجا نتیجه بگیر شکرگزاری همیشه یه الهی شکر گفتن خشک و خالی نیست، شکر گزاری هر کسی یجوره، شکرگزاری یه آدم قدرتمند یا به قدرت رسیده بخششه، بخشیدنه.
او اگه ببخشه شکر کرده، نبخشه ناشکری کرده.
پس، اینجا همون لحظه‌ی طلاییه! می‌تونی با یه حرکت قلم، تلافیِ تمام اون روزای سخت رو دربیاری و رسواش کنی. اما نمی کنی.
یا  توی فضای مجازی: یه نفر زیر پستت کامنتِ تند گذاشته، قضاوتت کرده یا تهمت زده. و تو هم، زبون داری، هم مدرک داری، هم فالوئر داری که بگی بریزن سرش جوری که تا هفته‌ها نتونه جمعش کنه، اما سکوت می‌کنی. این سکوتِ تو باخت نیست، این یعنی: «من از این جنگ‌های کوچیک بزرگ‌ترم.» این یعنی داری به خدا می‌گی: «ممنون که به من عزت دادی که حرفِ این آدم بهم برنخوره.»
یا توی خونه و جمعِ صمیمی: همیشه یه جاهایی هست که حق ۱۰۰ درصد با توئه. می‌تونی طرف رو با یه «دیدی گفتم؟» یا ثابت کردنِ تقصیرش، جلوی بقیه کوچیک کنی. اما وقتی می‌گی: «بی‌خیال بابا… فدای سرت، مهم اینه که الان دورِ همیم»، اینجا داری قدرتت رو خرجِ آرامش می‌کنی، نه دعوا. این همون مزرعه سبزیه که ساختی.
واقعاً شکرگزاری فقط «الهی شکر» گفتنِ خشک و خالی نیست. شکرِ آدمِ قلدر، زور نگفتنه؛ شکرِ آدمِ توانا، دست گرفتنه‌؛ و شکرِ آدمِ پیروز، اغماض و چشم‌پوشیه.
وقتی می‌بخشی، داری نشون میدی که هنوز صاحبِ دلت هستی، نه اسیرِ زخمت.
آدم‌های ضعیف همیشه دنبالِ تلافی‌ان چون می‌ترسن دیگه فرصت پیدا نکنن، اما آدمِ قوی می‌بخشه.
و آخرش امام می‌خواد به ما یاد بده که:
پیروزیِ واقعی اون لحظه‌ای نیست که طرف رو زمین می‌زنی؛ پیروزی اون ثانیه‌ایه که می‌تونی بزنی و نمی‌زنی.
و این «بی‌خیال شدنِ آگاهانه»، قشنگ‌ترین تشکر از خداییه که دستت رو پر کرده.
یادت باشه، وقتی کسی رو که بهت بدی کرده می‌بخشی، در واقع داری به خدا می‌گی: «من به خاطرِ تو، از حقِ خودم گذشتم، تو هم به خاطرِ بزرگیِ خودت، از حقِ من بگذر.»
این معامله، پرسودترین معامله‌ی دنیاست.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.