بنده خدا

انسان در اوایل سلوک

⚜️ استاد فیاض بخش: ?? انسان در اوایل سلوک جهت بیدار شدن برای نماز شب، باید با ساعت و با هشدارهای دیگر بیدار شود. ?? زمانی که خودتان بدون ساعت برای نماز شب بیدار شدید، بدانید که نفْس دارد همراهی می کند؛ تا قبل از این مرحله بایستی با نفس راه آمد. ?? مرحوم آمیرزا جواد آقا ملکی تبریزی می …

ادامه مطلب

?بین حقّ و باطل

  ?امام حسن مجتبی علیه السلام: ?بینَ الْحَقِّ وَ الْباطِلِ أَرْبَعُ أَصابِعَ، ما رَأَیتَ بِعَینَیكَ فَهُوَ الْحَقُّ وَ قَدْ تَسْمَعُ بِأُذُنَیكَ باطِلاً كَثیرًا ?بین حقّ و باطل به اندازه چهار انگشت فاصله است، آنچه با چشمت بینى حقّ است و چه بسا با گوش خود سخن باطل بسیارى را بشنوى. ?تحف العقول ص 229 #حدیث @askdin_com

ادامه مطلب

عقل بهترین دوست

عقل بهترین دوست امام رضا علیه السلام صَديقُ كُلِّ امرِىً عَقلُهُ، وعَدُوُّهُ جَهلُهُ دوست هر آدمى، خرد اوست و دشمن او بى خردى‌‏اش(دانش نامه قرآن حدیث،ج9،ص160)

ادامه مطلب

آه مـى کشـم تـو را، بـا تـمام انتظار

آه  مـى کشـم تـو را، بـا تـمام انتظار پر شکوفـه کن مـرا، اى کرامـت بـهار در رهت به انتظار، صف به صف نشسته اند کروانــى از شـهيد، کاروانـى از بـهار اى بـهـار مـهـربان، در مـسير کاروان گل  بپاش  وگل  بپاش،  گل بکار وگل بکار بـر  سرم نمى کشى، دست مهر اگر، مکش تـشـنه مـحـبتند، لالـه هـاى داغ دار دسـته  دسته گم شدند، مهره هاى بى نشان تـشنه  تـشنه سوختند، نخل هاى روزه دار مـى رسـد بـهار ومن، بى شکوفه ام هنوز آفـتاب  مـن، بـتاب! مـهربان من، ببار!

ادامه مطلب

امام (عج) در هرکجا باشد، آنجا خضراست.

✅ #امام_زمان علیه‌السلام ?آیت‌الله بهجت قدس‌سره: امام (عج) در هرکجا باشد، آنجا خضراست. قلب مؤمن جزیره خضراست، هرجا باشد حضرت در آنجا پا می‌گذارد. ?(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹) ? مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت قدس‌سره https://t.me/bahjat_ir

ادامه مطلب

قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است.

✅ #امام_زمان علیه‌السلام ?آیت‌الله بهجت قدس‌سره: قلب‌ها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان علیه‌السلام آنجا هست. ?(در محضر بهجت، ج۲، ص۱۷۹) ? مرکز تنظیم و نشر آثار آیت‌الله بهجت قدس‌سره https://t.me/bahjat_ir

ادامه مطلب

خـواب ديدم، خواب دريا را خواب ديدم آسمان را نيز

خـواب  ديدم، خواب دريا را خواب ديدم آسمان را نيز اولـين  طـوفان خـلقت را، آخـرين آتشفشان را نيز اين  که گفتم خواب بود، آرى، من ولى در اوج بيدارى گشـته  ام بـا پاى خاک آلود، کوچه هاى آسمان را نيز اى  پرى آواى دشـتستان، خون فايز، اى دو بيتى خوان مـن تو را بسيار مفتونم، آن در چشم شروه خوان را نيز مـاه  مـن! زيـباى من! برگرد! گر بيايى اى سراپا درد تور گيسوى تو خواهم کرد، اين شب پولک نشان را نيز مـانده  ام بـا واژه هـاى لال بـا دلى از داغ مالامال کاش مـى شـد آتـش زخمم شعله ور سازد زبان را نيز

ادامه مطلب

بارها ديده بودمت

بارها ديده بودمت آن چنان که آب را در آب وآسمان را در آبی وسبز را در عشق غبار، آينه را تهمت بست وگرنه زمان ِ ما بى امام نيست. کجايى که ديدارت محض است پاهايمان خشک است ودست هايمان بى تکليف؟ درختان برگ ريزان دورى تواند وقرن هاست که ايستاده اند تا جمالت را زانو زنند. شاخه ها، سلامتى …

ادامه مطلب

از انـتظار خـسته ام ويا دلم گرفته است؟

از  انـتظار خـسته ام ويا دلم گرفته است؟ تـو مدتى است رفته اى، بيا دلم گرفته است نگاه  سـرد پنجره به کوچه خيره مانده بود گمـان کنـم بداند او چرا دلم گرفته است گذشـتم  از هزاره ها در امتداد دورى ات بـه  ذهن من نمى رسد کجا دلم گرفته است به چشم خود نديده ام شکوه چهره ى تو را شـبى  بيا  به خواب من، بيا دلم گرفته است ســـراب تـشـنـه تــر از مــن ســـراب تـشـنـه تــر از مــن

ادامه مطلب

ز ِهـرکسى تـو فـراتر، خـدا کند که بيايى

ز ِهـرکسى تـو فـراتر، خـدا کند که بيايى شـميم زمـزم وکوثـر، خـدا کند که بيايى بـه  بـاغ سـرو وصنوبر، خدا کند که بيايى گريـخت صـبرمن ازبـر، خدا کند که بيايى بـرفت آتـشم از سـر، خـدا کند که بيايى وجـانشين  پيـمبر،  خـدا کنـد که بـيايى که  مـثل نـور زنـد سر، خدا کند که بيايى مـعطرى  تـو،  مـعطر، خـدا کند که بيايى  بـراى  دل،  تـو قـراري، که يادگار بهارى تـويى  که پاک وزلالـى، شکوه بـزم کمالى زبس که گفتم وگفتم: کجاست ساحل سبزت؟ زمـين اسـير بـلا شـد، ميان شعله رها شد تـبـلورى زحـياتى، سـرود سـبز نـجاتى شکوهـمند وبـزرگى، هـمان سـوارسترکى

ادامه مطلب