خانه » اسلام شناسی -شهدا » شهید ابراهیم هادی

شهید ابراهیم هادی

💠 با خوندن این کتاب، تاریخ زندگیم عوض شد… 💠

💠 با خوندن این کتاب، تاریخ زندگیم عوض شد… 💠 ❤️ #دلنوشته ❤️ 🌸سلام روزتون بخیر .من واقعا نمیدونم باید از کجا شروع کنم وچه جوری بگم انقد که مدیون این شهید بزرگوار هستم واقعا نمیدونم چه جوری باید جبران کنم … 🌸من حدود …

ادامه نوشته »

🔰 #شهیدابراهیم هادی و #۱۷شهریور ۵۷

🔰 #شهیدابراهیم هادی و #۱۷شهریور ۵۷ 🌸صبح روز #۱۷شهریور با #ابراهیمهادی رفته بودیم جلسه مذهبی که ناگهان از اطراف #میدانژاله سر و صدایی بلند شد. 🌺فرياد #مرگبرشاه طنين انداز شده بود و #ساواکی ها از چهار طرف ميدان را محاصره کرده اند و… 🌼از …

ادامه نوشته »

‍ 💠 شهدای گمنام، میهمانان ویژه حضرت زهرا(سلام الله علیها)💠

‍ 💠 شهدای گمنام، میهمانان ویژه حضرت زهرا(سلام الله علیها)💠 قبل از اذان صبح برگشت. پيكر شــهيد هم روي دوشش بود. خستگي در چهره اش موج ميزد. صبح، برگه مرخصي را گرفت. بعد با پيكر شــهيد حركت كرديم. ابراهيم خسته بود و خوشحال. ميگفت: …

ادامه نوشته »

ابراهيم در يکي از مغازه هاي بازار مشــغول کار بود

ابراهيم در يکي از مغازه هاي بازار مشــغول کار بود 🗣راوی : سيد ابوالفضل كاظمي ابراهيم در يکي از مغازه هاي بازار مشــغول کار بود. يك روز ابراهيم را در وضعيتي ديدم که خيلي تعجب کردم! دو کارتن بزرگ اجناس روي دوشــش بود. جلوي …

ادامه نوشته »

شهيد حسين جهانگيريان

قسمتی از مناجات نوجوان شهید حسین جهانگیریان که در حال قرآن خواندن رو به قبله با دهان روزه در 21ماه رمضان در جبهه به شهادت رسید:خدایا، بارالها توفیق بده تا در این دوره خودم را بسازم، به تو نزدیک شوم. قلبم پاک شود، عشقم …

ادامه نوشته »

🌹22بهمن سالروزشهادت ابراهیم هادی

🌹22بهمن سالروزشهادت ابراهیم هادی 🌹وصیتنامه:خدايا عشق به انقلاب اسلامي ورهبرانقلاب چنان دروجودم شعله‌وراست كه اگرتكه‌تكه‌ام كنندويازير سخت‌ترين شكنجه‌هاقرارگيرم،اوراتنهانخواهم گذاشت

ادامه نوشته »

📙 #سلام برابراهیم

📙 #سلامبرابراهیم 🌷ريزبيني و دقت عمل در مسائل مختلف از ويژگيهاي ابراهيم بود. اين مشخصه، او را از دوستانش متمايز ميکرد. ♦️فروردين 1358 بود. به همراه ابراهيم و بچه هاي کميته به مأموريت رفتيم. خبر رسيد، فردي که قبل از انقلاب فعاليت نظامي داشته …

ادامه نوشته »

تابستان سال ۱۳۶۱ بود.

تابستان سال ۱۳۶۱ بود. یک شب با هم به هیئت رفتیم. بعد هم در کنار بچه‌های بسیج حضور داشتیم. آخر شب هم برای چند نفر از جوانان محل شروع به صحبت کرد. خیلی غیرمستقیم آن‌ها را نصیحت نمود. ساعت حدود دو نیمه شب بود. …

ادامه نوشته »