دعاى امام (ع ) براى دوستان حسن بن جهم مى گويد: به امام كاظم (ع ) (يا امام رضا) عرض كردم : (مرا در دعاى خود فراموش نكن ). امام : آيا مى دانى كه من تو را در دعا فراموش مى كنم ؟ حسن بن جهم مى گويد: با خود گفتم : آن حضرت براى شيعيانش ، …
ادامه نوشته »دعاى معروف ابوذر، در آسمانها
دعاى معروف ابوذر، در آسمانها ابوذر غفارى روزى به حضور رسول خدا (ص ) آمد، جبرئيل به صورت (دحيه كلبى )، در محضر پيامبر (ص ) بود، و با آن حضرت ، خلوت كرده بود، وقتى كه ابوذر آن دو را ديد، باز گشت ، و گفتگوى آنها را قطع ننمود، جبرئيل به پيامبر(ص ) گفت : (اى محمد! اين …
ادامه نوشته »يك دعاى سازنده
يك دعاى سازنده فضل بن يونس مى گويد: امام كاظم (ع ) به من فرمود؛ اين دعا را بسيار خوان : (اللهم لا تجهلنى من المعارين ، و لاتخرجنى من التقصير) :(خدايا مرا از كسانى كه ايمان عاريه اى دارند قرار مده ، و مرا از تقصير بيرون مبر) عرض كردم : معنى ايمان عاريه (ناپايدار) را دانستم ، …
ادامه نوشته »دعا و دستور خاصى براى شفاى بيمارى
دعا و دستور خاصى براى شفاى بيمارى داودبن رزين مى گويد: در مدينه ، به بيمارى بسيار سختى مبتلا شدم ، خبر بيمارى من به امام صادق (ع ) رسيد، براى من نامه اى نوشت كه :(شنيده ام ، بيمار شده اى ، يك من گندم خريدارى كن ، سپس به پشت بخواب ، و آن گندم را روى …
ادامه نوشته »دعائى ، براى محفوظ ماندن از گزند طاغوت
دعائى ، براى محفوظ ماندن از گزند طاغوت عبدالله بن عبدالرحمن مى گويد: در حضور امام صادق (ع ) بودم ، به من فرمود: (آيا دعائى به تو نياموزم ، تا بوسيله آن ، دعا كنى ؟ ما خاندان هنگامى كه موضوعى ما را اندوهگين كند، و احساس خطر شديد شيطان (طاغوت ) كنيم ، خدا را به وسيله …
ادامه نوشته »دعاى يوسف (ع ) براى نجات خود از چاه
دعاى يوسف (ع ) براى نجات خود از چاه هنگامى كه برادران يوسف (ع )، آن حضرت به بيابان برده ، و به چاه افكندند، جبرئيل نزد يوسف (ع ) آمد و گفت : (اى پسرك ! در اينجا چه مى كنى ؟) يوسف : برادرانم مرا در چاه افكندند. جبرئيل : آيا دوست دارى از چاه خارج گردى …
ادامه نوشته »دستور به (مباهله )، در آخرين مرحله استدلال بر دشمن
دستور به (مباهله )، در آخرين مرحله استدلال بر دشمن ابومسروق مى گويد: به امام صادق عرض كردم :(ما با مردم (اهل تسنن ) درباره امامت شما گفتگو مى كنيم و براى آنها استدلال مى آوريم ، و از گفتار خدا در آيات قرآن ، در اين باره شاهد ذكر مى كنيم ، مانند اينكه ؛ مى گوئيم خداوند …
ادامه نوشته »نفرين امام صادق (ع ) در مورد فرماندار ستمگر
نفرين امام صادق (ع ) در مورد فرماندار ستمگر (داود بن على ، فرماندار مدينه از جانب عبدالله سفاح (اولين خليفه عباسى ) بود، كه بيشتر از سه ماه حكومت نكرد، او يكى از غلامان آزاد كرده و دوستان نزديك و شاگردان ممتاز امام صادق (ع ) به نام (معلى بن خنيس ) را دستگير كرد، و به او …
ادامه نوشته »دستور نفرين بر همسايه دشمن و ضد دين
دستور نفرين بر همسايه دشمن و ضد دين يونس بن عمار مى گويد: به محضر امام صادق (ع ) رفتم رفتم و عرض كردم : (همسايه اى از قبيله قريش دارم ، نام مرا (به عنوان شيعه ) فاش ساخته است (و مرا در معرض خطر طاغوتيان ، كه در كمين شيعيان بودند قرار داده است ) به گونه …
ادامه نوشته »اميدوارى در دعا كردن
اميدوارى در دعا كردن احمد بن محمد به حضور امام رضا(ع ) آمد و گفت : چند سال است حاجتى دارم و آن را از خدا خواسته ام و دعا مى كنم ، ولى دعايم مستجاب نشده است ، در اين مورد شك و ترديدى به دلم راه يافته است . امام رضا: اى احمد، مراقب باش كه شيطان …
ادامه نوشته »