خانه » كتاب : علم اليقين ، جلد اول » فصل 6. علوم و كتبى كه نزد اهل بيت عليهم السلام است
23

فصل 6. علوم و كتبى كه نزد اهل بيت عليهم السلام است

فصل 6. علوم و كتبى كه نزد اهل بيت عليهم السلام است
در ((كافى )) از ابى بصير روايت نموده كه به امام صادق عليه السلام گفت : اين درست است كه شيعيان شما حديث مى كنند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله درى از علم به على عليه السلام آموخت كه هزار در از آن گشوده مى شود؟ فرمود: اى ابا محمد، رسول خدا صلى الله عليه و آله هزار در علم به على عليه السلام آموخت كه از هر درى هزار در ديگر گشوده مى گردد.
ابوبصير گويد: گفتم : به خدا سوگند علم اين است ! حضرت لختى به نشان تفكر سر انگشت بر زمين زد سپس فرمود: اين علم است اما نه آن علم كامل .
سپس فرمود: اى ابا محمد، همانا نزد ما ((جامعه )) است ، و آنان چه دانند كه جامعه چيست ؟ گفتم : فدايت شوم ، جامعه چيست ؟ فرمود: صحيفه اى است به طول هفتاد ذراع به ذراع رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از دهان مبارك املا نموده و على عليه السلام به خط خويش نوشته است . همه حلالها و حرامها و همه چيزهايى كه مردم بدان نيازمندند در آن ثبت است حتى جريمه يك خراش ، و دست به من زد و فرمود: اى ابا محمد، اجازه مى دهى ؟ گفتم : فدايت شوم ، من از آن تو هستم ، هر چه خواهى بكن . حضرت نشگونى از من گرفت و با حالت خشمگونه اى فرمود: حتى جريمه اين ! گفتم : به خدا سوگند علم همين است ! فرمود: اين علم است اما نه آن علم كامل . سپس لختى ساكت ماند، آن گاه فرمود: همانا نزد ما ((جفر)) است ، و چه دانند كه جفر چيست ؟ گفتم : جفر چيست ؟ فرمود: ظرفى است از پوست كه علم پيامبران و اوصيا و علم علماى گذشته بنى اسرائيل در آن نگهدارى مى شود. گفتم : اين ديگر علم كامل است ! فرمود: اين علم است اما نه آن علم كامل .
سپس لختى ساكت ماند، باز فرمود: همانا نزد ما ((مصحف فاطمه )) است ، و چه دانند كه مصحف فاطمه چيست ؟ گفتم : مصحف فاطمه چيست ؟ فرمود: مصحفى است سه برابر اين قرآن شما كه سوگند به خدا يك حرف از قرآن شما در آن نيست . گفتم : به خدا سوگند علم همين است ! فرمود: اين هم علم است اما نه آن علم كامل .
سپس لختى ساكت ماند، باز فرمود: همانا علم آنچه گذشته و علم آنچه تا قيام قيامت خواهد شد نزد ماست . گفتم : فدايت شوم ، به خدا سوگند اين ديگر علم كامل است ! فرمود: اين علم است اما نه آن علم كامل . گفتم : فدايت شوم ، پس علم كامل كدام است ؟ فرمود: آن است كه در شب و روز پشت سر هم تا روز قيامت (آن به آن ) واقع مى شود. (1202)
و در روايت ديگرى است : آن كه در شب و روز، روز به روز و ساعت به ساعت حادث مى گردد.(1203)
و شايد – خدا مى داند – مراد آن حضرت اين باشد كه علم آن نيست كه از شنيدن و خواندن و حفظ كردن كتابها حاصل مى گردد، زيرا اين تقليد است ، بلكه علم آن است كه از سوى خداى سبحان روز به روز و ساعت به ساعت بر قلب مؤ من افاضه مى شود و بدان سبب حقايقى براى او منكشف مى گردد كه مايه آرامش خاطر و شرح صدر است و عالم ، بدان قوام مى يابد گويى كه به آن مى نگرد و آن را مشاهده مى كند.
فاضل بحرانى در شرح اين گفتار اميرمؤ منان عليه السلام : ((همانا اين كه مى گويم از صاحب دانشى آموخته ام )) گويد: اين اشاره است به اينكه تعليم رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت به آن حضرت جنبه وساطت دارد و آن آماده ساختن نفس آن حضرت است – به واسطه طول همنشينى و ارشاد او – براى كيفيت سلوك و اسباب رياضت نفس تا مستعد نقش پذيرى امور غيبى و خبر دادن از آن گردد.(1204)
و تعليم ، ايجاد علم نيست گرچه ملازم با ايجاد علم است (بلكه آماده سازى نفس شاگرد براى پذيرش علم است ). و از اين جا روشن مى شود كه تعليم رسول خدا صلى الله عليه و آله به آن حضرت صرف آگاه ساختن او از صور جزئى نبوده ، بلكه آماده ساختن نفس او بوده با تعليم قوانين كلى . و اگر چيزهايى را كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله دريافته بود صور جزئى بود نياز نداشت كه پيامبر صلى الله عليه و آله براى او دعا كند كه آنها را خوب بفهمد، زيرا فهم صور جزئى امر ممكن و آسانى است براى كسى كه از اندكى فهم برخوردار باشد. بلكه آن چيزى كه نيازمند دعا و آماده سازى اذهان از راههاى گوناگون براى ادراك آن است همان امور كلى و عامى است كه شامل جزئيات و كيفيت انشعاب و تفريع و تفصيل آنها از آن امور كلى است و نيز اسباب اين امور كه مقدمه ادراك آنهاست .
از جمله تاءييدات اين نكته گفتار خود آن حضرت است كه فرمود: ((رسول خدا صلى الله عليه و آله هزار باب علم به من آموخت كه از هر بابى هزار باب ديگر گشوده مى شود)). (1205)
و نيز گفتار رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرمود: ((به من جوامع كلم داده شده وبه على جوامع علم )). (1206) زيرا مراد از گشودن باب علم ، چيزى جز تفريع وانشعاب قوانين كلى از چيزهايى عام تر از آنها نيست ، و مراد از جوامع علم نيز چيزى جزضوابط و قوانين آن نمى باشد و اين كه ((اعطى داده شده )) به صيغهمجهول آمده ، دليل آشكارى است بر اينكه دهنده جوامع علم به على عليه السلام پيامبرصلى الله عليه و آله نيست ، بلكه آن كه جوامع علم را به او داده همان كسى است كهجوامع كلم را به پيامبر صلى الله عليه و آله عنايت كرده ، و او خداى سبحان است ..
اينك اگر كشف بيشتر اين معنى را طالبى ، به مطالب زير گوش فرادار و خوب فراگير:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.