خانه » اسلام شناسي » كتاب : كليد سعادت » كتاب : كليد سعادت قسمت اول
23

كتاب : كليد سعادت قسمت اول

نام كتاب : كليد سعادت

نام مؤ لف : رحمت الله عرب نوكندى

عن انس مالك قال رسول الله (ص ): المؤ من اذا مات و ترك ورقة واحدة عليها علم تكون تلك الورقة يوم القيامة سترا فيما بينه و بين النار و اءعطاه الله تبارك و تعالى بكل حرف مكتوب عليها مدينة اءوسع من الدنيا سبع مرات و مامن مؤ من يقعد ساعة عند العالم الا ناداه ربه عز و جل جلست الى حبيبى و عزتى و جلالى لاء سكنت الجنة معه و لااءبالى . (1)
انس بن مالك روايت مى كند از پيامبر اكرم (ص ) كه ، آن حضرت فرمود: مؤ منى كه از دنيا برود و برگ دانشى از خود به جا گذارد، آن ورقه روز قيامت پرده يى ميان او و آتش جهنم مى گردد و خداوند متعال به هر حرفى كه در آن نوشته شده ، شهرى به هفت مرتبه وسيع تر از دنيا به او عطا مى كند؛ و هيچ مؤ منى ساعتى در نزد عامل ننشيند، مگر اينكه خداى عز و جل او را ندا كند كه : پيش حبيب و دوستم نشستى ، قسم به عزت و جلالم ! تو را در بهشت ساكن نمايم و باكى ندارم .
قال رسول الله (ص )، سبعة اسباب يكسب للعبد ثوابها بعد وفاته : رجل غرس نخلا او حفر بئرا او اجرى نهرا او بنى مسجدا او كتب مصحفا او ورث علما او خلف ولدا صالحا يستغفر له بعد وفاته . (2)
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: هفت چيز است كه اگر شخص يكى از آنها را انجام داده باشد، پس از مرگ ، ثوابش به او مى رسد:
1. كسى كه نخلى را نشانده باشد.
2. يا چاهى را كنده باشد.
3. يا نهرى را جارى ساخته باشد.
4. يا مسجدى را بنا نموده باشد.
5. يا قرآنى را نوشته باشد.
6. يا علمى را از خود بر جاى گذاشته باشد.
7. يا فرزند صالحى را بر جاى نهاده باشد كه براى او استغفار نمايد.
به مفاد حديث شريف نبوى تمام اعمال انسان به وسيله ى مرگ از وى منقطع مى شود، مگر آن دسته از اعمالى كه آن را فقط براى خدا انجام داده باشد؛ از جمله آن اعمال ، علم و دانشيست كه از خود بر جاى گذاشته و مردم از آن استفاده نمايند. از اين جهت ، حقير رحمت الله عرب نوكندى كتابى را كه هم اكنون در پيش رو داريد از خود به يادگار گذاردم تا ذخيره يى باشد براى روز قيامت ، روزى كه لا ينفع مال و لابنون الا من اتى الله بقلب سليم و از استفاده كنندگان اين كتاب استدعا دارم بنده را از دعاى خيرشان محروم نفرمايند.
O 2. پاسخ به پرسش هاى نسل جوان
از وصايا و سفارش هاى موكد امامان اين بوده است كه ، پيش از آنكه دزدان ، فكر و عقيده و اخلاق جوانانتان را بربايند، آنان را مسلح به سلاح ايمان سازيد، تا از دستبرد در امان بمانند، امام صادق (ع ) فرمود:
بادروا احدائكم بالحديث قبل ان يسبقكم اليهم المرجئة . يعنى : احاديث اسلامى را به نوجوانان خود بياموزيد و در انجام اين وظيفه ى تربيتى تسريع نماييد، پيش از آنكه فرقه ى منحرف مرجئة بر شما پيش گيرند و سخنان نادرست خويش را در ضمير پاك آنان جا دهند و گمراهشان سازند.
در سخنى ديگر از امام صادق (ع ) فرمود: احذروا على شبابكم الغلاة لايفسدوهم : يعنى مراقب جوانانتان باشيد، مبادا غلات آنها را به فساد بكشند.
O 3. آشنايى بيشتر مردم به مساءله دعا و تاءثيرات آن در زندگى دنيا و آخرت
دعا و نيايش امرى فطرى و ضرورى است و مساءله ييست كه خداوند بندگان را به آن دستور داده و، هم او وعده داده كسانى را كه از عبادت من سرپيچى كنند و امتناع بورزند، به دوزخ و جهنم بيفكند.
اهميت و ارزش دعا و نيايش و تاءثيرات آن در زندگى دنيا و آخرت به قدرى واضح و روشن است كه ، حتى دانشمنداند غير مسلمان ، امروزه به اين نتيجه رسيده اند كه دعا و نيايش دافع و رافع بلاها و آلام روحى و جسمى مى باشد.
بنابراين ، عدم تفسير صحيح و لازم و كافى درباره ى دعا و نيايش براى عموم افكار بشرى از يك طرف و، وجود افراد خودكامه و سود جو از طرف ديگر، در طول تاريخ سبب شده است كه بسيارى از انسان ها از اين موهبت الهى بى بهره و لااقل كم نصيب بمانند.
اصولا در طول تاريخ به تجربه ثابت شده است كه دو علت سبب سقوط و نابودى ملت ها و دولت ها گرديده است : فخلف من بعدهم خلف اءضاعوا الصلاة و اتبعوا الشهوات . (3) بعد از انبيا نسلى به جاى آنان آمدند كه نماز را با نخواندن ؛ بد خواندن ؛ دير خواندن ؛ گاهى خواندن و گاهى نخواندن ضايع كردند و از شهوات پيروى نمودند.
1. اضاعوا الصلوة : كسانى كه نماز را ضايع كردند.
2. واتبعوا الشهوات : كسانى كه به دنبال شهوات رفتند و خدا را از ياد بردند.
ويليام جيمز كه از زمره ى دانشمندان با انصاف است ، در اين زمينه مى گويد: ايمان يكىاز قواييست كه بشر به مدد آن زندگى مى كند و فقدانكامل آن در حكم سقوط انسان است . O 4. دسترسى آسان به مطالب و جلوگيرى از بههدر رفتن وقت
(4)
همه شخصيت هاى بزرگى كه به اهداف عاليه ى خود رسيده اند و در طول زندگى موفقيت هاى شايانى به دست آورده اند، در سايه ى استفاده از عمر و غنيمت شمردن وقت بوده است . آنها از اتلاف وقت دورى كرده و از فرصت هايى كه پيش مى آمد، بهترين استفاده را نموده اند. حضرت على (ع ) مى فرمايد: بادر الفرصة قبل ان تكون غصة . (5) يعنى : از فرصت ها استفاده كن قبل از آنكه مايه ى افسوس شود.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : اذا كان يوم القيامة لم تزل قدما عبد حتى يسال عن اربع : عن عمره فيم اءفناه و عن شبابه فيم اءبلاه و عما اكتسبه من اءين اكتسبه و فيم اءئفقه و عن حبنا اهل البيت . (6)
پيامبر اكرم (ص ) فرمود: وقتى روز قيامت شود، بنده قدم بر نمى دارد، مگر اينكه به چهار سؤ ال پاسخ دهد، اول : عمرش را در چه راهى مصرف كرده است . دوم : جوانى اش را در كجا سپرى نموده است . سوم : مالش را از كجا به دست آورده و در كجا مصرف كرده است . چهارم : از دوستى و عشق ما اهلبيت .
روى همين اساس ، بنده ى حقير با مطالعه كتب فراوان در زمينه دعا و نيايش ‍ كتابى را كه هم اكنون پيش رو داريد به رشته ى تحرير در آوردم ، كه تا حدود زيادى افراد را از مراجعه به كتب ديگر بى نياز كند.
انتخاب نام كتاب
در روزهايى كه دروس حوزه ى علميه تعطيل بود، تحقيقاتى را در زمينه ى دعا و نيايش انجام دادم . بعد از تمام شدن تحقيقات ، تصميم گرفتم آن را به صورت كتابى در آورم تا عموم مردم از آن استفاده نمايند؛ چون شروع نوشتن اين كتاب با ولادت على بن ابيطالب (ع ) مصادف شد، نام اين كتاب را از سخنان گهربار حضرت بر گرفتم . (7)
قال امير المؤ منين (ع ): الدعاء مفاتيح النجاح و مقاليد الفلاح و خير الدعاء ما صدر عن صدر نقى و قلب نقى و فى المناجاة سبب النجاة و بالاخلاص يكون الخلاص فاذا اشتد الفرع فاءلى الله المفرع . (8)
حضرت على (ع ) فرمود: دعا كليد سعادت و رمز رستگاريست و بهترين دعا، دعاييست كه از سينه ى پاك و قلب با تقوا بيرون آيد. و مناجات با خدا موجب نجات مى شود و به وسيله ى اخلاص از مهالك و بدى ها نجات حاصل مى گردد؛ پس هنگامى كه گرفتارى ها شدت يافت ، بايد به خدا پناه برد.
تقدير و تشكر
در پايان ، از همه فضلا و اساتيد و دوستانى كه در اين امر خير، راهنما و مشوق بنده بودند، بخصوص از پدر و مادر عزيزم و همسر گرامى ام كه در نوشتن اين كتاب كمك بسزايى كرد، تقدير و تشكر مى نمايم و آرزوى توفيق و سلامتى همه آنان را از سر صدق و اخلاص از خداوند متعال خواهانم .
رحمت الله عرب نوكندى
تعريف دعا
دعا در لغت
به معناى خواندن است ، خواه اين خواندن منضم با خواستن باشد و خواه به صورت سرود و نيايش .
در قرآن و روايات نيز هر جا لفظ دعا به صورت مصدر يا ماضى و مضارع و ساير مشتقات آن استعمال شده ، به معناى خواندن آمده است ؛ مانند آيات زير:
و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغدوة و العشى يريدون وجهه . (9)
هميشه خويش را با كمال شكيبايى به محبت آنان كه صبح و شام خدا را مى خوانند و رضاى او را مى طلبند، وادار كن !
اءمن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء . (10)
آيا بت ها بهترند يا آنكه دعاى بيچارگان را به اجابت مى رساند و رنج و غم آنان را بر طرف مى سازد؟
ادعوا ربكم تضرعا و خفية انه لا يحب المعتدين . (11)
پروردگار خود را آشكارا و پنهانى بخوانيد كه او متجاوزان را دوست ندارد.
دعا در اصطلاح
در خواست كردن چيزى توسط شخص پست و پايين ، با خضوع و فروتنى ، از شخص بلند مرتبه را دعا مى گويند. (12)
دعا به طور كلى بر چند نوع است ؟
دعا را مى توان به دو نوع كلى تقسيم كرد:
1. تكوينى (غير اختيارى )
همه موجودات اعم از گياهان ، حيوانات ، جمادات و انسان با زبان تكوين و هستى خويش كه چيزى جز فقر و نياز نيست ، همواره از خداى هستى بخش كمك خواسته و هر موجودى به اندازه استعداد خود رفع نيازش را مى طلبد. و ان من شى ء الا يسبح بحمده .
2. دعاى تشريعى (اختيارى )
يعنى اينكه موجود مختار، با اراده و اختيار خود به طور آگاهانه – پس از شناخت نيرويى كه توان برآوردن حاجات او، و رساندن نفع يا دفع ضرر را از او دارد – همه چيز را از او بخواهد.
دعاى تشريعى بر چند قسم است ؟
دعاى تشريعى بر دو قسم است :
1. دعاى خوب و نيكو
2. دعاى بد و ناپسند، كه از آن به نفرين و لعنت تعبير شده است .
مدعو كيست ؟
مدعو (خوانده شده ) در دعا خداوند متعال است ، آن هم خداوندى كه :
1. بى نياز مطلق است
اءلم تعلم اءن الله له ملك السموات و الاءرض . (13)
آيا نمى دانى كه خداوند مالك زمين و آسمان هاست .
ولله ملك السموات و الارض و ما بينهما . (14)
آسمان و زمين و آنچه بين آن دو است ، ملك خداوند است .
قل هو الله احد، الله الصمد، لم يلد و لم يولد و لم يكن له كفوا احد . (15)
اى رسول ! بگو او خداى يكتاست ؛ آن خدايى كه از همه بى نياز و همه عالم به او نيازمند است ؛ نه كسى فرزند او، و نه او فرزند كيست ، و نه هيچ كس مثل و همتاى اوست .
2. اجر نيكوكاران در پيشگاه او ضايع نمى شود
قال الله تبارك و تعالى فى كتابه الكريم :
فاستجاب لهم ربهم اءنى لااءضيع عمل عامل منكم من ذكر او اءنثى . (16)
پس خداوند دعاى اهل ايمان را مستجاب كرد؛ كه البته من عمل هيچ عمل كننده يى از مرد يا زن را بدون مزد نمى گذارم و زحمت احدى در پيشگاه من ضايع نمى شود.
ان الذين امنوا و عملوا الصالحات انا لانضيع اءجر من احسن عملا . (17)
آنان كه به خدا و قيامت ايمان آوردند و كار شايسته يى انجام دادند، بدانند كه ما هم اجر ايشان را كه عمل نيكو به جا آوردند، ضايع نمى كنيم .
مولاى متقيان على (ع ) در همين زمينه مى فرمايد:
ما هكذا الظن بك و لااخبرنا بفضلك عنك يا كريم يا رب . (18)
به وجود مقدست اين گمان نمى رود كه اجرى در پيشگاهت ضايع شود و كسى بدون علت در معرض بى لطفى تو قرار گيرد و چنين خبرى از جانب خود تو و فرستادگانت به ما بندگان نرسيده كه تو ضايع كننده ى اجر باشى !
3. از آنچه مى بخشد، چيزى كم نمى شود
ان هذا لرزقنا ماله من نفاد. (19)
به درستى كه اين روزى را ما مى دهيم و پايان پذير نيست .
در دعاى ايام ماه رجب مى خوانيم :
فانه غير منقوص ما اءعطيت .
به درستى كه هر چه مى بخشى ، چيزى كم نمى شود.
در دعاى افتتاح مى خوانيم :
لاتزيده كثرة العطاء الا جودا و كرما.
هر چه خداوند بيشتر مى بخشد، جود و كرمش افزون مى شود.
4. بر خواسته ى همه واقف و آگاه است
محيط بكل شى ء.
خداوند بر همه چيز احاطه ى كامل دارد.
در دعاى ماه رجب مى خوانيم :
لكل مسئلة منك سمع حاضر و جواب عتيد .
براى هر خواسته يى از تو، گوشى و پاسخى مهيا كرده اى .
5. بر افراد نالايق هم لطف مى كند
در دعاى شب جمعه مى خوانيم :
يا دائم الفضل على البرية ، يا با سط اليدين بالعطية .
اى خدايى كه فضل و كرمت بر خلق دائم ، و دو دست عطا و بخششت به جانب بندگان دراز است .
و باز در ايام ماه رجب مى خوانيم :
عادتك الاحسان الى المسيئين .
عادت تو احسان به گناهكاران است .
يا من يعطى من لم يسئله و من لم يعرفه .
اى آن (خدايى ) كه به كسى كه از او درخواست نمى كند و به او معرفتى ندارد، عطا و بخشش مى كند.
داعى كيست ؟
1. متكبر
ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيدخلون جهنم داخرين ان الله لا يحب المتكبرين . (20)
به راستى كسانى كه از عبادت من (دعا) استكبار مى ورزند، به زودى با ذلت و خوارى وارد مى شوند. همانا خداوند تكبر كنند گان را دوست ندارد.
حضرت على (ع ) در اين زمينه مى فرمايد: عجبت لابن آدم نطفة و اخره جيفة و هو قائم بينهما و عاء للغائط ثم يتكبر . (21) يعنى : تعجب مى كنم از كسى كه اولش نطفه و آخرش لاشه ى گنديده است ، در اين بين هم حامل نجاست و عذره است ، چگونه تكبر مى كند!
2. عجول
در حديثى از امام صادق (ع ) نقل شده كه فرمود:
و اعرف طريق نجاتك و هلالك كى تدعوا الله بشى ء عسى فيه هلالك و اءنت تظن اءن فيه نجاتك قال الله تعالى و يدع الانسان بالشر دعائه بالخير و كان الانسان عجولا . (22)
راه نجات و هلاك خود را درست بشناس . مبادا از خدا چيزى بخواهى كه نابودى تو در آن است ، در حالى كه گمان مى برى نجات تو در آن است ! خداوند متعال مى فرمايد: انسان بر اثر شتابزدگى ، بدى ها را مى طلبد، آن گونه كه خوبى ها را مى طلبد؛ چرا كه انسان ، عجول است .
در حديثى از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود:
انما اءهلك الناس للعجلة و لو اءن الناس تثبتوا لم يهلك اءحد . (23)
مردم را عجله هلاك مى كند! اگر مردم با صبر و حوصله كارها را انجام مى دادند، كسى هلاك نمى شد.
3. نيازمند و محتاج
دعا كننده ، بنده ى محتاج و نيازمنديست كه حتى براى اظهار احتياجش هم محتاج لطف و امداد الهيست .
يا ايها الناس اءنتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحميد . (24)
اى مردم ! همه شما نيازمنديد به خدا و محتاج او هستيد، تنها خداوند است كه از هر كس و هر چيز بى نياز و ستوده است .
و ربك الغنى ذوالرحمة ان يشاء يذهبكم و يستخلف من بعدكم من يشاءكما انشاءكم من ذرية قوم آخرين . (25)
پروردگار تو بى نياز و مهربان است ؛ اگر بخواهد شما را مى برد و به جاى شما هر كسى را بخواهد جانشين مى سازد، همان گونه كه شما را از نسل اقوام ديگرى به وجود آورد.
4. ناسپاس و سركش
ان الله لذ و فضل على الناس ولكن اكثرهم لايشكرون . (26)
خداوند نسبت به مردم ، صاحب فضل و كرم است ؛ هر چند اكثر مردم شكرگزارى نمى كنند.
قتل الانسان ما اكفره . (27)
مرگ بر اين انسان كه چه قدر كافر و ناسپاس است !
وءاتيكم من كل ما ساءلتموه و ان تعدوا نعمة الله لاتحصوها ان الانسان لظلوم كفار . (28)
و از هر چيزى كه از خدا تقاضا كرديد و به آن نياز داشتيد، در اختيار شما قرار داد و اگر نعمت هاى خدا را بخواهيد بشماريد، هرگز نمى توانيد، اما با اين همه لطف و رحمت الهى ، باز اين انسان ستمگر و كفران كننده ى نعمت است !
وكلا ان الانسان ليطغى ان راه استغنى . (29)
چنين نيست كه نعمت هاى الهى روح شكرگزارى را هميشه در انسان زنده كند، بلكه او مسلما طغيان مى كند، به خاطر اينكه خود را مستغنى و بى نياز مى بيند.
5. نماينده ى خدا در روى زمين
و اءذ قال ربك للملائكة انى جاعل فى الاءرض خليفة . (30)
به خاطر آور هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت : من در روى زمين جانشين و حاكمى قرار خواهم داد.
و هو الذى جعلكم خلائف الارض و رفع بعضكم فوق بعض درجات . (31)
خداوند انسان ها را جانشينان و نمايندگان خود در زمين قرار داده و بر طبق لياقت ها و شايستگى ها بعضى را بر بعضى برترى بخشيده است .
6. بخيل
و لاتجعل يدك مغلولة الى عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محشورا . (32)
هرگز دست خود را بر گردن خويش بسته قرار مده (به خاطر بخل ترك بخشش و انفاق منما) و بيش از حد دست خود را گشاده مدار و بذل و بخشش بى حساب مكن تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار بمانى و از مردم جدا شوى .
اءللهم قنى شح نفسى . (33)
خدايا! مراد از صفت بخل كه در نفسم واقع شده است نگهدار!
امام صادق (ع ) در اين خصوص مى فرمايد:
خياركم سمائكم و شراركم بخلاؤ كم .
بهترين شما كسانى هستند كه از مردم دستگيرى مى كنند و بدترين شما بخيل هاى شما مى باشند. (34)
مردم از نظر دعا كردن بر چند گروهند؟
مردم از نظر دعا كردن بر سه گروهند:
1. گروهى اعتقاد به دعا ندارند و دعا نمودن را عملى لغو و بيهوده مى پندارند.
2. افرادى اعتقاد به دعا دارند، ولى هنگام برخورد با مشكلات و سختى ها دعا مى كنند؛ مثلا وقتى ككه دانستند گرفتار بيمارى صعب العلاج و يا لاعلاج شدند، درست نياز به سوى قادر على الا طلاق بر مى دارند و وقتى نجات و رهايى يافتند ديگر با خدا سر و كارى ندارند، چنان كه در قرآن مجيد آمده :
و اذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم اللى البر اذا هم يشركون . (35)
زمانى كه در كشتى مى نشينند، خدا را با اخلاص مى خوانند، ولى وقتى نجات يافتند و به ساحل نجات رسيدند، باز به حالت شرك بر مى گردند.
و يا در آيه ديگر مى خوانيم :
و اذا مس الاءنسان الضر دعانا لجنبه اءو قاعدا او قائما فلما كشفنا عنه ضره مر كان لم يدعنا الى ضر مسه زين للمسرفين ما كانوا يعملون . (36)
وقتى كه به انسان آسيبى مى رسد، از هر جهت ما را مى خواند (خوابيده و نشسته و ايستاده ) اما زمانى كه آسيب و ناراحتى را از وى بر طرف كرديم ، مى رود، مثل آنكه اصلا درباره ى گرفتارى اش با ما تماس نگرفته است .
3. افرادى كه پيوسته در دعا هستند و دعا را اسلحه خود در مبارزه با طاغوت و برقرارى قسط و عدالت مى دانند و به دعا عشق مى ورزند، شايسته ستايشند و خداوند متعال هم به آنها وعده ى استجابت دعا داده است ، آن جايى كه مى فرمايد:
اءدعونى اءستجب لكم . (37)
دعا كنيد، تا مستجاب كنم .
انگيزه ى انسان در دعا چيست ؟
علت يا عللى كه باعث مى شود انسان روى به درگاه خداوند متعال آورد، در افراد به حسب مرتبه ى ايمان و اعتقادشان متفاوت است ؛ عده يى خدا را مى خوانند تا نيازهاى مادى ايشان را بر آورد. اين نيازها گاهى خيلى جزئى و ساده است و گاهى مهم و حياتى . عده يى ديگر خدا را مى خوانند، تا در راه رسيدن به قرب الى الله سريع تر حركت كنند و دعاى آنان تنها براى رفع نياز مادى نيست ، بلكه به خاطر عشق و علاقه ييست كه به خداوند متعال دارند و خود دعا كردن براى آنان موضوعيت دارد.
امام صادق (ع ) در اين زمينه فرمود:
(ان ) العباد ثلاثة قوم عبدوا الله عزوجل خوفا فتلك عبادة العبيد و قوم عبدوا الله تبارك و تعالى طلب الثواب فتلك عبادة الاءجرآه و قوم عبدوا الله عزوجل حبا له فتلك عبادة الاءحرار و هى افضل العبادة . (38)
عبادت كنندگان سه دسته اند:
1. گروهى كه خداى عزوجل را از ترس عبادت كنند؛ و اين عبادت بردگان است .
2. مردمى كه خداى تبارك و تعالى را به طمع ثواب عبادت كنند؛ و اين عبادت مزدوران (و سوداگران ) است .
3. دسته يى كه خداى عزوجل را براى دوستى اش عبادت كنند؛ و اين عبادت آزادگان و بهترين عبادت است .
آيا اساسا نيازى به دعا هست ، و توجه به دعا ضروريست يا خير؟
اول اينكه : انسان در هر حال نيازمند و محتاج امداد و لطف الهيست ، و اين نيازمندى قابل انكار نيست ؛ از طرفى هم ، انسان كمال طلب است و مى خواهد نيازهايش را برطرف نمايد، بنابراين چون خود او به تنهايى نمى تواند موانع را از سر راه خويش بر دارد و نيازهايش را برطرف نمايد، بناچار به درگاه خداوند متعال كه بى نياز مطلق است روى مى آورد.
دوم اينكه : دعا و درخواست از خدا، عبادت است و يكى از صفات بندگان مقرب خدا تلقى مى گردد و آنان كه از دعا كردن امتناع مى ورزند و حاضر نيستند در برابر خداى متعال سر تعظيم فرود آورند و نيازهاى خود را از او بخواهند، در حقيقت متكبرانى هستند كه در مقابل عظمت خدا براى خود شخصيتى قايلند و اين گناهى بزرگ و نابخشودنيست ، و نتيجه اش جهنم و آتش قهر الهى .
سوم اينكه : دعا نتيجه و مطلوب را به همراه دارد و بايد طلب كرد، تا رحمت و لطف خدا برسد.
امام صادق (ع ) فرمود:
دعا وسيله ى اجابت است ، چنان كه ابر وسيله ى باران ؛ يعنى همان طور كه اگر ابر نباشد، باران نخواهد باريد، اگر دعا هم نباشد، نتيجه يى كه انسان مى خواهد (رفع نياز مادى و معنوى ) نخواهد بود.
در اين روايت امام صادق (ع ) تصريح مى فرمايند كه دعا، عطاست و تا دعا و طلب از خدا نباشد، عنايات و فيوضات الهى شامل حال انسان نمى گردد.
چهارم اينكه : غفلت و فراموشى ياد خدا، موجب انحراف ما در مسير زندگى دنيا و ارتكاب زشتى ها مى شود و دعا و نيايش مانع اين غفلت و زشتى هاست : ان الصلوة تنهى عن الفحشاء و المنكر. امام على (ع ) مى فرمايد:
ذكر الله راءس مال كل مؤ من و ربحه السلامة من الشيطان .
ياد خدا سرمايه ى هر مؤ منيست ، و سود آن ، سلامت از شيطان . (39)
پنجم آنكه : روح و روان آدمى با دعا و نيايش آرام مى گيرد.
الا بذكر الله تطمئن القلوب . (40)
دعا از امتيازات شيعه
از ويژگى هايى كه شيعه دارد و ديگران ندارند و به وسيله ى آن توانست از سايرين امتياز پيدا كند، دعا و نيايش است .
دانشمندان تشيع پيرامون اهميت و فضيلت ، آداب و شرايط دعا كتاب هايى را نگاشته اند و درباره دعاهايى كه از اهل بيت (ع ) وارد شده ، بيش از ده ها كتاب بزرگ و كوچك تاءليف كرده اند. در اين كتاب ها توجه عميق پيامبر (ص ) و دودمانش به دعا و نيايش و تاءكيدهاى فراوانشان يادآورى شده است ، تا آنجا كه از آنها نقل گرديده :
افضل العبادة الدعاء.
دعا بهترين عبادت هاست .
احب الاعمال الى الله عزوجل فى الاءرض الدعاء .
دعا و نيايش محبوب ترين اعماليست كه در روى زمين به سوى خدا عرضه مى شود.
ان الدعاء شفاء من كل داء.
دعا درمان هر درديست .
درباره ى امير المؤ منين على (ع ) نقل شده كه آن بزرگوار دعاء بود يعنى بسيار دعا و نيايش مى كرد.
عن الصادق (ع ) قال : كان امير المؤ منين (ع ) رجلا دعاء . (41)
دعاهاى آن حضرت همانند خطبه هايش نشانه يى از نمونه هاى بلاغت عربيست ؛ مانند دعاهاى مشهورى كه به كميل بن زياد آموخت . اين دعا محتوا معارف الهى و حقايق پر مغز دينيست كه شايستگى آن را دارد تا براى هر فرد مسلمانى تابلو و برنامه عالى و صحيح دينى و تربيتى باشد.
درباره ى امام حسين (ع ) نقل شد كه ، آن بزرگوار به هنگام حمله ى دشمن در عصر تاسوعا به قمر بنى هاشم فرمود: به سوى آنان برو، و اگر توانستى ، امشب را مهلت بگير، تا به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازيم . خدا مى داند كه من به نماز و تلاوت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه ى شديد دارم . (42) امام حسين (ع ) از لشكر عمر سعد مهلت گرفت ، اما نه به خاطر اينكه يك روز بيشتر زنده بماند و يا راه فرار يا چاره يى پيدا كند، بلكه امام مى خواست :
1. يك شب از عمر باقى مانده اش را با معبود و معشوقش به راز و نياز و مناجات بپردازد، چنان كه خودش اين مطلب را بيان فرمود.
2. به پيروانش بخصوص شيعيان بفهماند كه در همه حال ، حتى در بحبوحه ى جنگ و سختى ها، با قرآن همدم و ماءنوس باشند و از دعا و استغفار غفلت نورزند.
3. صداى قرآن خواندن و استغفار و مناجاتش را به گوش لشكر دشمن برسانند كه شايد دست از ضلالت و گمراهى بردارند. نقل مى كنند كه ، به واسطه ى اين عمل امام ، در آن شب سى نفر از لشكر دشمن به سپاه امام پيوستند.
درباره ى امام سجاد (ع ) نقل شده كه ، آن بزرگوار زين العابدين بود و اين لقب را پيامبر اكرم (ص ) به او داده است .
امام سجاد (ع ) در دوران حكومت بنى اميه ، وقتى در بن بست واقع شد و نتوانست تبليغ كند و حق را بگويد مبارزه ى خويش را در قالب :
1. دعا و نيايش .
2. گريه و شيون .
3. برده دارى و برده فروشى شروع مى كند.
مجموع دعاهاى امام سجاد (ع ) به نام صحيفه سجاديه معروف است كه به آن :
1. اخت القرآن .
2. انجيل اهل البيت .
3. زبور آل محمد.
لقب داده اند. در سال 1353 (ه ق ) مرجع فقيد و مرحوم آيت الله العظمى مرعشى (ره ) نسخه يى از صحيفه ى سجاديه را براى علامه ى معاصر، مؤ لف تفسير طنطاوى (مفتى اسكندريه ) به قاهره فرستاد. وى پس از دريافت اين هديه ى گرانبها و ستايش فراوان از آن ، در پاسخ چنين نوشت :
اين از بدبختى ماست كه تاكنون بر اثر گرانبهاى جاويد كه از مواريث نبوت است ، دست نيافته بوديم ، من هر چه در آن مى نگرم ، آن را از گفتار مخلوق برتر و از كلام خالق پايين تر مى يابم .
حضرت امام خمينى (ره ) مى فرمايد:
شما اگر ادعيه ى امام سجاد و ساير ائمه را ملاحظه بفرماييد، مشحون است از اينكه مردم را بسازند براى امرى بالاتر از آنكه ، مردم عادى تصور مى كنند (دعوت به توحيد) (دعوت به اعراض از دنيا). شيعه علاوه بر صحيفه ى سجاديه ، مصباح امتهجد شيخ طوسى و اقبال سيد بن طاووس و مفاتيح محدث قمى و زادالمعاد علامه مجلسى دارد.
حضرت امام خمينى (ره ) در وصيتنامه ى سياسى و الهى خويش ‍ مى فرمايد:
ما مفتخريم كه ادعيه ى حيات بخش كه او را قرآن صاعد مى خوانند، از ائمه ى معصومين ماست . ما به مناجات شعبانيه ى امامان و دعاى عرفات حسين بن على (عليهما السلام ) و صحيفه ى سجاديه ، اين زبور آل محمد و صحيفه ى فاطميه كه كتاب الهام شده از جانب خداوند تعالى به زهراى مرضيه است ، از ما است .
پس مفاتيح از نظر امام ، كتاب اخلاق ، كارخانه ى انسان سازى و كلام صاعد است ، يعنى كلامى كه از طرف بندگان به محضر مقدس خدا مى رود؛ و قرآن كلام نازل است ، يعنى از طرف خدا بر بندگان نازل شده است ، از حجاب هاى نورانى و ظلمانى تنزل كرده است ، تا بالآخره قابل فهم شده و قابل ديدن و شنيدن شده است .
دعاهايى كه از پيامبر (ص ) و اهل بيت آن حضرت (عليهم السلام ) وارد شده ، بهترين مكتب و مسلك تربيتى و سرمشق و الگو براى هر فرد مسلمان در زندگانى خواهد بود؛ مكتبى كه نيروى ايمان و عقيده ى راسخ و روح سلحشورى و فداكارى و ايثار در راه حق و حقيقت را در انسان به وجود مى آورد. رمز عبادت و پرستش حق را مى شناساند و مزه ى مناجات و دلبستگى به خداوند را مى چشاند و وظيفه شناسى و پيروى از دين و كسب عواملى كه انسان را به خدا نزديك مى كند و رستگار و سعادتمند مى سازد، به بشر مى آموزد و انسان را از تباهى ها و هواپرستى و بدعت هاى غلط دور مى سازد. (43)
فلسفه دعا و نيايش
هدف از آفرينش انسان عبادت است : ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ، و هدف از عبادت تقواست : لعلكم تتقون و هدف از تقوا فلاح و رستگارى مى باشد: و اولئك هم المفلحون .
علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مى فرمايد: هر عبادتى دعاست ، و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بايد گفت : دعا هدف خلقت است . (44)
دعا از يك نظر عملى مستقل ، عبادتى بذاته مطلوب و از گرانسنگ ترين پرستش هاست ، كه از آن به مخ العبادة يعنى مغز عبادت و پرستش تعبير شده است ؛ و از نظر ديگر، وسيله بر آمدن خواسته ها، سبب رسيدن به هدف ها و داراى آثار و ثمرات و نتايج فراوانيست .
دعا حالت انس و الفت روح و دل باذات اقدس بارى تعالى و حصول آرامش و سكون براى نفس است ؛ همانند مشتاقى كه دوست خود را يافته ، از ديدارش خوشحال و از سخنانش لذت مى برد، مشكلاتش را با كمال احتياط در ميان گذارده ، پرده از رازهاى دل بر مى دارد، آرزوهايش را مطرح مى سازد و براى انجامش از وى يارى مى طلبد، از ديدارش خوشوقت و از گفت و گويش خرسند مى گردد. غبار غفلت از چهره ى جسم و زدوده ، حجاب ما و من را كنار مى زند، ديده دل به محبوب و معشوق مى دوزد و در انتظار مهر و انعامش مى نشيند.
دعا سبب مى شود كه انسان نعمت ها را از او ببيند و به او عشق بورزد و رابطه ى عاطفى او از اين طريق با ساحت مقدسش محكم و استوار گردد؛ چون انسان خود را محتاج و نيازمند و مرهون نعمت هاى خدا مى بيند، موظف به اطاعت فرمانش مى شود، و چون مى داند استجابت اين دعا مطلق و بى قيد و شرط نيست ، بلكه خلوص نيت و صفاى دل و دورى از گناه و برآوردن خواسته هاى نيازمندان و مستمندان از آداب و شرايط آن است ، خودسازى مى كند و در طريق تربيت و آموزش خويشتن گام بر مى دارد.
دعا سبب ندامت و پشيمانى از نافرمانى ها و وسيله ى عروض حالت انفعال و شرمندگى در درون دعا كننده است ؛ زيرا هر چه انسان با خداى خويش ‍ بيشتر انس و الفت بگيرد، به او نزديك تر مى شود و بيشتر خواهد كوشيد كه در انجام وظايف بندگى و پيروى از فرمان هاى الهى آماده تر باشد و عملى بر خلاف رضا و خشنودى او انجام ندهد و از آنچه دده ، پشيمان گردد؛ و هر چه دعا و توجه بيشتر باشد، حالت ندامت شديدتر و افزون تر مى شود. حصول اين حالت ، خود حقيقت توبه است ؛ چه آنكه جز ندامت و پشيمانى و شرمندگى چيز ديگرى نيست . اين توبه وسيله ى آمرزش هر گناهيست كه شخص از ارتكاب آن پشيمان گشته است .
دعا شجاعت بخش ، تحريك آور به سوى انقلاب ، عامل پيدايش دوستى و محبت در دل ها نسبت به خدا و دوستان او و موجب به وجود آمدن و كينه نسبت به دشمنان خدا و مخالفان راه حقيقت و جانبداران باطل است .
دعا تمييز دهنده (جدا كننده ى ) فضايل و رذايل از يكديگر، آموزنده ى اخلاق فاضله ، آداب معاشرت ، اتصاف به فضايل انسانى ، اجتناب حيوانى و قبايح روانيست . در اين باره دعاى مكارم اخلاق و بعضى ديگر از دعاهاى صحيفه ى سجاديه را ملاحظه كنيد.
برخى از دعاهاى وارده عامل تلقين اعتقاد به نبوت و امامت و لزوم رهبرى معصومين و عدول در جامعه مولد اميد و آرزوى صلح و صفا در جوامع بشرى و مژده ى پياده شدن قوانين حيات آفرين و سعادت بخش اسلام در ميان همه ملت ها و تشكيل مدينه ى فاضله در جهان است . براى نمونه ، به مضامين دعاى ندبه ، دعاى افتتاح و غير آن رجوع شود.
دعاهاى وارده علاوه بر آنكه روشنگر حقايق و آموزنده ى بعضى از علوم و معارفند، انسان معتقد را به انجام آنچه كه بايد به جا آورد و ترك اعمالى كه بايد از آنها دورى نمايد، وادار مى كنند.
دعا پديده آورنده ى حالت بيم و اميد در باطن ، زنده كننده ى روح ، نيروبخش انديشه ، مولد مهر و عطوفت به همنوعان ، هم كيشان و مؤ منان و بالآخره محرك درونى شخص به انجام اوامر الهى و مراعات اخلاقى انسانى و اسلاميست . (45)
دعا نوعى عبادت و خضوع و خشوع و بندگيست و انسان به وسيله ى دعا توجه تازه يى به ذات خداوند پيدا مى كند؛ و همان طور كه همه عبادات اثر تربيتى و آموزشى دارد، دعا هم داراى چنين اثرى خواهد بود.
دعا انسان را به شناخت پروردگار معرفة آلله كه برترين سرمايه هر انسانيست ، دعوت مى كند. دعا عامل تقويت ارتباط و دوام با ذات عظيم و مبداء بى نهايتيست كه همه امور مادى و معنوى انسان وابسته به عنايت او و متعلق به فضل و كرم اوست ؛ البته انسان هر چه بيشتر با خالق و مربى خود ماءنوس و هم صحبت گردد، اين ارتباط نيز افزون تر و مؤ ثرتر خواهد بود.
دعا وسيله ييست كه انسان به وسيله ى آن خود را به قدرت لايزال الهى كه تدبير جهان به دست اوست ، مرتبط و متصل مى سازد.
دعا يعنى بريدن از خلق و خلوت كردن با خالق ، و قطع اميد از ما سوى الله و عرض نياز به درگاه الله .
دعا سبب مى شود كه انسان به فقر و نيازمندى خود واقف گردد و در برابرش خضوع و خشوع كند، و از مركب غرور و تكبر كه سرچشمه ى بسيارى از بدبختى ها و مجادله در آيات الله است ، فرود آيد و در برابر ذات پاك او موجوديتى قايل نشود.
دعا به انسان اعتماد به نفس مى دهد، از ياءس و نااميدى باز مى دارد، چراغ اميد را در دل انسان روشن مى سازد و به تلاش و كوشش بيشتر دعوت مى كند. در واقع دعا مخصوص نارسايى ها و بن بست هاست ، نه عاملى به جاى عوامل طبيعى .
دعا نوعى خود آگاهى و بيدارى دل و انديشه و پيوند باطنى با مبداء همه نيكى ها و خوبى هاست .
دعا سبب خودسازى ، خود شناسى و خداشناسيست . دعا وسيله ى دفع آسيب ها و حوادث ناگوار، سپرى محكم در برابر مصيبت ها، بلاها و گرفتارى ها، تحقق بخشنده ى شرايط قبولى اعمال و سبب شمول رحمت حق است .
دعا مولد صفت توكل و التجا به مبداء قدرت اوست ؛ مبدئى كه بر همه چيز مسلط، و در همه موجودات متصرف مى باشد.
اگر شرايط خاص دعا در نظر گرفته شود، دعا و نيايش وسيله ى مؤ ثريست براى خودسازى ، و پيوند نزديكيست ميان انسان و خدا. دعا هم وسيله يست براى شناخت پروردگار و صفات جمال و كمال او، هم وسيله يى باى توبه از گناه و پاكسازى روح ، هم عاملى براى انجام نيكى ها و خوبى ها، و هم سببيست براى جهاد و تلاش و كوشش بيشتر، تا آخرين حد توان . اصولا در زندگى انسان حوادثى رخ مى دهد، كه از نظر اسباب ظاهرى ، او را در ياءس فرو مى برد. دعا مى تواند دريچه يى باشد به سوى اميد پيروزى ، و وسيله ى مؤ ثرى براى مبارزه با ياءس و نااميدى .
فضيلت دعا و نيايش از ديدگاه قرآن
و اذا ساءلك عبادى نى فانى قريب اءجيب دعوة الداع دعان فليستجيبوا لى و ليومنوا فى لعلهم يرشدون . (46)
چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو پرسند، بگو: من نزديكم ؛ نزديك تر از آنچه تصور كنيد؛ نزديك تر از شما به خودتان ، و نزديك تر از شريان گردن هايتان . چنان كه در جاى ديگر مى خوانيم : نحن اءقرب اليه من حبل الوريد. (47) يعنى : من دعاى دعا كننده را به هنگامى كه مرا مى خواند، اجابت مى كنم . بنابراين بايد بندگان من دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند، باشد كه راه خود را پيدا كنند و به مقصد برسند.
در اين آيه ى شريفه هشت مطلب درباره ى دعا نهفته است :
1. در اين آيه ى كوتاه ، ضميرها به صورت متكلم آمده و خداوند هفت مرتبه به ذات پاك خود اشاره كرده ، و از اين راه ، هفت بار نهايت پيوستگى و قرب و ارتباط و محبت خود را نسبت به بندگان مجسم ساخته است ؛ و اين نكته در هيچ جاى قرآن نيست .
2. فرموده عبادى و نفرموده الناس ؛ يعنى وقتى بندگان من از تو بپرسند، نه همه مردم .
3. واسطه نياورده و نفرموده فانه قريب (پس به درستى كه او نزديك است .) بلكه فرموده : فانى قريب (پس بدرستى كه من نزديكم .)
4. خداوند نزديكى خويش به بندگان را با ان تاءكيد مى كند؛ يعنى بدانيد كه حتما من نزديكم .
5. قرب را با فعل نياورده ، بلكه با صفت آورده است ، تا ثبوت و هميشگى قرب را بيان فرمايد.
6. اءجيب را با فعل آورده ، تا نشان دهد، همواره و در هر حال و در تمام زمان ها دعايتان را اجابت مى كنم .
7. جواب را به اذا دعان مقيد فرمود: وقتى مرا بخوانند. و اين تكرار است ، زيرا قبلا فرمود: دعوة الداع (درخواست دعا كننده را استجابت مى كنم .) نكته ى اين تاءكيد و تكرار اين است كه مى خواهد بفرمايد: اگر از روى حق و حقيقت مرا بخواند، بدون هيچ شرطى اجابت را به همراه دارد. (48)
8. اجابت دعا مطلق و بى قيد و شرط نيست ، بلكه مقيد است ؛ چون فرمود: فليستجيبوا لى و ليؤ منوا بى .
و منهم من يقول ربنا اتنا فى الدنيا حسنة و فى الاخرة حسنة و قنا عذاب النار . (49)
و بعضى مى گويند: پروردگارا! به ما در دنيا و آخرت نيكى عطا كن و ما را از آتش دوزخ نگه دار!
در آيه شريفه درباره ى دعا هفت مطلب مطرح شده است :
1. برخى از مردم اعتقاد ندارند و آن را عملى لغو و بيهوده مى پندارند.
2. شروع كردن دعا با ربنا به استجابت نزديك تر است .
3. دعاى اجتماعى مؤ ثرتر از دعاى انفراديست .
4. درخواست سبب اعطا و نزول بركات و رحمت الهيست ، همان طور كه ابر سبب نزول باران است .
5. طلب سعادت و خوشبختى در دنيا و آخرت از خداوند.
6. در دعا بايد اميد و پناهگاه انسان فقط خداوند باشد و از ديگران به طور كلى قطع اميد كرد.
7. دعا سبب دورى از آتش دوزخ و جهنم است .
فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم الى البر اذاهم يشركون . (50)
هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند، خدا را اخلاص كامل مى خوانند و غير او از نظرشان محو و نابود مى شود، اما هنگامى كه آنها را از طوفان و گرداب رهايى مى بخشد و به خشكى مى رساند، باز مشرك مى شوند.
نكاتى كه در اين آيه ى شريفه مطرح است ، عبارتند از:
1. دعا يك فضيلت است .
2. ذات آدمى با خدا پيوند ناگسستنى دارد، و خدا آشناست .
3. دعا و نيايش امرى فطريست .
4. انسان در هنگامه ى سختى ها و رنج ها به قدرت لايزال الهى پى مى برد و از او استمداد مى جويد.
5. انسان در هر حال (چه سختى و چه آسايش ) بايد به ياد خدا باشد.
6. حل مشكلات تنها به دست خداست ، لذا بايد از مردم قطع اميد كرد و به او پناه برد.
7. ارزش و شخصيت آدمى به دعاست ، و ترك آن مساوى با شرك و نابوديست .
و قال ربكم ادعونى اءستجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيد خلون جهنم داخرين . (51)
پروردگار شما گفته است كه : مرا بخوانيد، تا دعاى شما را اجابت كنم . كسانى كه از عبادت من استكبار مى ورزند، به زودى با ذلت و خوارى وارد دوزخ مى شوند.
در اين آيه ى شريفه درباره ى دعا پنج مطلب مطرح شده است :
1. دعا كردن محبوب خداست . او فرمان مى دهد كه دعا كنيد و اهل مناجات و راز و نياز باشيد.
2. بعد از دعا وعده ى اجابت داده شده است ، ولى مى دانيم اين وعده ، مشروط است ، نه مطلق .
3. دعا عبارت است و پاداش عبارت را دارد، و از نشانه هاى عبوديت و بندگيست ؛ بلكه مطابق پاره يى از روايات ، دعا بهترين عبادت است .
4. دورى كنندگان از دعا و نيايش ، مستكبرند و در صف مستكبران و خودكامگان هستند.
5. آنان كه اهل دعا و مناجات و راز و نياز نيستند، عذاب خواركننده ى دوزخ در كمينشان است .
يسئله من فى السموات و الارض كل يوم هو فى شاءن . (52)
تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند، همواره نيازهاى خود را از او مى خواهند و از وى سؤ ال مى كنند. هر روز خداوند در شاءن و كاريست .
نكاتى از اين آيه استفاده مى شود:
1. اين آيه نياز مستمر ما را به ذات پاك او روشن مى كند.
2. پرده هاى ياءس و نااميدى را از دل كنار مى زند، و چراغ اميد را روشن مى سازد.
3. غرور و غفلت را در هم مى شكند.
قل ما يعقبؤ بكم ربى لولا دعاؤ كم فقد كذبتم فسوف يكون الزاما . (53)
اى رسول ! به امت بگو: پروردگار من براى شما اجرى قايل نيست ، اگر دعاى شما نباشد. شما آيات خدا و پيامبران را تكذيب كرديد، و اين تكذيب ، دامان شما را خواهد گرفت و از شما جدا نخواهد شد.
بنابراين آنچه در پيشگاه خدا به انسان ارزش و قيمت و شخصيت مى دهد، همان ايمان و توجه به پروردگار و بندگى اوست .
و يستجيب الذين امنوا و عملوا الصالحات و يزيدهم من فضله و الكفرون لهم عذاب شديد . (54)
خداوند درخواست كسانى را كه ايمان آورده و عمل صالح انجام داده اند، اجابت مى كند، بلكه از فضل و كرم خود بر ثواب آنها مى افزايد و حتى مطالبى را كه درخواست نكرده ايد، به آنها مى بخشد؛ اما براى كافران عذابى سخت خواهد بود.
نكاتى در آيه مطرح شده است :
1. خداوند وعده ى اجابت دعا را داده ، و هيچ دعايى بى تاءثير نخواهد بود.
2. اجابت دعا بى قيد و شرط نيست ، بلكه مشروط به ايمان و عمل صالح است .
3. دعا عمل خير به شمار آمده ، و انسان را به مقامات عالى صعود مى دهد.
4. دعا نتيجه و مطلوب را به همراه دارد؛ بايد طلب كرد، تا رحمت و لطف خدا برسد.
5. دورى كنندگان از دعا، مستكبرند، و بر ايشان عذابى سخت مهياست .
يا ايها الناس اءنتم الفقراء الى الله و الله هو الغنى الحميد . (55)
اى مردم ! همه شما به خدا نيازمند هستيد؛ تنها خداوند است كه از هر كس و هر چيزى بى نياز و ستوده است .
نكاتى كه در آيه ى شريفه مطرح شده است ، عبارتند از:
1. ذات پاك الله مستجمع جميع صفات كماليه است .
2. غناى مطلق ، براى خدا، و فقر مطلق ، متعلق به انسان است .
3. شناخت و آگاهى انسان از فقر مطلق و نيازمندى همه جانبه اش و از غناى مطلق و بى نيازى خداوند، باعث نجات از رذايل اخلاقى و آراسته شدن به فضايل و مكارم اخلاقى مى گردد.
4. انسان ها نيازمند او هستند، نه غير او؛ لذا هرگز نبايد سر تعظيم و تسليم بر آستان غير او بگذارند و رفع نيازمندى خود را از غير او بخواهند، چون آنها نيز مانند خودش نيازمند و محتاجند.
5. اگر ارتباط انسان با خداوند لحظه يى قطع شود، هيچ و پوچ است . امام سجاد (ع ) در اين زمينه فرمود: خداوند! به اندازه ى يك چشم بر هم زدن ، مرا به حال خود وامگذار.
6. خداوند هم غنيست و هم حميد؛ يعنى در عين بى نيازى ، آن قدر بخشنده و مهربان است ، كه شايسته ى هر گونه حمد و سپاسگزاريست ، و در عين بخشندگى و بنده نوازى ، از همگان بى نياز مى باشد.
7. با اينكه فقر در عالم هستى جنبه ى عمومى دارد، به دو دليل در اين آيه تنها سخن از انسان ها و نياز آنان به خدا مطرح شده :
1. اگر انسان كه اشرف مخلوقات و خليفه ى خدا در اين جهان است ، سراپا نيازمند اوست ، بالطبع ، وضعيت بقيه ى موجودات روشن است ؛ و به تعبير ديگر، بقيه ى موجودات نيز در علت فقر، كه همان امكان وجود است ، با انسان شريكند.
2. هدف اين بوده كه انسان از مركب غرور پياده شود، و در همه حال چيز و همه جا به نيازش نسبت خدا توجه كند.
وءاتئكم من كل ساءلتموه ان تعدوا نعمت الله لاتحصوها ان الانسان لظلوم كفار . (56)
و از انواع نعمت هايى كه از او درخواست كرديد، خداوند به شما اعطا فرمود، كه اگر نعمت هاى بى انتهاى خدا را بخواهيد به شماره در آوريد، هرگز حساب آن نتوانيد كرد. با همه ى اينها، انسان سخت ستمگر است .
نكاتى كه در آيه ى شريفه مطرح شده ، عبارتند از:
1. هر چه را از خدا بخواهيم ، به ما نمى دهد؛ چون خداوند حكيم است و از روى مصلحت كار مى كند. و به تقاضاى نامعقول انسان پاسخ مثبت نمى دهد.
2. سؤ ال در جمله ى ماساءلتموه هم سؤ ال به زبان قال را شامل است و هم زبان حال را. (57)
3. نعمت هاى خدا بى انتها و نامحدود است . دعا و مناجات از بهترين آن نعمت هاست .
4. دعا و نيايش يكى از راه هاى سپاسگزارى و تشكر از نعمت هاى خداوند است .
و اءيوب اذنادى ربه اءنى مسنى الضر و انت اءرحم الراحمين فاستجبناله فكشفنا ما به من ضر و آتينا اءهله و مثلهم معهم رحمة من عندنا و ذكرى للعابدين . (58)
به ياد آور ايوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت : ناراحتى ، درد، بيمارى ، مشكلات و گرفتارى به من روى آورده است ؛ و تو ارحم الرحمينى . پس ما دعاى او را مستجاب كرديم و درد و رنجش را برطرف ساختيم ، و به لطف و رحمت خود، اهل و فرزندانش را با عده يى ديگر به مثل آنها به او عطا كرديم ، تا اهل عبادت ، متذكر لطف و احسان ما شوند.
در اين آيه ى شريفه چند مطلب مطرح شده است :
1. تكيه گاه و پناهگاه انسان در هر حال بايد خداوند باشد، چون حل مشكلات تنها به دست اوست .
2. در همه حال (چه سختى و چه راحتى ) بايد به درگاه خدا دعا كرد.
3. دعا هم دفع كننده ى بلاست ، و هم رفع كننده .
4. دعا سبب اعطاست ؛ همان طور كه اگر ابر نباشد، بارانى نخواهد بود.
5. خداوند دعاى مضطر را اجابت مى كند.
قال قد اءجيبت دعوتكما فاستقيما و لاتتبعان سبيل الذين لايعلمون . (59)
خداوند به موسى و برادرش هارون خطاب كرد: اكنون شما آماده ى تربيت و سازندگى جمعيت بنى اسرائيل شده ايد، دعايتان نسبت به دشمنانتان اجابت شده ؛ پس محكم در راه خود بايستيد و ثابت قدم باشيد و از انبوه مشكلات نهراسيد و در كار خود جدى و قاطع باشيد و هرگز در برابر پيشنهادهاى افراد نادان و از خدا بى خبر تسليم نشويد و از راه جاهلان نرويد، بلكه با شناخت و آگاهى كامل برنامه هاى انقلابى خود را ادامه دهيد.
نكات اين آيه :
1. تحقق دعا، غير از آن اوقات ممكن است دعاى بنده يى مستجاب شود، ولى به علل و عواملى لباس تحقق نپوشد.
2. دعا جاى كار و كوشش را نمى گيرد.
رب السجن اءحب الى مماتد عوتنى اليه و الا تصرف عنى كيدهن اءصب اليهن و اءكن من الجاهلين . (60)
پروردگار من ! زندان برايم بهتر است از آن گناهى كه مرا به آن دعوت مى كنند. اگر مكر و حيله ى اينها را از من دور نكنى ، به سويشان ميل پيدا خواهم كرد و از گروه جاهلان مى شوم .
و لاتفسدوا فى الاءرض بعد اصلحها و ادعوه خوفا و طمعا ان رحمت الله قريب من المحسنين . (61)
هرگز در زمين به فساد و تباهكارى برنخيزيد، بعد از آنكه اصلاح شده است . و خدا را با بيم و اميد بخوانيد، زيرا لطف و رحمت او به نيكوكاران نزديك است .
قل من ينجيكم من ظلمات البر و البحر تدعونه ، تضرعا و خفيفة لئن اءنجينا من هذه لنكونن من الشكرين – قل الله ينجيكم منها و من كل كرب ثم اءنتم تشركون . (62)
بگو اى پيغمبر! چه كسى شما را از تاريكى ها و سختى هاى بيابان و دريا نجات مى دهى ؟ گاهى كه او را به تضرع (آشكارا) و زارى (پنهانى ) مى خوانيد كه : اگر ما را از اين مهلكه نجات داد، هميشه شكرگزار او هستيم . بگو: خداست كه شما را از آن سختى ها نجات مى دهم و از هر هم و غم مى رهاند. باز هم به او شرك مى آوريد.
فضيلت دعا و تشويق بر آن از ديدگاه روايات
احاديث و روايات متعددى كه از پيامبر اكرم (ص ) و ساير پيشوايان اسلام نقل شده است ، اهميت ، ارزش و ضرورت دعا و نيايش و درخواست مشكلات را از حضرت حق نشان مى دهد.
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : الدعاء جند من اءجناد الله مجند يرد القضاء بعد اءن يبرم . (63)
رسول خدا (ص ) فرمود: دعا سپاهى از سپاهيان مجهز خداوند است و به اندازه يى قدرت دارد، كه قضاى محتوم را دفع مى كند.
و نيز آن حضرت فرمود: و قال الدعاء سلاح المؤ من . (64) يعنى : دعا اسلحه ى مؤ من است .
و قال : الدعاء عمود الدين . (65) يعنى : دعا ستون دين است .
و قال : اءفضل العبادة الدعاء. (66) يعنى : برترين عبادت دعاست .
و قال : الدعاء مخ العبادة . (67) يعنى : دعا مغز و روح عبادت است .
و قال : الدعاء هو العبادة . (68) يعنى : دعا همان عبادت است .
و قال : الدعاء مفتاح الرحمة و الوضوء مفتاح الصلاة و الصلاة مفتاح الجنة . (69) يعنى : دعا كليد رحمت ، وضو كليد نماز، و نماز كليد بهشت است .
و قال : الداعى و المؤ من فى الاجر شريكان و القارى و المستمع فى الاءجر شريكان و العالم و المتعلم فى الاءجر شريكان . (70)
آن كه دعا مى كند و آن كه آمين مى گويد، در پاداش شريكند؛ قارى و مستمع نيز در پاداش دانشمند و دانش آموز هم در پاداش شريكند.
و قال الدعاء ينفع مما نزل و مما لم ينزل فعليكم عبادالله بالدعاء .(71)
دعا درباره ى آنچه فرود آمده و آنچه نيامده ، مفيد است . بندگان خدا! از دعا غافل نشويد.
و قال : ان اءعجز الناس من عجز عن الدعاء . (72)
عاجزترين مردم كسيست كه از دعا كردن عاجز و ناتوان باشد.
و قال : ليس شى ء اكرم عندالله من الدعاء . (73)
هيچ چيز نزد خدا گرامى تر از دعا نيست .
عن اءبى عبدالله (ع ) – فى رسالة طويلة – قال : و عليكم بالدعاء فان المسلمين لم يدركوانجاح الحوائج عند ربهم باءفضل من الدعاء و الرغبة اليه و التضرع الى الله و المساءلة فاءرغبوا فيما رغبكم الله فيه و اءجيبوا الله الى ما دعاكم لتفلحوا و تنجحوا من عذاب الله . (74)
امام صادق (ع ) در ضمن نامه يى طولانى ، به شيعيانش مى نويسد: بر شما باد به دعا كردن ؛ چون مسلمانان براى اينكه خداوند حوايج آنان را برآورد، راهى بهتر از دعا سراغ ندارند؛ و در مقام اظهار رغبت و اشتياق به لطف و مرحمت پروردگار، كمال ذلت و خوارى را انجام دهند. بنابراين به رغبت و اشتياق آييد، در آنچه كه خداوند شما را ترغيب و تشويق كرده است ، و خواسته ى خدا را كه دعا كردن باشد، انجام دهيد، تا رستگار شده و از عذاب او رهايى يابيد.
من كتاب معاوية بن عمار قال : قلت له : رجلان دخلا المسجد جميعا افتتحا الصلاة فى ساعة واحدة فتلا هذا من القرآن و كانت تلاوته اكثر من دعائه و دعا هذا و كان دعاؤ ه اكثر من تلاوته ثم انصرفا فى ساعة واحدة اءيها اءفضل ؟ قال : كل فيه فضل كل حسن قال : قلت : انى قد عملت اءن كلا حسن و ان كلا فيه فضل قال : فقال : الدعاء اءفضل اءما سمعت قول الله تعالى : ادعونى استجب لكم ان الذين يستكبرون عن عبادتى سيد خلون جهنم داخرين و هى و الله اءفضل هى والله اءفضل هى والله اءفضل اءليس هى العبادة اءليست اءشد هى و الله اشد هى والله اءشد هى والله اشد ثلاث مرات .
از كتاب معاوية بن عمار چنين نقل شده كه مى گويد: به امام صادق (ع ) گفتم : دو نفر با هم وارد مسجد شدند و در يك وقت شروع به نماز خواندن كرده و همزمان از نماز فارغ شدند. با اين تفاوت كه يكى قرآن زياد خواند و كم دعا كرد، و ديگرى بر عكس ، كم قرآن خواند و زياد دعا كرد. عمل كداميك از اين دو بهتر است ؟ فرمود: كار هر دو خوب است ؛ عمل هر دو شايسته است . معاويه مى گويد: گفتم : من مى دانم هر دو كار شايسته است ، مى خواهم بدانم كداميك بهتر است . فرمود: دعا بهتر و برتر است . مگر سخن خداوند متعال را نشنيده اى كه مى فرمايد: دعا كنيد، تا مستجاب كنم . همانا كسانى كه از عبادت من سرپيچى كنند، به زودى با ذلت وارد دوزخ خواهند شد. والله ! دعا افضل و برتر است . والله ! دعا افضل و برتر است . والله ! دعا برتر است . مگر دعا عبادت نيست ؟ مگر دعا سخت تر و استوارتر است ؟ والله ! دعا سخت و استوارتر است . والله ! دعا سخت و استوارتر است . والله ! دعا سخت و استوارتر است .
عن سليمان بن عثمان بن الاسواد قال : قال رسول الله : يدخل الجنة رجلان كانا يعملان عملا واحدا اءفيرى اءحدهما صاحبه فوقه فيقول : يا رب بما اءعطيته و كان عملنا واحدا؟ فيقول الله تعالى : ساءلنى و لم تساءلنى ثم قال : اساءلوا الله و اءجزلوا فان الله يتعاظمه شى ء . (75)
سليمان بن عثمان مى گويد پيامبر اكرم (ص ) فرمود: دو نفر كه اعمال و عباداتشان يكسان و يكنواخت است ، وارد بهشت مى شوند، ولى يكى از آن دو رفيقش را از نظر مقام و مرتبه بالاتر از خود مى بيند. آن گاه مى پرسد: خدايا! چه شد با آنكه عملمان يكسان بود، او را برتر و بالاتر قرار دادى ؟ خداوند فرمايد: او از من در خواست كرد، و تو نخواستى . سپس پيامبر (ص ) فرمود: دعا كنيد، و چيزهاى مهم و بزرگ از خداوند بخواهيد؛ چون هيچ چيز در برابر عظمت خدا مهم و بزرگ نيست .
عن عمرو بن جميع عن اءبى عبدالله (ع ) قال : من لم يساءل الله عزوجل افتقر . (76)
عمرو بن جميع از امام صادق (ع ) روايت مى كند كه ، آن حضرت فرمود: هر كسى كه از خدا چيزى نخواهد، فقير و نيازمند خواهد شد.
عن ابى عبدالله (ع ) قال : قال امير المؤ منين (ع ) اءحب الاعمال الى الله عزوجل فى الارض الدعاء و افضل العبادة العفاف قال : و كان امير المؤ نين رجلا دعاه . (77)
امام صادق (ع ) فرمود: امير المؤ منين (ع ) مى فرمايد: محبوب ترين كارها در روى زمين براى خدا عزوجل ، دعا است ، و بهترين عبادت ، پرهيزكارى و پارسايست . امير المؤ منين (ع ) مردى بود كه بسيار دعا مى كرد.
عن ميسربن عبد العزيز عن ابى عبدالله (ع ) قال : قال لى : يا ميسر اءدع و لا تقل ؛ ان الاءمر قد فرغ منه ان عندالله عزوجل منزلة لاتنال الا بمسالة ولو اءن عبدا سد فاه و لم يسئل لم يعط شيئا فاسئل تعط انه ليس من باب يقرع الا يوشك اءن يفتح لصاحبه . (78)
ميسر بن عبدالعزيز مى گويد: امام صادق (ع ) به من فرمود: اى ميسر! دعا كن ، و نگو كه كار گذشته است و آنچه مقدر شده ، همان شود (و دعا اثرى ندارد) همانا نزد خداوند مقاميست كه نمى توان به آن رسيد، جز با دعا و تقاضا. اگر بنده يى دهان خود را از دعا فرو بندد و چيزى درخواست نكند، چيزى به او داده نخواهد شد. پس از خداوند درخواست كن ، تا به تو عطا شود؛ چون هر درى را زياد بكوبيد، سرانجام گشوده خواهد شد.
عن حنان ابى سدير عن اءبيه قال : قلت لاءبى جعفر (ع ): اءى العبادة اءفضل ؟ ما من شى ء اءفضل عندالله من اءن يسئل و يطلب مما عنده و ما احد اءبغض الى الله عزوجل ممن يستكبر عن عبادته و لايسئل ما عنده . (79)
سدير مى گويد: به امام باقر (ع ) عرض كردم : كدام عبادت بهتر است ؟ فرمود: چيزى نزد خداوند عزوجل افضل و بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود، و از آنچه نزد اوست بخواهند؛ و هيچ كس نزد خداوند از كسانى كه از عبادت او تكبر مى ورزند و از مواهب او تقاضا نمى كنند. مبغوض تر و منفورتر نيست .
عن سيف التمار قال : سمعت ابا عبدالله (ع ) يقول : عليكم بالدعاء فانكم لاتقربون بمثله و لاتثركوا صغيرها اءن تدعوا بها ان صاحب الصغار هو صاحب الكبار . (80)
سيف تمار مى گويد: از امام صادق (ع ) شنيدم كه مى فرمود: بر شما باد به دعا؛ زيرا هيچ چيز مانند دعا شما را به خداوند نزديك نمى كند. هيچ حاجت كوچكى را به خاطر كوچكى اش رها نكنيد، از اينكه براى آن به درگاه خداوند دعا كنيد؛ زيرا آن كس كه حوايج كوچك به دست اوست ، همان كسيست كه حوايج بزرگ در اختيار اوست ..
سخن امام على (ع ) در نهج البلاغه درباره ى دعا
و اعلم اءن الذى بيده خزائن السموات و الارض فيه اءذن لك فى الدعاء و تكفل لك بالا جاجة و اءمرك اءن تساءله ليعطيك و تسترحمه ليرحمك و لم يسجعل بينك و بينه من يحجبه عنك و لم يلجئك الى من يشفع لك اليه و لم يمنعك ان اءسات من التوبة و لم يعا جلك بالنقمه و لم يفضحك حيث الفضيحة بك اءولى .
بدان ، خداوندى كه خزاين آسمان ها و زمين به دست اوست ، به تو رخصت و اجازه ى دعا داده ، و خود اجابت آن را بر عهده گرفته است ، و به تو امر كرد كه از او بخواهى ، تا عطايت كند، و از او رحمت و مهربانى بطلبى ، تا مهربانى ات كند، و بين تو و خود هيچ كس را حجاب و مانع قرار نداد؛ تو را ناچار نگردانيده كه در نزد او شفيع و ميانجى ببرى . و اگر مرتكب گناهى شدى ، در توبه را به رويت نبست و در كيفر گناهت شتاب نكرد، و آنجا كه شايسته ى رسوايى بودى ، رسوايت نساخت .
و لم يشدد عليك فى قبول الانابة و لم يناقشك بالجريمة و لم يؤ يسك من الرحمة بل جعل نزعك عن الذنب حسنة و حسب سيئتك واحدة و حسب حسنتك عشرا و فتح لك باب المتاب و الاءستعتاب فاذا ناديته سمع نداءك و اذا ناجيته علم نجواك قاءفضيت اليه بحاجتك و اءبثثته ذات نفسك و شكوت اليه همومك و استكشفته كربك ، واستغنته ، على اءمورك و ساءلته من خزائن و ساءلته من خزائن رحمته مالا يقدر على اعطائه غيره من زيادة الاعمار و صحة الا بدان وسعة الارزاق .
و در قبول توبه و بازگشت بر تو سخت نگرفت ، و به سبب گناهى كه از تو سرزده ، به تنگنايت نيفكند و از رحمت خود نااميدت نساخت ؛ بلكه روى گردانيدن تو را از گناه ، حسنه و كار نيك شمرد، و گناهت را يك بار كيفر و كار نيكت را ده بار جزا دهد و در توبه را به رويت گشود. پس هر وقت او را بخوانى ، صدايت را مى شنود، و هرگاه با او راز و نياز و مناجات كنى ، راز دلت را مى داند؛ پس حاجت و درخواست خود را به سوى او ببر و راز دلت را نزد او بگشاى و از اندوهايت به او شكايت و درد دل كن و از او چاره اى گرفتارى هايت را بخواه و در كارهايت از او يارى بجوى و از خزاين رحمت او چيزى بخواه ، كه غير او را توان بخشيدنش نيست ، از قبيل : افزودنى در عمر، سلامت جسم و گشايش در روزى .
ثم جعل فى يدك مفاتيح خزائنه بما اءذن لك فيه من مساءلته فمتى شئت استفتحت بالدعاء اءبواب نعمته و استمطرت شابيب رحمته فلا يقنطنك ابطاء اجابته فان العطية على قدر النبية و ربما اءخرت عنك الاجاحة ليكون ذلك اءعظم لاءجر السائل و اءجزل لعطاء الامل و ربما و ساءلت الشى فلا تؤ تاه و اوتيت خيرا عاجلااو آجلا اءو صرف عنك لما هو خير لك فلرب اءمر قد طلبته فيه هلاك دينك او اءو تيته فلتكن مساءلتك فيما يبقى لك جماله و ينفى عنك وباله فما لمال لايبقى لك و لاتبقى له .
خداوند كليدهاى خزاين خود را در دستانت نهاده است ؛ زيرا به تو رخصت و اجازه داده كه از او بخواهى ، و هر زمانى كه بخواهى ، درهاى نعمتش را به دعا بگشايى و ريزش باران رحمتش را طلب كنى . اگر دعايت را دير اجابت فرمود، نااميد مشو؛ زيرا بخشش و عطاى او به اندازه ى نيت و تصميم است . چه بسا در اجابت تاءخير روا دارد، تا پاداش سؤ ال كننده بزرگ تر و عطاى آرزومند افزون تر گردد. چه بسا چيزى را خواسته اى و آن را به تو نداده اند، ولى بهتر از آن را در اين جهان يا در آن جهان به تو مى دهند، يا صلاح تو در اين بوده كه آن را از دريغ دارند. چه بسا چيزى را از خداوند مى طلبى ، كه اگر به تو داده شود، تباهى دينت در آن است . پس همواره چيزى را از خداوند بخواه ، كه نيكى آن برايت بر جاى ماند و رنج و مشقتش ‍ از تو دور باشد؛ نه مال براى تو باقى مى ماند، و نه تو براى مال باقى مى مانى .
سخن امام خمينى درباره دعا
تمام عبادات وسيله است . تمام ادعيه وسيله است . همه وسيله ها براى اين است كه انسان لبابش ظاهر بشود آنكه بالقوه است و لب انسان است به فعليت برسد، و انسان بشود؛ انسان بالقوه ، انسان بالفعل ، انسان طبيعى ، انسان الهى بشود، به طورى كه همه چيزش الهى شود؛ هر چه مى بيند، حق ببيند. انبيا هم براى همين آمده اند.
مردم را نبايد از دعا جدا كرد. نبايد گفت حالا كه ما رسيديم كه قرآن را مى خواهيم بخوانيم ، پس دعا هيچ . خير! مردم بايد با دعا، به خدا انس پيدا كنند. آنها كه انس به خدا دارند، دنيا در نظر آنها اين طور جلوه ندارد؛ كسانى هستند كه براى خودشان ارزش شمشير زدند، كسانى كه همين ادعيه را مى خواندند و همين حالات را داشتند، آنان براى خدا شمشير مى زدند. نبايد مردم را از اين بركاتى كه هست ، جدا كرد. قرآن و دعا از هم جدا نيستند؛ مثل اينكه پيغمبر هم از قرآن جدا نيست .
… قرآن هم به آن قدرى كه وارد شده است ، مثل سفره ييست كه هر كس به اندازه ى خودش بايد از آن استفاده كند. براى يك دسته نيست ، براى همه است ، مال همه مردم است ؛ همه مردم بايد از آن استفاده كنند، هر كس به اندازه ى خودش . ادعيه هم همين طور است ؛ ادعيه ى ائمه (عليهم السلام ). اين قدر معارف در ادعيه هست . ادعيه لسان قرآن مى باشد.
دعاها شارح قرآن هستند، راجع به مسائلى كه ديگران دستشان به آنها نمى رسد؛ ائمه ى طاهرين بسيارى از مسائل را با لسان ادعيه بيان فرموده اند. لسان ادعيه با لسان هاى ديگرى كه آن برگواران داشتند و احكام را بيان مى فرمودند، خيلى فرق دارد. اكثر مسائل روحانى ، مسائل ماوراى طبيعت و آنچه را كه مربوط به معرفة الله است ، با لسان ادعيه بيان فرموده اند. ولى ما ادعيه را تا آخر مى خوانيم ، و متاءسفانه به اين معانى توجه نداريم . (81)
… همين دعاها، همين توجهات به خدا، انسان را به مبداء غيبى متوجه مى كند، و نه تنها مانع فعاليت نمى شود، بلكه فعاليت هم مى آورد؛ فعاليتى كه براى خودش نيست ، براى بندگان خداست ، و مى فهمد كه فعاليت براى بندگان خدا، خدمت به خداست .
اينهايى كه از كتب ادعيه انتقاد مى كنند، براى اين است كه نمى دانند اين كتب ادعيه چه طور انسان مى سازد؛ نمى دانند اين دعاهايى كه از ائمه وارد شده ، مثل : مناجات شعبانيه ، دعاى كميل ، دعاى عرفه ، سمات و غيره ، چه جور انسان درست مى كنند… آنها كه براى دور كردن مردم از ادعيه ، كتب دعا را آتش مى زدند و روزى را براى آتش سوزى كتاب عرفانى و دعا داشتند، نمى فهميدند دعا يعنى چه ؛ تاءثير دعا را در نفوس انسان نمى دانستند؛ نمى دانستند كه همه خيرات و بركات از همين دعا خواندن هاست . (82)
و از هين روست كه مى بينيم حضرت امام در آغاز تبعيد به تركيه ، در يكى از اولين نامه هايى كه براى خانواده ى خود كه در ايران بودند، نوشت ، از آنها خواست كتاب مفاتيح و صحيفه ى سجاديه برايش بفرستند، و هيچ گاه از اين امر همچون ساير ابعاد اسلام غافل نبوده است . (83)
و نيز يكى از اساتيد معروف اخلاق حوزه ى علميه ى قم فرمودند: هنگامى كه امام خمينى در فرانسه بودند، سه نامه به سه نفر از علماى قم نوشتند و فرمودند: انقلاب ما نياز به دعا دارد. براى پيروزى انقلاب دعا كنيد!
علامه امينى (رحمة الله ) مى گويد: اسلام براى مسلمانان مدرسه يى تاءسيس ‍ كرده است ، كه در اين مدرسه دو لنگه ى آن در عالم لنگه ندارد: يكى دعا، و ديگرى زيارت .
درخواست توفيق دعا
انسان در انجام كارهاى خير، نياز به عنايت و توفيق از جانب خداوند بزرگ دارد، و تا توفيق خدايى شامل حال او نشود، به انجام كارهاى خداپسندانه موفق نخواهد شد. بر اين اساس ، به خاطر موفقيت در برنامه ها و رسيده به اهداف عالى ، لازم است از خداوند درخواست كنيم به ما توفيق دعا عنايت نمايد، تا رسيدن به هدف هاى مهم و ارزنده براى ما امكان پذير و آسان شود.
قال رسول الله (ص ): كسى كه به دعا توفيق يابد، بدبختى ندارد. وقتى خدا توفيق خود را براى دعا فراهم نموده ، علامت آن است كه درهاى رحمت را به روى او گشوده است . امام جواد (ع ) مى فرمايد:
(84)
المؤ من يحتاج الى توفيق من الله و واعظ من نفسه و قبول ممن ينصحه . (85)
انسان مؤ من به سه چيز محتاج است :
1. توفيقى كه از جانب خداوند به دست آورد.
2. از طريق نفس خويش ، موعظه گر خود باشد.
3. نسبت به كسى كه او را نصيحت مى كند، حالت قبول و پذيرش داشته باشد.
بنابراين ، توفيقى الهى يكى از نيازهاى هر فرد مؤ من است ، تا به كمك آن ، به تصميم و اراده ى خود جامه ى عمل بپوشاند؛ لذا بايد از خداوند بزرگ درخواست توفيق نماييم ، تا ما نيز از توفيقات الهى كه نصيب مردان خدا شده است ، بهره مند شويم . در دعاهاى بسيارى به اين مساءله (توفيق ) اشاره شده است :
1. در دعاى پس از نماز جعفر طيار (ع ) مى خوانيم :
اللهم انى اءسالك توفيق اهل الهدى و اعمال اهل التقوى . (86)
خدايا! از تو توفيق اهل هدايت و رفتار اهل تقوا را درخواست مى كنم .
2. از امام حسن عسكرى (ع ) در تفسير قول خداوند (صراط الذين انعمت عليهم ) نقل شده كه فرمودند:
قولوا اهدنا الصراط الذين انعمت عليهم بالتوفيق لدينك و طاعتك (87)
بگوييد: ما را به راه آنان كه نعمت بر آنها بخشيده اى ، به وسيله ى توفيق براى قبول دين تو و اطاعت تو هدايت فرما!
خلاصه اينكه ، يكى از راه هاى كسب توفيق (دعا) خواستن از خداوند است . بايد از صميم دل دست به دعا برداشت و از پروردگار مهربان و درخواست موفقيت براى رسيدن به مقاصد عالى را كرد. توجه داشته باشيد پس از آنكه توفيق دعا پيدا شد، بايد دست به تلاش و كوشش زد، وگرنه دعاى شما نوعى استهزا و تمسخر به شمار مى آيد.
حضرت رضا (ع ) مى فرمايند:
من ساءله التوفيق و لم يتهجد فقد استهزء بنفسه . (88)
كسى كه از خداوند داشتن توفيق را مساءلت نمايد، ولى كوشش نكند، خود را به تمسخر گرفته است .
دعا و نيايش امرى فطريست
دعا و نيايش امرى فطرى است و اجتناب ناپذير است ؛ يعنى مسلمانان و غيرمسلمان هنگام سختى ها و مشكلات در درون خود قدرتى را حس ‍ مى كند، كه آن قدرت مى تواند مشكل با مشكلاتش را حل نمايد.
فاذا ركبوا فى الفلك دعوا الله له الدين فلما نجيهم الى البر اذا هم يشركون . (89)
هنگامى كه بر كشتى سوار مى شوند، خدا را با توجه و اخلاص كامل مى خوانند و غير او در نظرشان محو مى شود، اما هنگامى كه آنها را از طوفان و گرداب نجات و رهايى مى بخشد و به ساحل و خشكى مى رساند، باز مشرك مى شوند.
در سالنامه ى نور دانش (سال 1342، ص 52) آمده است كه :
بعد از غرق شدن كشتى پنتانيك ، يكى از مسافران كشتى ديگر مى گويد: در آن كشتى به افرادى منكر برخوردم ، كه در همين باب سخن مى گفتند. ناگهان ! از هر دو طرف كاپيتان گزارش دادند چند كوه يخى بر سر راه قرار گرفته ؛ و چون مسافران ماجراى كشتى پنتانيك را شنيده بودند. براى دعا به طرف كليساى كشتى هجوم آوردند. من ديدم از همه جلوتر، آن افرادى آمدند كه منكر خدا بودند. پرسيدم : شما اينجا چه مى كنيد؟ گفتند: ما حالا فهميديم حق با شما خداپرستان است و انسان پناهگاه مى خواهد.
داستان مرد سرگردانى را كه در امر خداشناسى گرفتار شك و ترديد شده بود، و امام صادق (ع ) از همين راه فطرى و درونى او را ارشاد و راهنمايى فرمود، همه شنيده ايم . عرض كرد.
يابن رسول الله ! دلنى على الله ما هو؟ فقد اكثر على المجادلون و حيرونى !
اى فرزند رسول خدا (ص )! مرا به خدا راهنمايى كن ! او كيست ؟ زيرا وسوسه گران مرا حيران و سرگردان ساخته اند.
فقال له الامام (ع ): يا عبدالله ! هل ركبت سفينة قط؟ قال نعم قال فهل كسر بك حيث لاسفينة تنجيك و لا سباحة تغنيك ؟ قال نعم !
امام فرمود: اى بنده ى خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى ؟ عرض كردم : آرى ! فرمود: هرگز كشتى تو شكسته است ، در آنجا كه هيچ كشتى ديگرى براى نجات تو نبوده و قدرت بر شناگرى نداشته باشى ؟ عرض كردم : آرى !
قال فهل تعلق قلبك هنالك ان شيئا من الاشياء قادر على اءن يخاصك من ورطتك ؟ قال : نعم .
فرمود: در آن حالت ، آيا قلب تو به اين امر متوجه شد كه وجودى هست كه مى تواند تو را از آن مهلكه نجات دهد؟ عرض كردم : آرى !
قال الصادق (ع ): فذلك الشى هو الله القادر على النجاء حيث لامنجى و على الاغاثة حيث لا مغيث .
امام صادق (ع ) فرمود: او خداونديست كه قادر بر نجات است ، در آنجا كه هيچ نجات دهنده و فرياد رسى نيست . (90)
چرا امر شده كه در هر حال (سختى و آسايش ) دعا كنيم ؟

 

next page

 

     

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.