خانه » اسلام شناسي » حکایت آموزنده 9
23  

حکایت آموزنده 9

جابر جعفى نقل مى كند:


بعد از خاتمه اعمال حج ، با جمعى به خدمت امام محمد باقر علیه السلام رسیدیم

  هنگامى كه خواستیم با حضرت وداع كنیم ، عرض ‍ كردیم توصیه اى بفرمایند!

اظهار داشتند:

– اقویاى شما به ضعفا كمك كنند!

اغنیا از فقرا دلجویى نمایند!

هر یك از شما خیر خواه برادر دینى اش باشد. و آنچه براى خود مى خواهد

براى او نیز بخواهد!

اسرار ما را از نااهلان مخفى دارید، و مردم را بر ما مسلط نكنید!

به گفته هاى ما و آنچه از ما به شما مى رسانند توجه كنید؛ اگر دیدید

موافق قرآن است ، آن را بپذیرید و چنانچه آن را موافق قرآن نیافتید،

بر زمین بیاندازید!

اگر مطلبى بر شما مشتبه شد، درباره آن تصمیمى نگیرید و آن را به ما

عرضه دارید تا آن طور كه لازم است براى شما تشریح كنیم .

اگر شما چنین بودید كه توصیه شد و از این حدود تجاوز نكردید و پیش ‍

از زمان قائم ما كسى از شما بمیرد، شهید از دنیا رفته است . هر كس

قائم ما را درك كند و در ركاب او كشته شود، ثواب دو شهید دارد و هر

كس در ركاب او یكى از دشمنان ما را به قتل برساند، ثواب بیست شهید

خواهد داشت .

بحارالانوار جلد 2 صفحه 236

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.