خانه » كتاب : داستانهاى استاد » شكوه از على (ع )
23  

شكوه از على (ع )

پيغمبر (ص )، على را به فرماندهى لشكرى به يمن فرستاد.
هنگام بازگشت على (ع ) براى ملاقات پيغمبر، عزم مكه كرد. در نزديكيهاى مكه ، فردى را به جاى خويش به سرپرستى لشركيان اسلام گذاشت و خود براى گزارش سفر زودتر بسوى رسول اللّه شتافت .


آن شخص حلّه هائى را كه على (ع ) همراه آورده بود در بين لشكريان تقسيم كرد تا با لباسهاى نو وارد مكه بشوند، وقتى كه على (ع ) برگشت و اين منظره را ديد، به اين عمل اعتراض كرد، و آن را بى انضباطى دانست ، زيرا نمى بايست قبل از آنكه از پيغمبر اكرم (ص ) كسب تكليف شود، درباره آن اشياء و غنائم تصميمى گرفته شود. و در حقيقت از نظر على (ع ) اين كار نوعى تصرف در بيت المال بود كه بدون اطلاع و اجازه مسلمين انجام مى شد. از اين رو على (ع ) دستور داد: حله ها را از تن خود بكنند و آنها را در جايگاه مخصوص قرار داد كه تحويل پيغمبر اكرم (ص ) داده شود تا آن حضرت خودشان درباره آنها تصميم بگيرد.
لشركيان على (ع ) از اين عمل ناراحت شدند، همين كه به حضور پيغمبر اكرم (ص ) رسيدند و آن حضرت احوال آنها را جويا شد، فورا از خشونت على (ع ) در مورد حلّه ها شكايت كردند.
پيغمبر اكرم (ص ) آنان را مخاطب قرار داده و فرمود: ((مردم ! از على شكوه نكنيد كه به خدا سوگند او در راه خدا شديدتر از اين است كه كسى درباره وى شكايت كند))(61).

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.