خانه » كتاب : داستانهاى استاد » اول همسايه بعد خانه
23  

اول همسايه بعد خانه

امام مجتبى (ع ) مى گويد: در دوران كودكى ، شبى بيدار ماندم و به نظاره مادرم زهرا (س ) در حاليكه مشغول نماز شب بود، گذراندم .
پس از آنكه نمازش به پايان رسيد متوجه شدم كه در دعاهايش يك يك مسلمين را نام مى برد و آنها را دعا مى كند، خواستم بدانم كه درباره خودش چگونه دعا مى كند.
اما با كمال تعجب ديدم كه براى خود دعا نكرد.
فردا از او سؤ ال كردم : چرا براى همه دعا كردى ، اما براى خودت دعا نكردى ؟
فرمود: يا ينّى : الجار ثم الدار.
پسرم ، اول همسايه بعد خودت !(63)

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.