خانه » کتاب: داستانهاي شگفت (صفحه 3)

کتاب: داستانهاي شگفت

دادرسى از محتضر

129 – دادرسى از محتضر حضرت حجة الاسلام آقاى حاج سيد اسداللّه مدنى در نامه اى كه مرقوم فرموده اند چنين مى نويسند: روز عيدى بود (يكى از اعياد مذهبى ) نزديك ظهر به قصد زيارت مرحوم آيت اللّه حاج سيد محمود شاهرودى قدس …

ادامه نوشته »

آماده شدن مقدمات زيارت كربلا

128 – آماده شدن مقدمات زيارت كربلا (داستان دوم ) قريب بيست سال قبل شب جمعه بود با آقا سيد باقر خياط و جمعى رفتيم مسجد جمكران همه خوابيدند و من بيدار بودم و فقط پير مردى بيدار بود و شمعى در پشت بام …

ادامه نوشته »

توفيق زيارت و پذيرايى

127 – توفيق زيارت و پذيرايى مكرر شنيده بودم كه يكى از اخيار زمان به نام حاج محمد على فشندى تهرانى ، توفيق تشرف به خدمت حضرت بقية اللّه عجل اللّه تعالى فرجه نصيبش شده و داستانهايى دارد دوست داشتم او را ببينم و …

ادامه نوشته »

كورى چشم به واسطه كور كردن چشمه

126 – كورى چشم به واسطه كور كردن چشمه يكى از بزرگان اهل علم و تقوا نقل فرمود يكى از بستگانشان در اواخر عمرش ملكى خريده بود و از استفاده سرشار آن زندگى را مى گذارند پس از مرگش او را ديدند در حالى …

ادامه نوشته »

سقوط از مقام رفيع

123 – سقوط از مقام رفيع مخلص متقى و صفى زكى ، مرحوم حاج غلامحسين (معروف به تنباكو فروش به مناسبت شغلش ) رحمة اللّه عليه تقريبا چهل سال قبل نقل فرمود كه من به مرحوم آيت اللّه سيد ابوطالب ارادتمند بودم و شبها …

ادامه نوشته »

اهانت به علويه

120 – اهانت به علويهبزرگى از علماى اعلام و سلسله جليله سادات كه شايد از ذكر نام شريفش راضى نباشد نقل فرمود: وقتى پدر علامه ام را در خواب ديدم ، پرسشهايى از ايشان نمودم و پاسخهايى شنيدم :1 ارواحى كه در عالم برزخ …

ادامه نوشته »