23   شهــيد محــمد ابراهيم همت

عدالت على (ع )

روزى على – عليه السلام – گردن بندى در گردن دخترش زينب مشاهده كرد، فهميد كه گردن بند مال خود او نيست .
پرسيد: اين را از كجا آورده اى ؟
دختر جواب داد: آن را از بيت المال ((عاريه مضمونه )) گرفته ام ، يعنى عاريه كردم و ضمانت دادم كه آن را پس بدهم .
على – عليه السلام – فورا مسئول بيت المال را حاضر كرد و فرمود:
– تو چه حقى داشتى اين را به دختر من بدهى ؟
عرض كرد: يا اميرالمؤ منين ! اين را به عنوان عاريه از من گرفته كه برگرداند.
حضرت فرمود: به خدا قسم اگر غير از اين بود، دست دخترم را مى بريدم .

   

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.